گاهی
دلتنگی را نمی شود گفت
نمی شود کشید
نمی شود نوشت
فقط می شود
دل تنگ شد
گاهی
دلتنگی را نمی شود گفت
نمی شود کشید
نمی شود نوشت
فقط می شود
دل تنگ شد
چقدر زیبا شده ای
چقدر زیبایی در تو موج میزند
چقدر مهربانی به چشمهای تو میآید
چقدر عاشقی با تو خوب است
از شعر بلند "از تهران تا کابل دوستت دارم"
نمی شود که بشود
هیأت داوران بخش ویژهی هفتمین دورهی جایزهی «کتاب سال شعر – خبرنگاران» نامزدهای خود را معرفی کرد.
به گزارش بخش ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، هیأت داوران دورهی هفتم در بخش ویژه (شاعران فارسیزبانی که تاکنون در ایران مجموعهی شعر منتشر نکرده، اما دستکم بهاندازهی یک کتاب شعر دارند)، متشکل از اسدالله امرایی، ساره دستاران و یاسین نمکچیان، در بخش دوم داوری، آثار دریافتی از شاعران زیر را - بهترتیب حروف الفبا - بهعنوان نامزدهای نهایی این دوره معرفی کرد:
فریبا شادلو، ابراهیم عادلنیا، شیوا قدیری، داوود مالکی، احمدعلی نامداریان، هادی هزاره (از کابل، افغانستان) و حسن همایون.
دبیرخانهی جایزهی «کتاب سال شعر – خبرنگاران» با تشکر از 56 شاعری که در بخش ویژهی هفتمین دوره شرکت کردهاند، نامزدهای بخش کتاب سال را هم پیشتر با داوری علیرضا بهرامی، پوریا سوری، آرش شفاعی، پونه ندائی و رسول یونان، به شرح زیر – به ترتیب حروف الفبا - معرفی کرده است:
بکتاش آبتین (پُتک / چشمه) ، رُزا جمالی (این ساعت شنی که به خواب رفته است... / چشمه) ، علیرضا عباسی (پروانهای از متن خارج میشود / آهنگ دیگر) ، گروس عبدالملکیان (حفرهها / چشمه) ، سعدی گلبیانی (برگهای بیعشوهی ختمی / چشمه) ، پوریا گلمحمدی (اینجا هیچ خیابانی بیطرف نیست / آوای کلار) ، سارا محمدی اردهالی (برای سنگها / چشمه) ، علیرضا نوری (دلقکها گریه میکنند / آهنگ دیگر) و مجید یاری (سیب قهوهای / بوتیمار).
انتهای پیام
همه لب هایی که می بوسم
با من چه کرده ایی
تنها
بوسیدن خودم را دوست دارم
در آخرین نشست «عصر روشن» عنوان شد/
کریمی: اشعار «اینجا هیچ خیابانی بیطرف نیست» ایجاز مناسبی دارند

کتاب «اینجا هیچ خیابانی بیطرف نیست» شب گذشته در جلسه نقد «عصر
روشن» با حضور پوریا گل محمدی؛ شاعر و عباس کریمی؛ منتقد ادبی نقد و بررسی
شد.
به گزارش سینماپرس، در ابتدای این نشست پوریا گلمحمدی تعدادی از اشعار
مجموعه شعرش را با عنوان «اینجا هیچ خیابانی بیطرف نیست» خواند.
در
ادامه عباس کریمی؛ منتقد این کتاب گفت: در ابتدا باید نکته ای را متذکر
شوم که این روزها و البته خیلی پیش از این تعریف شعر مثل ساختار زبان تغییر
کردهاست. بعضی از دوستان هنوز قبول ندارند که شعر تنوع و تطور پیدا کرده و
برایش تعاریف جدیدی پیدا شده است. دیگر نمیتوان فقط یک کلام موزون و مقفا
را شعر دانست. البته منظورمان این هم نیست که هرچه مقفا و موزون باشد شعر
نیست اما حرف کلی من این است که بهتر است به بیان روز شعر بیشتر توجه کنید
تا به تعاریف و منتقدان به این نکات توجه بیشتری داشته باشند.
وی
افزود: کتاب آقای گلمحمدی مجموعهای شامل چند شعر نو است. امروز از
مقولههای مختلفی از جمله شعر حجم، شعر زمان و ... در حوزه شعر صحبت می
شود. شعر نو در تعریفی که من اینجا دارم به انواع نیمایی، موزون و شعر سپید
یا آزاد اطلاق می شود.
این منتقد ادبی در ادامه گفت: کتاب «اینجا
هیچ خیابانی بیطرف نیست» را که باز می کنیم این حس به ما دست میدهد که
داریم یک کتاب شعر میخوانیم. چون اینطور نیست که شاعر کلمات را کنار هم
چیده باشد و به زور خواسته باشد که شعر از آب در بیاورد. برخی از کتاب ها
را می بینیم که در حقیقت نثرند و کلمات را کنار هم چیده اند تا حالت شعر
پیدا کند اما این کتاب این طور نیست.
نویسنده کتاب «ققنوس» در
ادامه گفت: در خوانش شعرها، ترکیبهایی دیدم که به نظرم خیلی جا
نیافتادهاند. بعضی مواقع در شعر جابهجاییهایی انجام میدهیم که موجب
زیبایی شعر میشود. این جابهجایی به موقع ایجاد پارادوکس میکند و گاهی
هم باعث ایجاد نگاه متفاوت میشود. در شعر ابزارهایی برای این کار داریم که
در داستان و رمان متفاوت است برای همین دستمان برای ایجاد تضاد بازتر است
اما باید به جا باشد. در برخی از اشعار این کتاب این حالت خوب از آب در
نیامده است. نمونههایش شعرهای صفحه 11 و 63 کتاب هستند. مثلا شعری که در
آن مورچه عاشق زرافه شده و میخواهد او را ببوسد. اما نمیداند چند روز
باید از گردن او بالا برود. شاید نوع نگاه در این شعر متفاوت باشد، اما در
این گونه مواقع ترکیب فیل و فنجان بیشتر جا افتاده است تا مورچه و زرافه.
شاعر به قیاسی را انجام داده که زیاد هم جالب نیست.
کریمی در ادامه
با اشاره به این که گلمحمدی در بعضی مواقع به کاریکلماتور نزدیک شده است
اما بعضی از مقاطع و شعرهای کتاب، ایجازهای بسیار خوبی دارند افزود: برخی
از اشعار کتاب در بخشی جدا و درباره مترسک هستند. این شعرها جالب هستند اما
بعضی از آنها دچار معضل موجزگویی بیش از حد شدهاند.
نویسنده
کتاب «کتاب و کتابخوانی» افزود: در برخی مقاطع کتاب مانند شعر صفحه 17 ظهور
جرقههای شاعرانه را شاهدیم. در اینگونه شعرهاست که آنِ شاعرانه گلمحمدی
را میبینیم و این شعری است که من به آن جوششی میگویم و به نظرم احساس
توام با اندیشه، هنگام سرودنش شاعر را در بر گرفته است. یعنی شعر دقیقا در
آن موقع سروده شده و خیلی دست نخورده است یعنی از آن شعرهایی است که وقتی
میآیند، کامل میآیند. برخی از اشعار فقط احساسی هستند و در آنها موضوع
مقداری شخصی میشود ولی مواقعی هست که مثل این شعر کلام به پختگی میرسد.
وی
در پایان گفت: به نظر می رسد اشعار این کتاب در سه دوره جداگانه سروده شده
اند و سه دوره زایش فکری برای شاعر اتفاق افتاده است. چه خوب است که اگر
این کتاب به چاپ بعدی برسد، این دسته بندی به طور صریح انجام شود. به علاوع
شعرهای کوتاه گلمحمدی در این کتاب، چه از نظر ساختار و چه از نظر بیان به
کلی از شعرهای بلندش منفک و جداست.
پس از صحبت های عباس کریمی برنامه
با مراسم شعر خوانی آرش نصرت الهی ادامه داشت و وی در فرصتی کوتاه در
ارتباط با وضعیت نشر و بازار کتاب صحبت های کوتاهی انجام داد.
در ادامه
سخنران دوم این مراسم که برای نقد کتاب «فصل کاشتن کلمات»؛ سروده نصرت الهی
دعوت شده بود صحبت های خود را با پرداختن به شب یلدا آغاز کرد و با اشاره
به سنت شعرخوانی ایرانیان در بلندترین شب سال در نقد کتاب گفت: کتاب شروعی
احساسی دارد و در حقیقت شعرهایی که در ابتدا آمده است بیشتر درونمایه حسی
را نمایان می کند.
وی افزود: به این ترتیب شاعر اتفاقاتی مینیاتوری را
در شعرهایش جاری ساخته که از این نظر خوب است. در روایت شعری کتاب زبان شعر
مربوط به دهه 70 است و آن، حضور راوی در روایت است؛ چیزی که غربیها در
داستان به آن متافیکشن میگویند. این روایت مینیاتوری به شما به عنوان
مخاطب، ضربه میزند و کاری که میکند این است که یک شعر کامپکت و فشرده به
شما نشان میدهد.
پس از پایان صحبت های بهنود مراسم با شعرخوانی
شاعران حاضر ادامه پیدا کرد و شاعران جوان شعرهایی در سبک های مختلف
خواندند و منتقدان حاضر در مورد برخی از شعر ها صحبت کردند.
بخش
پایانی این مراسم میزگردی با عنوان «زبان در شعر امروز» با حضور رسول یونان
و علیرضا بهنام بود که در ابتدای این میزگرد یونان در مورد زبان در شعر
گفت: وقتی از زبان حرف میزنیم، از عاملها و نقشهای زبانی حرف میزنیم که
در مقابل نقشههای زبانی وجود دارند. چیزی که مهم است، ارتباط است. در بحث
ما هم ارتباط پیام با زبان شعری مهم است. وقتی شاعری شعر میگوید، اگر از
نقشههای 6 گانه زبان، بیشترین توجه را به پیام داشته باشد، به نظر قدما
اینجاست که نزدیک به شکلگیری شعر است.
بهنام نیز ادامه داد:
تاریخچه شکل گیری زبان در شعر دوره های مختلف است و شعر امروز باید در زبان
معاصر باشد تا مخاطب ارتباط برقرار کند.
پایان این مراسم هرمز
همایونپور مدیر کتابفروشی روشن گفت: الان که جلسه آخر عصر روشن است،
میخواهم از همه تشکر کنم و بگویم نکتهای که من را تشویق کرد که به این
جلسات ادبی بیایم، داستانی است که میخواهم برایتان بگویم تا بدانید
آدمهایی مثل من که سنشان زیاد است، تحت تاثیر این وقایع قرار میگیرند.
آن داستان هم این بود که سال گذشته، در یکی از جلسات عصر روشن، یکی از
دوستان سخنرانی میکرد که گویی عقایدش با عقاید حاضران در جلسه، همخوانی
چندانی نداشت. من خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم آن آقا حرفهایش را منطقی بیان
کرد و دیگران هم منطقی پاسخهایشان را دادند. جلسه هم دوستانه تمام شد.
این برایم خیلی مهم بود. چون زمان ما چنین چیزی سابقه نداشت و حوصلهها
بسیار کم بود.
انتهای پیام/ن.ف
انتهای خبر / شبکه خبری سینمای ایران/ کد خبر 39311
جلسه نقد شعر کتاب پوریا گل محمدی "اینجا هیچ خیابانی بی طرف نیست" در نشست عصر روشن برگزار شد.
ادامه خبر در ایسنا
ساعت 30/ 14 پنجشنبه 30 آذرماه91 در سی دومین نشست «عصر روشن» علیرضا بهنام و رسول یونان دربارهی «زبان شعر امروز» صحبت خواهند کرد.
در ادامه "پوریا گلمحمدی" اشعاری را از کتاب خود » اینجا هیچ خیابانی بیطرف نیست» (چاپ1390/ ناشر: آوای کلار) خواهد خواند و "عباس کریمی" به نقد و بررسی این کتاب می پردازد.
شاعر دیگر در این نشست "آرش نصرتاللهی" است که اشعاری از کتابش «فصل
کاشتن کلمات» (چاپ 1390/ناشر: چشمه) می خواند و "علیرضا بهنام"
دربارهی این کتاب صحبت خواهد کرد.
این نشست با سخنرانی "هرمز همایونپور" فعال پیشکسوت عرصهی نشر به پایان خواهد رسید.
سیودومین نشست عصر روشن بهدلیل همزمانی با شب یلدا، استثنائا از ساعت 14:30 روز پنجشنبه آغاز میشود.
نشانی محل برگزاری نشست، خیابان سمیه تهران، نرسیده به تقاطع مفتح، محل سابق کتابسرای روشن است.
دوستانی که با مترو می آیند می توانند از ایستگاه طالقانی به محل برگزاری نشست برسند.
پایان پیام.


برای جنگ همیشه وقت هست
بیا کمی صلح کنیم
من نامه یی برایت می نویسم
تو هم بوسه یی برای من بفرست
نکته: همه شعرهای این وبلاگ سروده های پوریا گل محمدی است
حرف تازه یی نیست
جز اینکه
هنوز دوستت دارم!
تو که از آب می ترسی
چرا خواهان دریایی
رفتن پا نمی خواست
دل می خواست
که تو نداشتی
هیچ کس مرا نمی خواهد
حتا دریا
جنازه ام را به ساحل فرستاد