تبليغاتX
ايسيل

ايسيل



روزنامه اي كه شايد خودزني كرده است!؟


وقتي روزنامه شرق توقيف شد،براي پيدا كردن متهم،‌بيشتر نگاه ها به سمت رقيبان سياسي  و مطبوعاتي اين روزنامه چرخيد؛و كم تر كسي دوست داشت احتمال بدهد ، ممكن است اين متهم خود روزنامه شرق باشد!روزنامه اي كه شايد خود زني كرده است !؟

 

اين كه اين روزها در ايران هر مشكل داخلي به دولت آقاي "احمدي نژاد" نسبت داده مي شود،يك حركت و شگرد تكراري است كه در كشور ما چندان نا آشنا نيست!اين حركت درست حكايت به وجود آمدن و جدايي احزاب پيش و پس از انتخابات است كه هميشه اتفاق مي ا فتد. براي پي بردن به اين حواث تكراري تنها كافي است نگاهي به تاريخ ايران بيندازيم تا ببينيم كه اين شگردها بارها و بارها در تاريخ  و حتا جهان اتفاق افتاد وتازه گي آن براي برخي از ما به اين دليل است كه ؛از گذشته خود ، جامعه و ديگران  آگاهي چنداني نداريم.

شكست خوردگان انتخابات گذشته، براي آنكه بتوانند به شكلي اثبات كنند كه رقيب پيروز آنها در هدايت كشور ناتوان است،هر اتفاقي كه مي افتد، به دولت نسبت مي دهند ؛حتا ناتواني خود را! به عنوان مثال سال هاست كه با مشكل شمارگان كتاب و عدم علاقه جامعه به مطالعه روبه رو هستيم . امروز كه اين درد كهنه دارد ناشران را از پا مي اندازد، عده اي از فرصت استفاده كرده وهمه تقصير ها را به گردن دولت امروز مي اندازند. البته نمي خواهم بگويم ، دولت دراين بازار خراب كتاب و كتاب نخواني بي تقصير است، بلكه گناه او چندين برابر ديگران است؛ اما، هدف از اين سخن ، توجه به حركت تكراري  پنهان كردن  ضعف هاي خود و همه ي گناه ها را به گردن ديگري انداختن است. واقعيت اين است كه در هر اتفاقي، بخشي از تقصير به ما بر مي گردد؛اين تقصير مي تواند، به شكلي مستقيم روي كار تاثير گذاشته باشد ؛يا،‌ در طي زمان وبه شكل غير مستقيم. حالا اينكه عده اي سعي مي كنند همه تقصير ها را به گردن ديگران بياندازند ،‌از سياست آنهاست.  استفاده از سخنان روشنفكران و تحصيل كردگان براي رسيدن به هدف نيز از ديگر كارهاي تكراري اين افراد و احزاب است.  
نبايد ‌خيلي سطحي بين و ساده باشيم، به شكلي كه هر كسي بتواند از ما وانديشه هاي ما به شكلي ابزاري سود جويي كند. انسان بايد تمام جوانب كار را در نظر بگيرد و از اظهار نظر سطحي بپرهيزد. بايد حافظه تاريخي خود را مدام مرور كنيم تا از تكرار تجربه هاي غط جلوگيري شود. به شكلي مي توان گفت: كارهاي انسان تكرار به روز شده ي( مدرن) رفتارهاي گذشته است. متاسفانه اين روزها در جامعه ما ، افراد با پيش آمدن هر اتفاقي با پس زمينه ذهني  كه دارند ، به شكلي عجولانه جبهه مي گيرند و خواسته يا ناخواسته بازيچه ي  دست سياستمداران و احزاب مي شوند. اگر چه عكس العمل سريع نشان دادن نسبت به وقايع بسيار خوب است ، اما اين عكس العمل بايد براساس آگاهي و توانايي باشد تا جامعه را به گمراهي نبرد.   

هميشه اتفاق آن چيزي نيست كه به وقوع مي پيوندد و حادثه آن چيزي نيست كه ما مي بينيم و خبر هم هميشه آن چيزي نيست كه ما مي شنويم. حالا كه شرق رقيب ديروز حزب حاكم (دولت) ورقيب امروز اوست، آيا هر اتفاقي كه براي او بيفتد بايد دليل آن را رقيب دانست؟

شرق نخستين روزنامه اي نيست كه در كشور ما توقيف مي شود و آخرين آن هم نخواهد بود! اگر به گذشته مراجعه كنيم در توقيف آنچه در جامعه ما آگاهي بخش بوده ، يَد طولايي داشته و داريم. تاريخ ما پر است از توقيف نشريه و روزنامه و كشتن روزنامه نگار و غيره! تنها كافي است نگاهي به كتاب « از صبا تا نيما » اثر يحيي آرين پور بيندازيد تا ببيند كه بر مطبوعات و به خصوص آنها كه ادبياتي زنده تر و مبارزتر داشته اند، چه گذشته است.
اما هميشه اتفاق آن چيزي نيست كه به وقوع مي پيوندد و حادثه آن چيزي نيست كه ما مي بينيم و خبر هم هميشه آن چيزي نيست كه ما مي شنويم. حالا كه شرق رقيب ديروز دولت ورقيب امروز اوست، آيا هر اتفاقي كه براي او بيفتد بايد دليل آن را رقيب دانست؟ آيا اين حركت كه ما بدون تفكر و تنها به دليل اينكه دوست نداشته ايم آقاي " احمدي نژاد" رئيس جمهور شود،هر اتفاقي را به گردن دولت و ديگران بيندازيم يك حركت روشنفكرانه محسوب مي شود؟ آيا روشنفكر يعني كسي كه در هرزمينه اي با دولت حاكم مخالف باشد؟ آيا حركت برخلاف يك دولت هميشه نتيجه خوبي خواهد داد؟‌  
در سال هاي اخير دولت از هركسي كه حمايت كند، منفور جامعه تحصيل كرده و هر كسي را كه به زندان بياندازد،اسطوره و نماد مي شود. شايد يكي از دلايل به بيراه رفتن تلاش روشنفكري در جامعه ما اين است كه بيشتركساني اولگوي مقاومت و مبارزه روشنفكري در جامعه قرار گرفته اند كه ؛ به خاطر مخالفت هاي دولت با سرو صداي آنها بزرگ شده اند تا اينكه صاحب اثر يا انديشه بزرگي باشند.
آيا همسو نبودن انديشه رقيب پيروز (دولت) با روزنامه «شرق» نمي تواند بهترين دليل براي اين باشد كه هر اتفاقي كه براي او مي افتد به شكلي دولت و انديشه هاي دولت امروز را مقصر عنوان كند؟ ‌البته اين به معناي اين نيست كه اگر دولت مقصر است،آن را ناديده بگيريم! بدون شك در توقيف ناحق نشريات در هر دوره اي،دولت حاكم نيز مقصر خواهد بود! اما هدف اصلي سخن ما در اينجا، توقيف روزنامه نيست ؛ بلكه توجه به اين نكته است كه صاحبان فكر و انديشه به چه قيمتي در حمايت يا رد يك اتفاق اظهار نظر مي كنند؟ 
 
روزنامه شرق به شكلي موفق در جامعه حضور پيدا كردو توانست بهترين جايگاه را در ميان قشر تحصيل كرده پيدا كند. آيا اين جايگاه نمي تواند به عنوان سلاحي براي ديگر رقيبان و فريب افكار عمومي قرار بگيرد؟ اگر بپذيريم كه مبارزه انتخاباتي حزبي كه روزنامه شرق از آن حمايت كرد،هنوز با حزب حاكم ادامه دارد، آيا نمي شود گفت؛ اين توقيف شايد ساختگي باشد تا حزب شكسته خورده براي جامعه بيشتر عزيز شود؟ و از طرفي حزب حاكم به دليل توقيف يك روزنامه مورد قبول جامعه مورد انتقاد قرار بگيرد؟

آيا تمام حوادث منفي جامعه به عهده دولت است،‌ يا بايد به اين هم شك كرد كه عده اي كه سال ها قدرت را در دست داشته اند‌،‌به دليل از دست دادن قدرت ؛ به هر وسيله اي و به هر قيمتي در حال گرفتن انتقام از جامعه و مردم و حزب حاكم هستند؟ آيا برخي از مشكلات حاضر نمي تواند به دليل كوتاهي  احزاب حاكم گذشته باشد، كه امروز شكست خورده و از قدرت دوره مانده اند؟‌

نبايد فراموش كردكه برخي از احزاب و افراد تنها به قدرت مي انديشند ، نه جامعه و مردم؟‌
طرح اين پرسش هاو احتمالات تعطيل شدن شرق به معناي حمايت از حزب حاكم (دولت) كنوني،يا ديگر رقيبان شرق و يا محكوم كردن انديشه هاي دست اندركاران آن نيست؛ بلكه در نظر گرفتن همه احتمالات و حمايت از روشنفكر و اهل تفكراست. اهل تفكر و انديشه اي كه گاهي به دلايل داشتن اطلاعات غلط و كوتاهي در به دست آوردن اطلاعات صحيح ،‌در دامي مي افتند كه از پيش براي آنها پهن شده است؛ و به راحتي ابزار دست  ديگران واقع مي شوند.  دراين جا نه قصد حمايت از كسي است و نه حمله به كسي ؛ تنها ارايه برخي احتمالات پيش آمدن يك حادثه و اجازه دادن به مخاطب براي تصميم گيري.  

طرح اين پرسش هاو احتمالات تعطيل شدن شرق به معناي حمايت از حزب حاكم (دولت) كنوني،يا ديگر رقيبان شرق و يا محكوم كردن انديشه هاي دست اندركاران آن نيست؛ بلكه در نظر گرفتن همه احتمالات و حمايت از روشنفكر و اهل تفكراست. اهل تفكر و انديشه اي كه گاهي به دلايل داشتن اطلاعات غلط و كوتاهي در به دست آوردن اطلاعات صحيح ،‌در دامي مي افتند كه از پيش براي آنها پهن شده است

آنچه در ادامه مي آيد ، احتمالاتي است كه مي تواند دليل توقيف يا تعطيلي شرق باشد. حالا هركسي مي تواند با توجه به اين احتمالات و بررسي آنها و احتمالاتي كه خود در ذهن دارد، نگاهي منطقي تر به اين حادثه داشته باشد. باز هم تاكيد مي كنم كه هدف از اين كار ، جلب توجه مخاطب و جامعه به اين نكته است كه نبايد با اطلاعات غلط و يا ساخته گي و يا نا كافي نسبت به هر چيزي عكس العمل سريع نشان دهيم و اقدام به اظهار نظر كنيم! ‌همانقدر كه كوتاهي و بي توجهي به جامعه و مردم اشتباه است،اظهار نظر عجولانه و حمايت هاي عجولانه نيز اشتباه است و جامعه را به نابودي مي كشد. اظهار نظر يك انسان روشنفكر كه چشم جامعه به حرف هاي اوست،بسيار مهم و خطرناك است!گفتن يك حرف چندان دشوار نيست اما هدايت كردن آن حرف ياتصحيح و پس گرفتن آن بسيار دشوار و گاهي غير ممكن است.

*****
و اما احتمالات تعطيل شدن روزنامه شرق:
1-  تخلفات مطبوعاتي و بي توجهي به هشدار : دادگاه مطبوعات به روزنامه شرق دستور مي دهد به دليل تخلفات زياد كه گفته مي شود صد مورد بوده است ، مدير مسوول خود را طي  يك ماه آينده تغيير دهد.اين روزنامه نمي تواند درطول اين مدت كوتاه مدير مسوول جديد خود را معرفي كند به همين دليل توقيف مي شود. شرق به دليل كوتاه بودن زمان تعيين شده ،نمي تواند مدير مسول جديد خود را معرفي كند به همين دليل توقيف مي شود. اين چيزي است كه صاحبان شرق نيز تاييد كرده اند.


2-  توهين :شرق به دليل كشيدن يك كاركاتور كه توهين آميزه محسوب شده ،‌توقيف شده است.   

3-  خستگي نيروها: شرق به دنبال بهانه اي بوده است كه بتواند مدتي روزنامه را تعطيل كند تا نيرو هاي او كه باتلاش هاي زياد در سال هاي اخير خسته شده بودند ،‌استراحت كنندو با تجديد قوا به كار خود را ادامه دهند. پس تعطيل شدن روزنامه از طرف ديگران ،‌نه تنها نمره منفي براي روزنامه محسوب نمي شود ،‌بلكه با توجه به اينكه از طرف دولت متهم شده است، يك نمره مثبت نيز خواهد بود.


4-  پايين آمدن  كيفيت : به گفته بسياري از مخا طبان جدي روزنامه شرق، اين روزنامه در سال هاي اخير دچار اُفت كيفيت شده بوده و نمي توانست مانند سال هاي نخستين فعاليت خود ،‌مخاطبان را راضي كند ؛ پس براي فرار از اين اتهام نياز به يك وقفه براي برطرف كردن ضعف هاي خود داشت ، پس چه چيزي بهتر از توقيف....

 

 

5- غيبت به نفع "اعتماد ملي" :  نبود شرق به نفع روزنامه "اعتماد ملي" است كه نمي توانست خود را به "شرق" برساند. اين روزنامه مي تواند با دريافت امتيازاتي از صاحبان روزنامه  اعتماد ملي ، به هر بهانه اي از كار دست بكشد تا اين روزنامه بتواند در جامعه براي خود جايگاهي بهتر دست و پا كند. فروش روزنامه اعتماد ملي پس از تعطيلي روزنامه شرق به اعتقاد بسياري از روزنامه فروشان به بيش از سه برابر رسيده است. از طرفي قيمت روزنامه نيز از 100 تومان به 150 تومان افزايش يافته . پرسش اين است ، اگر روزنامه شرق منتشر مي شد ، اعتماد ملي مي توانست دست به چنين اقداماتي بزند و فروشش به سه برابر برسد؟‌  


6- ضربه اي به رقيب : توقف روزنامه شرق به هردليلي ، به زيان رقيب انتخاباتي آنهاست. اگر بپذيريم كه رقابت حزبي براي به قدرت رسيدن هنوز ادامه دارد ، تعطيلي شرق يك نمره منفي براي حزب رقيب،كه هم اكنون دولت در اختيار اوست ،‌محسوب مي شود.


7- بهانه اي براي سانسور: توقيف شدن شرق يكي از بهترين  راه ها براي فرار از انتشار برخي مطالب ناهماهنگ با سياست هاي روزنامه است. روزنامه شرق با توجه به جايگاهي كه در ميان جامعه تحصيل كرده و روشنفكر دارد ، و با توجه به شكلي كه از خود نشان داده بود، مجبور بود ‌براي از دست ندادن جايگاهش برخي از مطالبي را هم  كه با سياست هاي او هماهنگ نبود منتشر كند. اما حالا به اين بهانه كه اگر اين مطلب را منتشر كنيم روزنامه توقيف مي شود ،‌ مي تواند به راحتي ، مطالبي را كه با سايت هاي او هماهنگ نيست سانسور يا حذف كند.

8- فرار از وعده هاي داده شده. اگر روزنامه وعده هايي داده باشد كه قصد اجراي آنها را نداشته ، امروز مي تواند به راحتي از اجراي آنها فرار كند. براي مثال اگر به برخي خبرنگاران وعده كرده باشد كه پس از مدتي شما را بيمه و يا استخدام مي كنيم ،‌ امروز به بهانه اينكه با مشكل مواجه شده است،‌مي تواند تا چندين سال ديگر از زير بار اين مسووليت شانه خالي كند بدون آنكه به اعتبارش در جامعه مطبوعاتي صدمه وارد شود. حتا مي تواند برخي از نيروهاي خود را نيز اخراج كند!

  
احتمالات ديگري نيز وجو دارد كه توجه به آنها را به عهده خود خواننده مي سپارم . نبايد از يادبرد كه ذكر احتمال نشان تاييد و صحت آن نيست ،‌بلكه هدف توجه به آن است. بايد هميشه به اين فكر كنيم كه افراد هنگام مبارزه از هر سلاحي كه در دست داشته باشند استفاده مي كنند و دراين ميان استفاده ازمخاطبان چندان دوراز ذهن نيست. به راستي احتمال خود زني روزنامه شرق براي برحق نشان دادن خود و گرفتن امتياز از روشنفكران چقدراست؟‌ شرق چقدر براي حزب پيروز خطرناك بود كه حاضر باشد به هر قيمتي آن را تعطيل كند؟‌ بسياري از روشنفكران با شرق يا بدون شرق با حزب پيروزي كه دولت را به دست گرفته مخالف هستند ، سود و زيان تعطيلي شرق براي حزب حاكم چقدر است؟ آيا تعطيلي شرق باعث آن خواهد شد كه مردم روزنامه "كيهان" بخوانند و يا با حزب پيروز همراه شوند؟‌ به راستي سهم دولت در تعطيلي روزنامه شرق چقدر است ؟ و يا سهم خود شرق ؟


*******
با مشاهده اشتباه ، از بخش تماس خبر دهيد .

+ نوشته شده در  جمعه 1385/07/28ساعت 18:36  توسط پوريا گل‌محمدي  | 

                                  "دارای دخت"نخستین شاعر زن ایرانی؟!     


 

هنوز در مورد اینکه نخستین شاعر زن فارسی گوی چه کسی بوده است ، میان محققان و کارشناسان اظهار نظر مشترکی وجود ندارد، حال چه رسد به اینکه بتوان با قاطعیت اظهار كرد که نخستین شاعر زن ایرانی چه کسی است!

 

 

 

                                                 

این در حالی است که عمر زبان فارسی و خطی که اکنون به آن  می نویسیم در برابر عمر زبان های کهن ایرانی و ادبیات ایرانی چندان وسیع نیست . پس تنها شاید بتوان بر اساس شواهد و دلایل موجود به خصوص اشعار باقی مانده و اشارات شاعران دیگر به شاعران پیش از خود ، تا حدودی قدیمی ترین شاعران ایرانی و یا فارسی زبان را شناخت. برای مثال « "رشیدی سمرقندی " شاعر قرن ششم که هم شهری "رودکی" بوده، درباره ی شعر او گفته است:

گر سری یابد به عالم کس به نیکو شاعری

 رودکی رابر سر آن شاعران زیبد سری

شعر او را بر شمردم سیزده ره صد هزار

هم فزون آید اگر چونان که باید بشمری

با توجه به شعر رشیدی می توان شمار ابیات او (رودکی) را بیش از صد هزار بیت دانست . "عوفی" نیز نوشته است که اشعار او به صد دفتر بر می آمده. رودکی علاوه بر سرودن قصاید و قطعات و تغزلات و رباعیات ،« کلیله و دمنه» را به نظم در آورده و چند مثنوی دیگر نیز داشته است ، اما از آن همه تنها چند قطعه و قصیده و ابیاتی پراکنده که شماره ی آنها بیش تر از هزار بیت نیست ، باقیمانده است که در انتساب بعضی ازهمین اشعار به رودکی نیز می توان تردید روا داشت»(1).

 در سال گذشته دو کتاب « زنان شاعر پارسی گوی هفت شهر عشق» تالیف "مهری شاه حسینی "و « شعر زنان افغانستان» به کوشش "مسعود میرشاهی " منتشر و روانه بازار کتاب شده است که مولفان آنها  سعی کرده اند تا آنجا که امکان دارد با گرد آوری اشعار مربوط به زنان شاعر پارسی گوی ، در حفظ  و نگهداری میراث ادب زبان فارسی در سراسر جهان کوشش کنند. کتاب نخست تالیف  "مهری شاه حسینی" است که مولف آن  سعی کرده اشعار زنان شاعر پارسی گوی هفت کشور افغانسان ، ازبکستان ، پاکستان ، تاجیکستان ،عثمانی ، قفقاز، هندوستان که در این سرزمین ها ساکن بوده یا هستند و به زبان فارسی شعر سروده اند را همراه با تصاویر و زندگی نامه کوتاه از هرکدام  گرد آوری کند. شاه حسینی پیش از این نیز کتاب « زنان شاعر ایران » را گرد آوری و منتشر کرده است که با این حساب می توان گفت بیشتر شاعران زن پارسی گوی که در ایران کنونی و سرزمین ها همسایه و کشور های اروپایی ساکن هستند را شناسایی و در کتاب های خود به آنها اشاره کرده. بدون تردید انجام چنین کاری در کشورهای پیش رفته کار چندان آسانی نیست، چه رسد به کشور ایران که برای دست یافتن به نام ها و آثار گذشتگان و افراد در قید حیات باید از هفت خان رستم عبور کرد. مولف در کتاب زنان هفت شهر عشق برای گرد آوری این اشعار علاوه بر استناد به آثار باقی مانده از شاعران و کمک گرفتن از محققان و شاعران کشورهای فارسی زبان  با سفر به کشورهای مختلف از شاعران زنده و در قید حیات غافل نمانده و تمام تلاش خود را کرده است تا کاری شایسته و مستند ارایه کند. او در این اثر تنها به زنانی که از آنها مجموعه شعری منتشر شده است اکتفا نمی کند بلکه شاعران بدون کتاب و زنان سرشناسی که تنها تعدادی شعر از آنها باقی مانده است را همانند شاعران جوان که تنها شعر آنها در نشریات منتشر شده ،از یاد نمی برد. می توان گفت ملاک انتخاب مولف برای ذکر نام شاعر در کتاب خود سرودن شعر به زبان فارسی و تاحدودی  قابل قبول بودن اشعار است . شاه حسینی در کتاب خود فارغ از هر گروه بندی و حزب گرایی سیاسی سعی کرده است با گرد آوری نام و نمونه آثار شاعران زن پارسی گوی  کاری علمی انجام دهد و از به فراموشی سپردن نام های حتی کم اهمیت در عرصه شعر جلوگیری کند.البته كتاب ضعف هايي نيز دارد كه در برابر ويژگي هاي مثبت آن مي توان ناديده گرفت به شرط آن كه در  چاپ هاي بعدي تصحيح شود.  

 «شعر زنان افغانستان» به کوشش دکتر"مسعود میرشاهی" نیز اثری همانند کتاب «زنان شاعر پارسی گوی هفت شهر عشق» است که مولف آن سعی می کند تنها با پرداختن به  شعر زنان افغانستان توانایی آنها را به تصویر بکشد . بدون شک تالیف این کتاب نیز در حد خود دشوار و زمان بر است . اما، اگر بتوان قطع و صفحه بندی نامناسب کتاب را نادیده گرفت، چند نکته در این اثر به چشم می خورد که نیاز به یاد آوری  برای تصحیح در چاپ های بعدی دارد. مولف در این اثر سعی کرده است با آوردن یک زندگی نامه کوتاه و یک یا چند شعر مخاطب را با شعر زنان افغانستان آشنا و به شکلی از به فراموشی سپرده شدن آنها خود داری کند؛ اما بی نظمی موجود در ارایه زندگی نامه و معرفی  این شاعران به گونه اي واضح و آشکار مخاطب را دچار سردگمی می کند. به نظر می آید میرشاهی ملاک خاصی برای انتخاب و نوع معرفی گزینه های مورد استفاده خود ندارد و بيشتر شاعری را که در دسترس بوده و شعری از او را یافته وارد مجموعه کرده است . برای بعضی شاعران زندگی نامه آورده و برای بعضی نه ، برای بعضی چند شعر آورده و برای بعضی یک شعر همراه با نامش. اشتباه دیگر مولف در این اثر ذکر نام یک شاعر مرد افغانستانی با عنوان « پری بدخشی» بدون ذکر زندگی نامه به عنوان یک شاعر زن است که بر اثر اکتفای محقق  به نام شاعر صورت گرفته است . اگر چه " پری "   در زبان فارسی نام زن محسوب می شود، اما این نام همانند نام هایی چون "اشرف" و بسیاری دیگر در زبان فارسی هم برای مرد استفاده می شود هم برای زنان. دکتر "شفعیعی کندکنی" دراین زمینه معتقد است که "پری بدخشی " نام یک شاعر مرد است که در افغانستان زندگی می کرد.

 اما نکته مهمی که در این کتاب ذکر و به آن دقت کافی نشده است، اشاره مولف کتاب به نام نخستین شاعر زن ایران بانام "دارای دخت" است ، که با استناد به مقاله "گی کیو ائی تو " ایران شناس ژاپنی صورت گرفته.

گی کیو  ئی تو ( محقق و ایرانشناس ژاپنی):
« پس از حمله اعراب به ایران در سال 654 میلادی "دارا" پادشاه «تخارستان» همراه با خانواده اش از «کندوزِ تخارستان» به ژاپن پناهنده  مي شود. فرزندش "دارای دخت" شاهزاده ایرانی در آنجا متولد شده و به زبان  ژاپنی اقدام به سرودن  شعر کرد، که باید او را از جمله نخستین زنان ایرانی شاعر به حساب آورد».


**** 
گی کیو  ئی تو (
gi kyo ito) محقق و ایرانشناس ژاپنی طی تحقیقی در کتاب «مانیو شو» (manyoshu) یکی از کهن ترین مجموعه شعرهای ژاپنی  که به معرفی و ذکر نمونه شعر های  تعدادی از شاهزاده های شاعر ژآپنی اختصاص دارد،  به دوشعر شماره 160-161 برخورد می کند که از نظر معنی و ساختار شعری با دیگر شعرها به خصوص با اشعار زن امپراتور ، که این شعرها در کتاب به او نسبت داده شده، متفاوت است. آنچه در این دو شعر توجه این محقق را به خود جلب می کند نخست ،  معنای  شعرها بود؛ بر خلاف نظر گرد آورنده که مدعی بود این شعرها یک سوگ سرود است ، معنای شعرها  به هیچ عنوان نشان از سوگ نداشت . نکته دوم در این شعر وجود واژه هایی بود که در زبان ژاپنی و چینی  بی معنا و غریب به نظر می رسید. مانند:(مانسرَدَهمَ) که دو واژه ( ترکیب) اوستایی هستند، او را به شک اندا خت که ممکن است این دو اثر متعلق به یک شاعر ایرانی باشد. طی تحقیقی در مقاله ای با عنوان «یک نام خاص زرتشتی ازکتاب مانیوشو»

( azoroastraian proper name form the manyosho) که در شماره دهم مقاله پهلوی کا ، در مجله اورینت سال 1986 چاپ توکیو ، به زبان انگلیسی منتشر شد، با پژوهش و ریشه یابی در زبان های ژاپنی ، چینی و ایرانی به این نتیجه رسید که دو کلمه (مانسرَدَهمَ)  با توجه به معنای شعر که نه تنها در سوگ کسی گفته نشده ، بلکه اوستایی و از عناصر طبیعی و کلام پند آمیز و آموزه های زرتشتی و باور های ایرانی الهام گرفته شده است. او با آشنایی و شناختی که از تاریخ کهن ایران داشت دیدگاه خود را در مورد این اشعار و سراینده آن چنین می نویسد: « پس از حمله اعراب به ایران در سال 654 میلادی "دارا" پادشاه «تخارستان» همراه با خانواده اش از «کندوزِ تخارستان» به ژاپن پناهنده  مي شود. فرزندش "دارای دخت" شاهزاده ایرانی در آنجا متولد شده و به زبان  ژاپنی اقدام به سرودن  شعر کرد، که باید او را از جمله نخستین زنان ایرانی شاعر به حساب آورد».

این نکته نه تنها در کتاب « شعر زنان افغانستان » بلکه در کتاب «زنان شاعر پارسی گوی هفت شهر عشق » مورد توجه مهری شاه حسینی قرار گرفته است . اما به نظر می آید دقت شاه حسینی و برداشت وی از این مقاله درست تر از  میرشاهی  است . میر شاهی در ترجمه خود از این مقاله ،عنوان می کند، « دارایدخت زن پادشاه تخارستان که بعد از حمله ی اعراب با شوهرش به ژاپن پناهنده شد، اولین زن شاعر شناخته شده در حوزه ی فرهنگ ما می باشد. دارایدخت در سال ( 654.م) از کندوز در تخارستان به ژاپن رفت . او درسوگ شوهرش چنین می سراید:


آتش ، سوزان نیز

مانسردَهَم

رُباید و پوشاند و نهد درانبان.

آیاایدون نگویند؟

ابر، آبی دیدار

کی بررشته کوه ، اباختران آویزان است.

از ستارگان گذرد ، ازماه گذرد.»(صفحه 11 ، شعر زنان افغانستان)


نخست اینکه، ذکر این مطلب از طرف ميرشاهي به نقل  از" گی کیو  ئی تو " که شعر مذکور سوگ سرود است ، درست برخلاف دیدگاه " گی کیو  ئی تو "  است که در متن اصلی عنوان می کند یکی از دلایل من در عدم تعلق این اشعار به زن پادشاه ژاپنی سوگ سرود نبودن آن است . دوم اینکه، میرشاهی دو شعر را پشت سر هم و به صورت یک  شعر آورد است که این نیز اشتباه است. اما سومین مسئله ، ترجمه سست و ناهماهنگ میرشاهی و ترجمه نکردن واژه ها یا ترکیب زرتشتی است که "ئي تو" را به شک انداخته که این اثر ممکن است متعلق به یک شاعر ایرانی و زرتشتی باشد. اما شاه حسینی دراين باره ، می نويسد: «پس از حمله اعراب به ایران در سال 654 میلادی ، «دارای ، پادشاه تخارستان» به ژاپن پناهنده شد و فرزندش داریدخت شاهزاده ایرانی درآنجا متولد شد و به زبان ژاپنی شعر می سرود که باید او را ازجمله نخستین زنان شاعر به حساب آورد. از او دو شعر درکتاب «مانی یوشو» (manyoshu)  که از کهن ترین مجموعه شعر های ژاپن است آمده  که ترجمه آن بدین شرح است:


حتی آتش فروزان

پیام اندیشه انگیز نیکان را (مانسرَدَهمَ)2

رباید و پنهان کند در انبان

آیا چنین نگویند؟



**********
ابر آبی رنگ

شاید بالاتر رود

همان ابری که

بر فراز کوه شمال

گسترده است

ازستارگان گذر کند،از ماه بگذرد

تا بالاترین آسمان .»


آنچه به چشم می آید ترجمه روان تر شاه حسینی و برداشت درست تر از مقاله و ترجمه اشعار ، به خصوص واژه اوستایی و مورد توجه "ئي تو" است ، که میرشاهی از آن غافل مانده. توجه به نکاتی چون:« اشعار مورد نظر سوگ سروده نیستند» و «دو شعر مجزا سروده شده اند»؛ از دیگر نکاتی به شمار می روند که از نگاه شاه حسینی پنهان نمانده است. به نظر مي آيد، کوتاهی این دو شعر نیز با تاثیر از شعرهای ژاپنی معروف به هايكو سروده شده اند. در پايان بايد تلاش هر دو محقق براي نشان دادن و حفظ بخشي از گذشته ادبي ايران را قدر دانست و از آنان سپاس گذار بود.

 


---------------------------------------

1- کتاب «رودکی»، نقد و پژوهش با نمونه ای اشعار: دکتر "کامل احمد نژاد"، صفحه 13.
2- مانسرَدَهمَ : واژه اوستایی و گویا به معنای ؛ پیام اندیشه انگیز است

* متاسفانه تصوير كتاب آقاي مير شاهي  جهت انتشار در دسترس نبود.


پايان پيام

***********

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/12ساعت 11:46  توسط پوريا گل‌محمدي  | 

   اشتباه يا؛«دودرِبازي پنهانِ»سود پول مردم


مي گويند هفت ميليون نفر براي دريافت موبايل يا به گفته فرهنگستان زبان فارسي « تلفن همراه » ثبت نام كرده اند. قيمت هر خط هم 360 هزار تومان است. اگر اين دو رقم صحيح باشد،شك نكنيد كه تعداد صفرهاي پول هايي كه به حساب مخابرات يا همان مسوولان بخش تلفن همراه ريخته شده،پولي بزرگ را نشان مي دهد كه در كم ترين زمان به دست آمده است. اما كار به اين جا ختم نمي شود و اين تمام پولي نيست كه در كم ترين زمان بدست آمده يا خرج شده است.

 

                                              

 افراد پس از ثبت نام و ريختن پول به حساب مخابرات بايد منتظر بمانند تا پس از قرعه كشي  تلفن همراه خود را دريافت كنند. زمان اعلام شده براي تحويل اين تلفن ها بين چندين ماه تا يك سال است. پس شما بايد سود بالاي اين پول بزرگ كه  در اين مدت به دست مي آيد را نيز حساب كنيد!

شايد كساني كه در ايران سكونت ندارند بگويند: پول خوب كه بدهي امكانات خوب هم مي گيري! اگر چه اين حرف درست است، اما كدام امكانات؟

مخابرات با افتخار اعلام مي كند : كساني كه براي تلفن همراه ثبت نام كرده اند مي توانند در صورت منصرف شدن ، پس از قرعه كشي بيايند و پول خود را در كم تر از سه روز پس بگيرند.

شايد شما بگوييد ،اين يكي از همان امكانات پول خوب دادن است!

خوب اين خيلي خوب است. اما،مي تواند يكي از راه هاي دور كردن ذهن مردم از آن پول بزرگ باشد و تسكيني براي كساني كه پولشان را براي مدتي در اختيار مخابرات قرار داده و بودن آنكه سودي در ازاي آن بگيرند،همان مبلغ را پس مي گيرند. تازه خوشحال از اينكه چيزي از پولشان كم نشده!‌ مردم ساده اي كه حساب سود پول سپرده شده و زمان زيادي را كه براي ثبت نام صرف كرده اند را از ياد برده اند!

 حساب كنيد قيمت زمان از دست رفته كه بين سه ساعت تا يك روز كاري كامل است ، چقدر مي شود! ‌در محاسبه خود زماني را كه براي يك نفر به دست مي آوريد،در عددي بيش از هفت ميليون ضرب كنيد!

چرا بيش از هفت ميليون ؟

 فراموش نكنيد كه براي ثبت نام، نه تنها افراد درخواست كننده ،‌ بلكه بيشترمواقع يك همراه انسان نيز با شخص مي آيد. براي مثال اگر پدري سواد نداشته باشد فرزندش براي پر كردن برگه ثبت نام همراه اوست  و موارد ديگر. حالا اين زمان هايي كه هنگام  ثبت نام از بين مي رود را با زمان هايي كه براي پس دادن فيش ثبت نام از بين مي رود جمع كنيد. پس از به دست آمدن مبلغ موجود،حساب كنيد خرج افرادي كه براي ثبت نام و پس دادن فيش آمده اند چقدر مي شود. براي مثل اگر خرج رفت و آمد هر فرد براي ثبت نام موبايل را 200 تومان محاسبه كنيم ، بايد آن را در بيش از هفت ميليون ضرب كنيد تا بفهميد چقدر مي شود. فراموش نكنيد كه اين تنها خرج رفت و آمد است و بايد پول خوراك افرادي كه كار آنها طول كشيده  را هم حساب كنيد. براي مثال اگر شما تشنه شويد نياز به آب  داريد و درتهران قيمت يك بطري آب 300 تومان است.

 به اين نكته هم توجه داشته باشيد كه قيمت زمان يك استاد دانشگاه و يك فرد معمولي متفاوت است! ‌پس پول بزرگ  و پول خرج شده بيشتر از آني خواهد بود كه شما محاسبه مي كنيد!

شايد بگوييد كسي كه مردم را مجبور نكرده بروند ثبت نام كنند و اين همه زمان و پولشان را از دست بدهند!

 

خيلي متشخص و مودب و با روحيه مي رويد و فيش خود را براي دريافت سيم كارت تحويل مي دهيد. اما ناگهان شوكي به شما وارد مي شود كه چندين ماه طول مي كشد. فرد مسوول مي گويد:« ببخشيد ، سيم كارت شما هنوز نيامد». درادامه برگه اي به شما مي دهدومي گويد:« اين برگه را پر كنيد؛سعي مي كنيم در سريع ترين زمان كار شما را راه بياندازيم.شايد در يك هفته ». اما اين زمان سريع بين يك تا چندين ما طول خواهد كشيد.

اين حرفي كاملا" غلط و اشتباه است كه بيشترافراد ساده لوح مي گويند. اتفاقن ثبت نام موبايل و دادن پول بدون دريافت سود آن يك حركت اجباري و قانوني است!

از نظر قانوني شما تمام شرايط را قبول و برگه ثبت نام  را امضا مي كنيد. اين درست است كه شما خودتان با دانستن شرايط ثبت نام كرده ايد،اما قبول اين شرايط به خاطر اجبار و نبودن راه هاي ديگر است. انسان روز به روز پيشرفت مي كند و وسايل جديد جاي وسايل قديمي را مي گيرد. تلفن همراه وسيله اي است كه در سرعت بخشيدن به كارها بسيار مهم و موثر است و يك وسيله ضروري به حساب مي آيد. در دنياي امروز نداشتن تلفن همراه همانند نداشتن تلفن در منزل محسوب مي شود. امروز بيشتر كارها با تلفن انجام مي شود. حال شما حساب كنيد اگر در منزل يا محل كار خود تلفن نداشته باشيد،چه اتفاقي مي افتد.

 شما مجبوريد تلفن همراه داشته باشيد چون رقباي تجاري شما در داخل و خارج كشوردارند!

 شما مجبوريد تلفن همراه داشته باشيد چون يك خبرنگار هستيد و سرعت در انتقال خبر براي شما مهم است!

شما به دلايل مختلف دردنياز مدرن امروز محكوم به داشتن تلفن همراه هستيد!

اما اجبار ايستادن در صف و پرداختن پول پيش از دريافت جنس ، به اين دليل است كه راه ديگري جز اين وجود ندارد!

 براي داشتن تلفن همراه در ايران تنها يك راه وجود دارد و آن قبول ايستادن در صف هاي طولاني و پرداخت پول است. پس مي بينيد كه شما را مجبور كرده اند، با تمامي آگاهي كه نسبت به ظلمي كه در حقتان اتفاق مي افتد ، سكوت كنيد و با قبول تمام شرايط و امضاء برگه ثبت نام تلفن همراه براي زنده بودن در دنياي مدرن اقدام كنيد.

يادمان باشد كه ادارات دولتي از سرمايه ملي سود مي برندو سرمايه ملي متعلق به همه است. نبودن امكانات براي رقباي خصوصي باعث مي شود اين ادارات از قدرت و امكانات بيشتري برخوردار باشند و در بيشتر مواقع جلوي حضور رقباي خصوصي خود را بگيرند. پس بي رقيب بودن در جامعه و بسته بودن درهاي ديگر براي مراجعه افراد نيازمند، اجازه هر كاري را به آن ها مي دهد. از جمله تحميل نحوه فروش به مشتري و تحويل جنس به دلخواه خود.

اما مسله اين پول بزرگ و اجبار قانويي آن كارش به اينجا هم پايان نمي گيرد. خيلي ها وقتي براي پس داد ن پول خود اقدام مي كنند،طبق وعده مسوولان در طي سه روز آن را پس مي گيرند ، اما گاهي مي بينيد مسوولان ثبت نام به دلايل مختلف از پرداختن پول در زمان اعلام شده خودداري مي كنند. مثلا"‌ ممكن است در فيش شما بنويسند :« عمليات استرداد انجام شد. شماره صفحه و رديف ندارد».اين جمله به معناي اين خواهد بود كه پول شما تا دوسه ماه ديگر و شايد هم بيشتر پس داده نخواهد شد! به شما خواهند گفت برويد پس از حل شدن مشكل به شما تلفن مي زنيم. شايد فكر كنيد اين مشكل تنها براي شما اتفاق افتاده و به ساده گي از آن بگذريد و تنها با دلخوري مثل هميشه به خاطر بسته بودن درهاي حمايت كننده از شما ،‌ بهترين راه كه همان انتظار باشد را انتخاب كنيد.البته فراموش نكنيد ممكن است شما به خاطر نياز شديد مالي اقدام به پس دادن فيش كرده باشيد! روي اين مسئله كه پولتان را سه روزِ پس مي گيرد به كسي قول داده باشيد! براي مثال،ممكن است به خاطر خريد يك ماشين قسطي چك كشيده باشيد.حالا فكر كنيد چه اتفاقات و مشكلاتي براي شما به وجود خواهد آورد. درهمين جا مي توانيد خسارت اعتباري ، روحي  و مالي كه اين تاخير در باز پس دادن پول به شما مي زند را حساب كنيد؛ كه البته بخشي از آن غير قابل جبران خواهد بود.    

اينكه راهي جز انتظار نداريد درست است،اما اينكه فكر كنيد اين اتفاق تنها براي شما پيش آمده نادرست است. اين اتفاق يادتان بماند تا پايان اين يادداشت!

اگر عدد 300هزار اشتباه در ثبت نام هفت ميليون نفر براي دريافت موبايل(تلفن همراه) درست باشد ، بايد گفت 300 هزار اشتباه عددي نيست كه بتوان آن را اشتباه عنوان كرد. باتوجه به اينكه شايعه شده است ، اين كارها از طرف برخي از كارمندان به صورت عمد و بادستور برخي از رئيس ها صورت مي گيرد تا پول ها بيشتر در اختيار مخابرات بماند و سود آن به حساب اين اداره ريخته و در كنار آن پاداش و تشويق شامل حال كارمند و رئيس شود.

گاهي اتفاق مي افتد كه شما پس از ماه ها انتظار در زمان اعلام شده براي دريافت تلفن همراه خود اقدام مي كنيد. خيلي متشخص و مودب و با روحيه مي رويد و فيش خود را براي دريافت سيم كارت تحويل مي دهيد. اما ناگهان شوكي به شما وارد مي شود كه چندين ماه طول مي كشد. فرد مسوول مي گويد:« ببخشيد ، سيم كارت شما هنوز نيامد». درادامه برگه اي به شما مي دهد ومي گويد:« اين برگه را پر كنيد سعي مي كنيم در سريع ترين زمان كار شما را راه بياندازيم. شايد در يك هفته ». اما اين زمان سريع بين يك تا چندين ما طول خواهد كشيد. باز هم  فراموش نكنيد كه ممكن است شما به هزار شكل روي زمان تحويل گرفتن موبايل( تلفن همراه) خود حساب باز كرده باشيد و اين تاخير چند ماهِ دوباره صدمات اعتباري ، مالي و روحي به شما وارد كند. دراين گونه موارد روابط عمومي دليل تاخير دادن موبال و باز پرداخت پول را كلاهبرداري هاي صورت گرفته با فيش هاي جعلي عنوان مي كند و مي گويد ما مجبور هستيم بيشتر دقت كنيم ! اما پرسش اين است كه چرا بايد ديگران خسارت ضعف كار شما را بدهند؟

 

اما نكته بسيار مهم در اين دو مورد گفته شده، هنگام پس دادن فيش و يا دريافت تلفن همراه تنها بخشي از به اصطلاح اشتباهات محسوب مي شود. گفته مي شود، از بين هفت ميليون ثبت نام حدود 300هزار نفر دچار مشكل شده اند. حالا 300 هزار را در 360 هزار ضرب كنيد و سود آن را در زمان هاي گرفته شده از افراد ثبت نام كننده  و مخارج آنها بكنيد، ببينيد چقدر مي شود.

اگر عدد 300هزار اشتباه در ثبت نام هفت ميليون نفر براي دريافت موبايل( تلفن همراه )درست باشد ، بايد گفت 300 هزار اشتباه عددي نيست كه بتوان آن را اشتباه عنوان كرد. باتوجه به اينكه شايعه شده است ، اين كارها از طرف برخي از كارمندان به صورت عمد و بادستور برخي از رئيس ها صورت مي گيرد تا پول ها بيشتردر اختيار مخابرات بماند و سود آن به حساب اين اداره ريخته و در كنار آن پاداش و تشويق شامل حال كارمند و رئيس ها خواهد شد. از طرفي  نبايد گول خسارتي كه مخابرات به برخي از تلفن هاي همراه داده است ، خورد. در اين خسارت، افراد مي تواند به اندازه خسارت تعيين شده به صورت رايگان با تلفن همراه خود صحبت كنند . اين خسارت تنها به برخي داده مي شود و شامل حال كساني كه مي خواهند پول خود را پس بگيرند و بسياري ديگر نمي شود.

فراموشي نكنيد كه صدمات روحي كه مخابرات براثر اشتباهات خود در ثبت نام زده است بسيار بيشتر از چيزي است كه نمي پردازد يا به شكلي سطحي مي پردازد.

 با توجه به اينكه، به نظر مي آيد مخابرات هيچ گونه خسارتي به افرادي  كه پول آنها با تاخير داده مي شود و يا در اين مرحله تلفن آنها با تاخير پرداخته مي شود نمي دهد، مسئله اشتباه يا « دودرِ بازي پنهان » مطرح  مي شود! البته اظهارنظر دراين مورد بدون وجود اسناد كافي و محكوم كردن مسوولان بالا دست مخابرات يا تلفن همراه كار چندان درستي به نظر نمي رسد. براي مثال شايد عده اي مي خواهند با ايجاد اين خطا ها،نام رئيس را بد جلوه دهند تا در دروه بعدي يكي از خودشان جاي او را بگيرد! ‌اما پيش آمدن چنين مسايلي و زمزمه ها موجود خواسته يا ناخواسته انسان را به ترديد مي اندازد كه اين همه اشتباه و اين همه بي توجهي از كجا آب مي خورد؟ آيا مسوولان بالادست پست بانك و مخابرات نسبت به اين مسايل آگاهي دارند يا خير؟

چه مسوولان رده بالا در اين كار دست داشته باشند چه نداشته باشند؛ باز اين پرسش پيش مي آيد كه : موبايل، اشتباه يا ؛ دودرِ بازي پنهان در مخابرات و پست بانك ايران!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/09ساعت 1:13  توسط پوريا گل‌محمدي  | 



                                          دكتر"جلال خالقي مطلق" كيست ؟

پوريا گل محمدي

هنوز ايرانيان و غير ايرانيان مخصوصا" مردم عادي،خبر چنداني از كاري كه دكتر"جلال خالقي مطلق" 36 سال است درحال انجام دادن آن به سر مي برد،ندارند؛و اين پاك نژاد ايراني به اندازه نامش در ميان همه مردم علاقه مند به زبان فارسي شناخته شده نيست! مردي كه رنگِ سخنش بوي فردوسي مي دهد و ارايه كننده پاك ترين شناسنامه براي ايرانيان است.


                            


20 شهريور 1316 در شهر تهران،در خانواده خالقي مطلق كودكي متولد مي شود كه نامش را جلال مي گذارند. جلال پس از طي كردن دوران دبستان و گرفتن ديپلم خود در سال 1337 از دبيرستان مروي،براي ادامه تحصيل به كشور آلمان مي رود و در سال 1349 در رشته شرق شناسي  موفق به دريافت درجه دكتري مي شود.در پايان همين دوران است كه احساس نياز به تصحيح دوباره شاهنامه را بيشتر از هميشه احساس مي كند و تصميم مي گيرد شاهنامه بزرگ فردوسي را از ابيات و تفكراتي كه متعلق به فردوسي و ايرانيان نيست پاك سازي كند.از زمان آغاز به كار تصحيح شاهنامه به وسيله او تا كنون 37 گذشته است. طبق آخرين اخبار ، اين شاهنامه شامل هشت دفتر است كه تاكنون شش دفتر آن منتشر و دو دفتر ديگر در دست انتشار است كه تا يك سال آينده روانه بازار كتاب مي شود. براي اين هشت دفتر پنج دفتر «يادداشت شرح شاهنامه» نيز منتشر خواهد شد كه تاكنون دو جلد از آن منتشر،دو جلد در دست انتشار و 1 جلد آن نيز در حال تأليف است.باتوجه به قيمت بالاي اين شاهنامه به دليل چاپ در كشور آمريكا،كه چيزي بيش از 400000 هزار تومان مي شود،خالقي قول داده است، پس از پايان تصحيح شاهنامه و چاپ 2 دفتر باقي مانده در آمريكا، 8 دفتر را همراه با 5 دفتر يادداشت‌هاي شرح شاهنامه در ايران منتشر كند.

خالقي در پاسخ به،دليل انتشار اين اثر در كشور آمريكا و قيمت بالاي آن براي ايرانيان،مي گويد:« دلیل انتشار این تصحیح در خارج از ایران؛یکی این  بود که تصحیح هنوز تمام نشده بود و نمی خواستیم به صورت ناقص در ایران منتشر شود.ازطرفي،ناشران ایرانی هم ،چنین کاری را قبول نمی کردند. اگرچه من بیش از 30 سال از زندگی ام را صرف تصحیح این اثر کرده ام،اما با قیمت بالای این اثر در ایران موافق نیستم و از هم اکنون به این فکر هستم که بعد از پایان تصحیح آن را در ایران منتشر کنم.»

بسياري از شاهنامه شناسان تصحيح شاهنامه به وسيله دكتر جلال خالقي مطلق را معتبرتر از شاهنامه مسكو و ديگر تصحيح‌ها مي‌دادند كه در ادامه همين گزارش – گفت و گو نيز درمورد آن صحبت خواهد شد.


ما و جلال خالقي مطلق!

 هنوز ايرانيان و غير ايرانيان مخصوصا" مردم عادي،خبر چنداني از كاري كه دكتر"جلال خالقي مطلق" 36 سال است درحال انجام دادن آن به سر مي برد،ندارند؛و اين مرد به اندازه نامش در ميان همه مردم علاقه مند به زبان فارسي شناخته شده نيست.مردي كه رنگِ سخنش بوي كلام فردوسي مي دهد و حق او به گردن زبان فارسي و فارسي زبانان و عاشقان شاهنامه و ايران كم تر از نام داران ادبيات ايراني و فارسي نيست.

مردي كه تمام عمر خود را براي تصحيح شاهنامه اي پاك  گذاشته است،كه به گفته دكتر محمد علي اسلامي نُدوشن :« درميان همۀ كتاب هاي زبان فارسي،‌اين تنها شاهنامه است كه دستور نامۀ يك زندگي سالم ،‌مثبت،همه جانبه و سربلند را ارائه مي دهد.آثار ديگر از آنجا كه زائيده دورانهاي آشفتۀ تاريخ ايران هستند، با همۀ ارزش والايي كه دارند ،‌نتوانسه اند از بعضي آموزش هاي منفي بركنار بمانند.»( داستان داستانه ها ، محمد علي اسلامي نُدوشن،اشاره اي برچاپ پنجم وششم، نشر آثار ).

اميدوارم در ادامه اين مطلب بتوانم با استفاده از سخنان آقاي خالقي و بيان دلايل منطقي تا حدودي تصويري مناسب و قابل قبول از اين مرد بزرگ در نزد ايرانيان و تمامي فارسي زبانان ارايه كنم. شايد عده اي بگويند بايد زمان بگذرد تا خالقي و تصحيح او بيشتر شناخته شوند. اما امروز عصر فردوسي نيست كه نياز به گذشت سال ها باشد تا كتابي را كاتبان بازنويسي كنند ، كه آيا به دست مردم برسد يا نرسد؟!.يا اينكه براي ديدن يك شخص و آشنايي با او نياز به سفرهاي شش ماه يا سالانه باشد. امروز عصر سرعت است. سرعتي كه اگر با دقت همراه باشد، انسان به اندازه سال ها از ديگران پيشي مي گيرد. به راستي اگر سرگذشت خالقي امروز همانند فردوسي شود،چه تفاوتي ميان ما و محمود غزنوي و مردم بي امكانات آن زمان خواهد بود؟

 

به راستي اگر سرگذشت خالقي امروز همانند فردوسي شود،چه تفاوتي ميان ما و محمود غزنوي و مردم بي امكانات آن زمان خواهد بود؟

خالقي و همانندان خالقي را بايد همين امروز شناخت چرا كه فردا دير خواهد بود و تنها افسوس اينكه چرا او را دير شناخته و دير به جامعه ادبي و مردم معرفي كرده ايم براي ما مي ماند! امروز خالقي يك مصحح بزرگ و جهاني است كه علاو بر تحصيلات دانشگاهي به طور عملي نيز امتحان خود را پس داده است.پس استفاده از او و آموزش افراد به دست او و استفاده از تجربيات او بايدهمين امروز صورت بگيرد. اگرچه به نظر مي آيد دوتن از چهره هاي شاهنامه پژوه نيز هم اكنون در كنار خالقي به تصحيح بخش هاي از شاهنامه پرداخته اند؛كه اين شاگرد پروري يا همكاري،كه سال هاست از ياد جامعه ايراني رفته، بسيار شايسته و قابل ستايش است. اگر خالقي امروزِ، فردا به دو يا چند خالقي تبديل نشود، شك نكنيد كه پس آن فردا بايد دوباره روش تصحيح را از نقطه صفر آغاز كنيم! و باز اين غربيان و غير غربيان خواهند بود كه آثار ما را تصحيح مي كنند.و واي به روزي كه يك مصحح ، انساني نا خلف از آب در بيايد! پس بهتر است كه به جاي بزرگ كردن نويسندگان و چهره هاي نه چندان مطرح غربي كه امروز در ايران به هزار و يك شكل صورت مي گيرد، خالقي را به جامعه ادبي بيشتر معرفي كنيم. به جاي آنكه فلان شاعر و نويسنده و يا محقق غربي،كه به حقيقت در برابر نويسندگان و برخي از محققان ايراني چيزي براي گفتن ندارند،‌الگوي دانشجو و اهل ادبيات و جوانان ايراني شود،خالقي را الگو قرار دهند(منظور نويسندگان سست و بازاري غرب است نه  چهره هاي برجسته). شايسته است امروز دانشكدهاي ادبيات با فراهم كردن شرايط ، از ايشان دعوت كنند تا به عنوان استاد مهمان مدتي را در آنجا به تدريس شاهنامه بپردازد. مردي كه تمام عمر خود را براي حفظ يكي از برجسته ترين آثار بزرگ ايراني گذاشته است، بدون شك حرف هاي زيادي براي گفتن دارد. اگر فردوسي30 سال از عمر خود را براي سرودن شاهنامه مي گذارد،‌خالقي نيز كاري شايسته او و مردم ايران انجام مي دهد؛بيش از 36 سال از عمر خود را براي پاك سازي اين كتاب يا شناسنامه ايرانيان و فارسي زبانان خرج مي كند. مردي كه تنها و تنها به عشق زبان فارسي و تمامي فارسي زبانان و علاقه مندان به ادبيات كار مي كند،بدون آنكه از كسي توقعي داشته باشد و يا حقوقي بگيرد يا اينكه به دستور كسي اين كار را انجام داده باشد. در جامعه امروز ايران كه بسياري از آقايان و خانم ها با دريافت پول هاي كلان از دولت و يا جاهاي ديگر اقدام به كارهاي تكراري در تحقيق و پژوهش و بزرگداشت و مراسم و غيره مي كنند،‌كه هيچ دردي از ادبيات را دوا نمي كند،حضور چنين مردي مايه افتخار هر ايراني و فارسي زبان است.چه كسي بهتر از خالقي مي تواند الگوي محققان و مصححان متون با ارزش ايران و فارسي زبانان باشد؟ مردي با اين پشتكار بدون شك يكي از بهترين الگوهاي تلاش و كوشش براي كودكان و نوجوانان و تمامي اهالي ادبيات و انسان هاست. مردي كه به حقيقت از جنس فردوسي است.



كار بزرگ خالقي با شاهنامه  

سخن گفتن درمورد شاهنامه و اهميت آن براي فارسي زبانان، كاري بيهوده است؛ چرا كه هيچ فارسي زباني نيست نام فردوسي و شاهنامه و مردان بزرگ آن را نشنيده و يا نخوانده باشد. رستم ، سهراب ،‌اسفنديار و بسياري ديگر نام هاي آشنايي هستند كه فردوسي به آنها زندگي دوباره بخشيد و ما هر روز در كوچه خيابان آنها را صدا مي زنيم.

بدبختانه شاهنامه فردوسي نيز مانند بسياري از متون كهن در طول تاريخ دچار تغييراتي شده است كه بايد گفت بخشي از آنها عمدي و بخشي ناخواسته اند. دكتر خالقي در اين باره مي گويد :« تغييرات ايجاده شده در شاهنامه فردوسي ، هم از سر سهو قلم بوده است هم عمدي. اما،بيشتر تغييرات در شاهنامه عمدي بوده است. وقتي كاتبان فكر مي‌كردند در جايي شاهنامه كم و كسر دارد يك چيزهايي مي‌سرودند و به آن اضافه مي‌كردند. اگر بيتي را نمي‌فهميدند يا خوششان نمي‌آمد حذف مي‌كردند. اگر واژه‌اي كهنه بود حذف مي‌كردند و واژه زمان خودشان را مي‌گذاشتند. براي مثال بيت‌هاي ضد زن وارد شاهنامه كردند، اگر مذهبي غير از مذهب فردوسي،كه شيعه بود ـ داشتند، بيت‌هاي مربوط به تشيع را حذف كرده و بيت هاي ديگري را به نام مذهب خود وارد شاهنامه مي كرده اند».

اگر بپذيريم كه شاهنامه شناسنامه ايرانيان و فارسي زبانان است،پس عده اي در شناسنامه ما دست برده اند! يايد شناسنامه حقيقي از دل آنچه باقي مانده است خارج شود. خالقي نيز مانند ديگران به اين نياز پي برد و در سال 1348 كار خود را آغاز كرد. اما او براي تفريح يا نام دست به اين كار نزد،‌بلكه احساس كرده بود كه آن چه بيشتر ارايه شده است ، چه ازطرف ايرانيان و چه از طرفي غربي ها ضعف هاي بزرگي   دارد كه بايد به شكلي علمي،و نه احساسي،برطرف شود.

- « من از سال 1348 تصحیح شاهنامه را آغاز کرده ام و بدون آن که کار دیگری انجام داده باشم ، هم اکنون بعد از34 سال تازه 5 دفتر از8 دفتری را که قراراست تصحیح و منتشر شود منتشر کرده ام . اما در این مدت بسیاری از دوستان چندین بار شاهنامه را بایک تصحیح کامل منتشر کرده اند. این نشان از سرسری گرفتن تصحیح و غیر علمی بودن آن است. چگونه می شود اثری مانند شاهنامه را در یک یا دوسال تصحیح و منتشر کرد»). گفت و گوي خالقي با نگارنده مطلب در سال 1382).

 

جلال خالقي مطلق:
تغييرات ايجاده شده در شاهنامه فردوسي ، هم از سر سهو قلم بوده است هم عمدي. اما،بيشتر تغييرات در شاهنامه عمدي بوده است. وقتي كاتبان فكر مي‌كردند در جايي شاهنامه كم و كسر دارد يك چيزهايي مي‌سرودند و به آن اضافه مي‌كردند. اگر بيتي را نمي‌فهميدند يا خوششان نمي‌آمد حذف مي‌كردند. اگر واژه‌اي كهنه بود حذف مي‌كردند و واژه زمان خودشان را مي‌گذاشتند. براي مثال
بيت‌هاي ضد زن وارد شاهنامه كردند، اگر مذهبي غير از مذهب فردوسي،كه شيعه بود ـ داشتند، بيت‌هاي مربوط به تشيع را حذف كرده و بيت هاي ديگري را به نام مذهب خود وارد شاهنامه مي كرده اند


ابوالفضل خطيبي
،شاهنامه پژوه، نيز دراين زمينه با خالقي موافق است و مي گويد:« بازارنشر ايران پر است از شاهنامه هاي كم اعتبار كه مرتب تجديد چاپ مي شوند.متاسفانه تصحيح مطمئني از اين سند پر افتخار ملي ما در دست نيست.برخي ناشران سودجو شاهنامه هاي يك جلدي يا دوجلدي به چاپ مي رسانند و روي آن هم مي نويسند براساس چاپ مسكو،‌ولي صفحه اي نيست كه اغلاط فاحش چاپي و غير چاپي نداشته باشد».


اما نكته اي كه اينجا قابل توجه است،‌كم اعتبار بودن تصحيح هايي است كه ايرانيان تا كنون از شاهنامه و بعضي آثار كهن تهيه كرده اند! چرا در حالي كه فارسي زبان ما محسوب مي شود و بايد اين آثار را بهتر درك كنيم ،ديگران بهتر از ما آثار فارسي را تصحيح كرده اند؟

يكي از دلايلي كه تصحيح اين متون به وسيله غربي ها معتبرتر از تصحيح هاي فارسي زبانان است،دوري از برخورد احساسي و استفاده از روش علمي است. اين روش از انتخاب نسخه هاي بدل شروع مي شود و تا پايان تصحيح ادامه دارد. خالقي به اين نكته پي برده و همين كار يكي از ويژ گي هاي مهم شاهنامه تصحيح شده به وسيله اوست.

-«در آغاز چون ما با شیوه تصحیح علمي- انتقادی  که در غرب به کار می رفت آشنایی نداشتیم و آثار خود را به صورت ذوقی تصحیح می کردیم ،به همین دلیل آثاری که مستشرقین تصحیح می کردند موفق تر از آثار تصحیح شده توسط استادان فارسی زبان بود.اما اکنون با توجه به اینکه ایرانیان با شیوه های تصحیح به صورت علمی - انتقادی آشنا شده اند و توانایی که در زبان فارسی دارند بهترین تصحیح ها را انجام می دهند و باید گفت،آثار تصحیح شده توسط ایرانیان بهتر است.نباید فراموش کرد که زبان فارسی زبان مادری ماست و ماحتا اگر هزار سال هم از آن گذشته باشد،نسبت به خارجی هایی که به این زبان گفت و گو نمی کنند آن را بهتر می فهمیم. در زمینه تصحیح،مرحوم "علامه قزوینی" از افرادی بودند که شیوه ای درست را رواج داد. اما بعد از ایشان باز یک گروه از ایرانی ها به نقد ذوقی روی آوردند و شیوه علمی- انتقادی را که توسط قزوینی آغاز شده بود به سوی نقد غیر علمی پیش بردند.

اما باز هم  تعدادی از تصحیح کنندگان آثارایرانی کار خود را خوب انجام دادند و از آن جمله می توان "غلامحسین یوسفی"را درتصحیح بوستان و گلستان نام برد.متاسفانه ایرانیان بااین که سواد و توانایی انجام کارهای بزرگ را دارند گاهی سهل انگاری می کنند.اما شرق شناسان  اگر چه بعضی نکته ها را درک نمی کنند،ولی شیوه های علمی را رعایت می کنند و این باعث می شود تصحیح آنها بهتر و کم خطا ترباشد.»

اما اين تنها ضعف مصحح ايراني نبود! نكته ديگر بي توجهي به نسخه ها مورد استفاده بود كه يا خيلي به آنها اعتماد مي شد ،ياكم توجهي.

- « متاسفانه عده ای از مخاطبان در برخورد اول  با دیدن نسخه بدل ها در کتابهای تصحیح شده هوس تصحیح آن اثر به سرشان می زند و بدون تحقیق در مورد نسخه بدل به آن استناد می کنند و اثر را تصحیح می نمایند که این کارعلمی نیست».


توجه به  اين نكته نيز يكي ديگر از ويژگي هاي شاهنامه خالقي و دلايل اعتبار كار اوست.
- « من پیش از آغاز تصحیح شاهنامه حدود 10 سال نسخه های  موجود از شاهنامه را در سراسر جهان مورد بررسی قرار داد ه ام. در ابتدا 50 نسخه را بررسی کردم و از این میان16نسخه را انتخاب و در کار خود از آنها سود بردم. البته تمام این نسخه ها را به طور کامل و دقیق مطالعه کرده ام و در قدم اول اقدام به معرفی  آنها در نشریات ادبی نمودم .من از یک سیستم با عنوان « سیستم مثبت» برای تصحیح خود سود برده ام و سعی کرده ام هیچ چیز هدر نرود.یکی از کارهای اشتباه بعضی از تصحیح کنندگان شاهنامه این است که نسخه ها را بدون تحقیق و بررسی انتخاب و اقدام به تصحیح می کنند. اما من در کار خود هیچ نسخه ای را بدون منطق علمی به کار نبرده ام. »

 

خالقي با بررسي تمامي نسخه هاي دستنويس شاهنامه كه در سراسر دنيا موجود است،50 نسخه را انتخاب و پس از بررسي و تحقيق16نسخه را بر مي گزيند و از اين 16 نسخه ، 7 نسخه را به عنوان دستنويس هاي اصلي و 9 نسخه ديگر را به عنوان دستنويس هاي فرعي براي تصحيح مورد استفاده قرار مي دهد،كه عبارتند از: 1- فلورانس (مورخ 614هجري قمري كه هم اكنون دركتابخانۀ ملي شهر فلورانس نگهداري مي شود و تنها نيمه نخست شاهنامه را دارد).2- لندن (مورخ 675هجري قمري كه در موزه بريتانيا نگهداري مي شود).3- كتابخانه طوپقا پوسراي ( مورخ 731،در كتابخانه طوپقاي پوسراي شهر استانبول نگهداري مي شود).4- دارالكتب قاهره ( مورخ 741).5- موزه ي ملي كراچي ( 752).

6- كتابخانه ي بريتانيا در لندن( مورخ 891 ).7- كتابخانه ي طوپقاپوسراي استانبول (مورخ  903). 8- كتا بخانه عمومي دولتي لنينگراد ( مورخ733)،9-دارالكتب قاهره ( مورخ 796)،10-كتابخانه ي دانشگاه لَيدن ( مورخ 840)، 11-كتابخانه ي بريتانيا در لندن (841)،12-كتابخانه ي ملي پاريس ( 844)،13-كتابخانه ي پاپ در واتيكان ( 848)،14- انستيتوي خاور شناسي فرهنگستان علوم شوروي در لنينگراد( مورخ 849)،15-كتابخانه ي دانشگاه آكسفورد( 852)،16- كتا بخانه ي دولتي برلين ( 894). 


خالقي پس شناسايي نسخه هاي مورد اعتمادتر تصحيح خود را به شيوه علمي – انتقادي آغاز كرد.


تصحيح انتقادي چيست ؟

«تصحيح انتقادي متن،معادلي است براي  Critical Text ياedition  Critical ‍ كه مانند بسياري از علوم ديگر ره آورد مغرب زمين است و ما آن را از غربيان فرا گرفته ايم . تهيه يك متن انتقادي سه مرحله دارد. يكي مرحله ي مقدماتي كه گردآوري دستنويس هاي اثر و بررسي آنهاست به لحاظ اصالت و قدمت و گزينش معتبرترين و كهن ترين آنها براي تصحيح؛مرحله دوم مقابله ي دستنويس ها و بررسي متن است و سرانجام مرحله سوم تصحيح متن و گزينش صورت هاي درست و ثبت آن در متن.در اين مرحله صورت هاي ديگر كه آنها را نسخه بدل مي گويند در حاشيه ثبت مي شود.»(گفت و گوي اردوان اميري نژادبا ابوالفضل خطيبي،فصلنامه گوهران،شماره3). اما تصحيح انتقادي نيز چندان ساده نيست و اين نوع تصحيح نيز پيش تر براي پاكسازي و تهيه يك شاهنامه خوب به كار رفته است.نخستين تصحيح انتقادي شاهنامه را دانشمندان شوروي ( روسيه) به سرپرستي يوگني ادواردويچ برتلس و سپس عبدالحسين نوشين در فاصله ي بين 1960 تا 1971درمسكو منتشر كردند.چاپ مسكو در زمان خود تحولي مهم در عرصه ي تصحيح شاهنامه به شمار مي رفت. اين تصحيح هنوز هم معتبرترين تصحيح شاهنامه به حساب مي آيد. اما كارشناسان و شاهنامه پژوه هان معتقدند،‌ اين تصحيح با تمام نكات مثبت آن ايراداتي نيز دارد.ازجمله « اعتماد بيش از حد مصححان به دستنويس اساس خود( شاهنامه لندن)»،« ناكافي بودن دستنويس هاي مبناي تصحيح»،« كم توجهي به منابع ديگر در كار تصحيح »،«عدم استفاده صحيح از ترجمه ي عربي بنداري »، « كم توجهي به ثبت بي نقطگي ضبط دستنويس ها»،«كم دقتي مصححان شوروي در ثبت نسخه بدلها».


خالقي درمورد شاهنامه چاپ مسكو و ايرادات آن چنين اظهار نظر مي كند:« نخستین ایراد تصحیح شاهنامه چاپ مسکو  قلت نسخه های به کار رفته در تصحیح است.با دو سه نسخه نمی توان اثری مانند شاهنامه فردوسی را تصحیح کرد. دومین ایراد،زیادی تعداد تصحیح کنندگان و نداشتن معلومات کافی آنها نسبت به زبان فارسی بود. تعدادی از تصحیح کنندگان که برای این کار انتخاب شده بودند آگاهی زیادی نسبت به شاهنامه و فرهنگ ایرانی نداشتند. مصحح باید ابتدا معلومات خود را بالا ببرد بعد اقدام به تصحیح یک اثر کند، نه اینکه در زمان انجام  تصحیح دنبال معلومات باشد

او خوب مي دانست كه تصحیح کار راحت و آسانی نیست و نیاز به تحقیق،مطالعه و دقت دارد.نخست با برطرف كردن هر دو ايراد بزرگ مصححان شاهنامه چاپ مسكو،كار خود را آغاز مي كند و همانگونه كه اشاره شد،در نخستين قدم 50 دستنويس شاهنامه در كتابخانه هاي مختلف جهان را شناسايي و به طور كامل بررسي و پس از طي كردن مراحل مقدماتي تصحيح خود را آغاز مي كند.

 اكنون ، پس از شاهنامه چاپ مسكو،امروز شاهنامه اي تهيه شده كه مصحح آن يك ايراني و به اعتقاد بسياري از شاهنامه شناسان ، معتبر تر از چاپ مسكو است.

اما چه ويژگي هايي باعث اين اعتبار شده است . ابوالفضل خطيبي دلايل برتري شاهنامه خالقي را اينگونه مي شمارد:

«1- انتخاب كهن ترين و معتبرترين دستنويس نو يافته ، يعني دستنويس "فلورانس" به عنوان دستنويس اساس براي نيمه ي نخست شاهنامه، 2- به كار گيري اصول علمي تصحيح متن به ويژه اصل « ضبط دشوارتر برتر است»، 3- استفاده ي درست از ترجمه عربي "بنداري" از شاهنامه ، كه مبناي آن دستنويس كهن از قرن ششم هجري بوده است، 4- اتخاذ روش تحقيقي به جاي روش مكانيكي در تصحيح متن، 5- استفاده از منابع جنبي در تصحيح متن به ويژه منابعي كه تعلق به قرون پنجم و ششم و هفتم كه بيت ها يا بخش هايي از شاهنامه را نقل كرده اند،6- پيروي از شيوه اي علمي و ساده در ثبت همه ي نسخه بدل ها.چنان كه خواننده با نگاهي به زير صفحات به آساني مي تواند نه تنها به ناهمخواني ضبط ها كه به همخواني آنها نيز پي ببرد، 7- حركت گذاري برخي واژه ها كه امكان خوانش هاي مختلف آنها وجود دارد و استفاده از نشانه هاي سجاوندي براي درست خواني شعر.»(گفت و گوي اردوان اميري نژادبا ابوالفضل خطيبي،فصلنامه گوهران،شماره3).

خالقي با روش علمي خود نشان داده است كه ابيات زيادي به اشتباه از شاهنامه حذف و جاي آنها را ابياتي كه سروده فردوسي نيست،گرفته اند. براي مثال: او معتقد است در داستان رستم و سهراب 8 بيت اصلي كه سروده فردوسي هستند از كتاب خارج و 9 بيت كه متعلق به فردوسي نيست جاي آن را گرفته است.


اما كار خالقي بيش از اين است. همانطور كه گفته شد براي 8 دفتر 5 دفتر نيز شرح به نگارش در خواهد آمد كه تاكنون 2 دفتر از آن با عنوان «يادداشتهاي شاهنامه» منتشر شده است.


يادداشت هاي شاهنامه چيست؟‌

ياداشت هاي شاهنامه كتاب هايي مستقل هستند كه گفته مي شود،‌پيش تر قرار بود براي هر دفتر از تصحييح شاهنامه يك دفتر ( كتاب) نيز به عنوان يادداشت تهيه شود. اما در ادامه تصميم بر اين شده است كه براي هشت دفتر 5 دفتر يادداشت به نگارش در آيد. نخستين بخش یادداشت‌های شاهنامه در سال 1380 منتشر شد،که گزارش بیت‌های دفترهای یکم و دوم شاهنامه را دربرداشت.

دفتر دوم نيز كه در سال 1384 منتشر شده است،‌ به اشعار دفترهای سوم، چهارم و پنجم شاهنامه تصحيح خالقي  می‌پردازد.

این یادداشت‌ها نه تنها به توضیح برخی واژگان و بیت‌های دشوار شاهنامه می‌پردازد، بلکه حاوی بررسی‌های ارزنده‌ از داستان‌های شاهنامه است.

خالقي در يادداشت هاي شاهنامه،به معني كردن بيت هاي دشوار مي پردازد و درباره ي ريشه و معناي بسياري از واژه ها با ارايه دليل علمي بحث مي كند.او درباره ي شخصيت ها،داستان ها و مضامين توضيح مي دهد و به ارايه دلايل علمي خود مي پردازد. هر كجا نيز كه ا حساس نيازكرده است،به بررسي داستان ها پرداخته. همچنين دلايل خود را براي ترجيح انتخاب بيتي بر بيت ديگر، شرح مي دهد.

 

                                 

 

خالقي با روش علمي خود نشان داده است كه ابيات زيادي به اشتباه از شاهنامه حذف و جاي آنها را ابياتي كه سروده فردوسي نيست،گرفته اند. براي مثال: او معتقد است در داستان رستم و سهراب 8 بيت اصلي كه سروده فردوسي هستند از كتاب خارج و 9 بيت كه متعلق به فردوسي نيست جاي آن را گرفته است.

 

«این یادداشت‌ها سرشار از آگاهی‌های گونه‌گون هستند. اهمیت موضوع درگیری در سراسر شاهنامه، مفاهیم اسطوره‌ای چون فرّه و مشروعیت (پادشاهی و یا نیز پهلوانی)، رابطه‌ی پسر با پدر و نیا، آیین خسروان، اساطیر و تاریخ، آیین‌های ایران کهن، تعبیر اسطوره‌ها و آیین‌های پیش و پس از دین زرتشتی، ادبیات و توضیح ریشه‌ی واژگان، صنایع قصیده‌سرایی و نیز نگاه فردوسی در زمینه‌های گوناگون،از جمله به زن،مورد کنکاش قرار گرفته و با رمزگشایی زبان در زمان شاعر،خواننده با نگاهی نو به پیشباز این اثر ارزنده‌ می‌رود.در این یادداشت‌ها نه‌تنها روایت فردوسی با روایت مورخان پیش از فردوسی مقایسه گشته،بلکه در پایان برخی از داستان‌ها نقدی فشرده و کوتاه نیز ارائه شده است. از یک‌سو درگیری‌هایی که هسته‌ی اصلی داستان‌‌های شاهنامه را تشکیل می‌دهند (نه‌تنها تضادهای اسطوره‌ای چون نیک و بد، بلکه درگیری‌های عقیدتی که در این دو قطب نیک و بد نمی‌گنجند، همچون "داستان رستم و اسفندیار" و یا "فرود")، با نگاهی تیزبین و شفاف و نو مورد بررسی قرار گرفته‌اند و از سوی دیگر زبان شاعر در بیان این درگیری‌ها و ارتباط آنان با طبیعت با دیگر شاعران سنجیده شده است... . در جای‌جای این یادداشت‌ها دکتر خالقی نشان می‌دهد که فردوسی چگونه طبیعت را با زندگی انسانی و وصف طبیعت را در سیر روایت پیوند می‌دهد. فضای طبیعتی که در آغاز خطبه‌ی داستان‌ها به تصویر کشیده می‌شود،خواننده را برای پایانی خوش و یا دردناک آماده می‌سازد.روح طبیعت در روح داستان تنیده است و خواننده‌ی آشنا با سخن فردوسی از طبیعت خندان یا گریان درمی‌یابد که چه سرنوشتی قهرمانان داستان را در انتظار است.... .


اما یکی از برجستگی‌های این اثر نگاه پژوهش گرانه و بری از مطلق‌گرایی است که حقیقت را یکی و تنها نزد یک قهرمان داستان نمی‌انگارد بلکه از زاویه‌ی دیدی بی‌طرفانه به کنکاش و بررسی دلایل درگیری در داستان می‌پردازد... . دکتر خالقی در مقدمه‌ی این یادداشت‌ها اشاره کرده‌اند که شاهنامه متنی "دشوار آسان‌نما"ست. مطالعه‌ی این یادداشت‌ها در کنار متن پیرایش‌شده‌ی شاهنامه، این اثر یگانه‌ی جهانی را قابل درک و تا حدودی آسان ‌می‌نماید.» (بخش دوم ياداشت هاي شاهنامه،نوشين شاهرخي،پايگاه خبر"آتي بان"،بخش كتاب).


خالقي كار بسيار بزرگي انجام داده است و اكنون شاهنامه اي در دست است كه مي توان گفت نزديك ترين شاهنامه به شاهنامه سروده شده به وسيله فردوسي است. امروز شناسنامه ما با تصحيح كامل تر و دقيق تر آماده شده است.پس هنگام گرفتن شناسنامه خود از خالقي،جاي دارد از او سپاس گذار باشيم.

در پايان شايسته است كه به اين نكته اشاره كنم كه ،‌آيا بهتر نيست كساني كه بودجه هاي فرهنگي جامعه در دست آنهاست،به جاي انجام كارهاي موازي در بخش هاي فرهنگي و ادبي و هنري ،مانند:«دانشنامه ها»يي كه هم اكنون در دست تهيه هستند،به حمايت از كساني بپردا زيم كه حقيقتا"‌  فعاليت آنها محصولي تازه دارد؟


- « حمایت از این نوع کارها خرج زیادی دارد و در ایران کمتر نهادی در این کارها سرمایه گذاری می کند. در این کار تنها دونفر از من حمایت کردند،اول خودم از خودم حمایت کردم  و تمام پولی را که توسط تدریس در دانشگاه و کلاس های درسی بدست آوردم خرج این کار کردم .حمایت کننده دوم "میراث ایران " در کشور آمریکا بود که این اثر را منتشرکرد».



سخني از خالقي

مردم ایران باید سعی کنند، برای حفظ گذشته خود و انتقال آن به کودکان و نسل بعد به جای داستان های خارجی،داستان ها و افسانه های ایرانی را برای کودکان خود تعریف کنند.نباید همه اش افسانه ها و داستان های بیگانه را به فرزندان خود بیاموزند.اینها همه نشانه های شناختن و شناساندن هویت است.

هر کشوری باید کوشش کند که هویت خودش را، در درجه اول،خودش بشناسد و به کودکانش بشناساند؛ در ادامه، مردم جهان خود به خود آن را خواهند شناخت. یعنی، اگر مردم یک سرزمین با هویت خودش به خوبی آشنا باشد و آن را به خوب منعکس کند آن وقت،دیگر مردم دنیا هم به آن پی خواهند برد.برای کشوری مانند ایران که دارای فرهنگ و تاریخ سه هزار ساله است و آثار بسیار مهمی در زمینه فرهنگ پدید آورده است،مهم است که نخست خودش،هویت خودش را به خوبی بشناسد. البته این کار باید از راه پژوهش و تحقیق صورت بگیرد،نه از راه تبلیغ و حرف های بی معنا. هر ایرانی باید به شکلی دقیق و خود آگاهانه هویت خودش را بشناسد.شناسایی هویت پی بردن به تاریخ،فرهنگ،دین، ادبیات و بزرگ تر از همه،زبان فارسی است.مردم ما باید بدانند؛تا زمانی که فارسی صحبت می کنند و هم دیگر را می فهمند یک ملت واحد و دارای هویت هستند.

بارزترین بخشی که توانسته هویت ایرانی را نسل به نسل انتقال دهد ،زبان فارسی است . به طوری که  حتی توانسته بر کسانی هم که در کشور ایران زندگی می کنند و زبان آنها فارسی نیست ، تاثیر بگذارد. درعرصه ادبی و علمی ایران آثار زیادی است که هویت ایرانی را به نسل بعد انتقال داده اند.اما دراین میان شاهنامه فردوسی بارزترین آنهاست. شاهنامه پلی است بین فرهنگ ایران پیش از اسلام و پس از اسلام است. یعنی تاریخ این دو دوره را به هم متصل کرده است.از آنجایی که شاهنامه در راس زبان و ادب قرار داشته است، تمام کسانی را که پس از فردوسی آمده اند،از این اثر متاثر بوده اند.اگر بخواهیم تنها یک اثر را انتخاب کنیم، که بیشترین نقش را در انتقال و معرفی هویت  ایرانی داشته،شاهنامه فردوسی است. مهم ترین پدیده فرهنگی ما شعر ما است.ایرانیان بدون شعر نمی توانند زندگی کنند. شعر ایرانی یک پایه جهانی دارد.دنیا هم ما را با  شاعرانی چون فردوسی،حافظ،نظامی،خیام و مولوی می شناسد.این باید همیشه درمیان نسل های ایرانی زنده بماند.یکی از شاخص های هویت ایرانی شعر است.هم چنین توجه و آگاهی نسبت به تاریخ و فرهنگ کشورمان بسیار لازم است. ما باید تاریخ خود را از قدیمی ترین ایام،چه خوب و چه بد بشناسیم و به نسل بعد انتقال بدهیم. البته برای معرفی گذشته خود به کودکان باید از راه های جدید که امروزی  است و کودکان و جامعه به آن علاقه دارند استفاده کرد.

 بهتر از همه تهیه فیلم و نمایش است.کودکان چون به داستان و فیلم علاقه دارند می توان از این طریق به هویت و فرهنگ خود پی ببرند و آگاه شوند. این کار در زمان ما بهتر از هر چیزی جواب می دهد. بهتر است،به جای دیدن فیلم های خارجی بی محتوا،فیلم های خوب ایرانی را که براساس قصه ها و داستان های قدیمی است،ببینند .



*  متن كامل تازه ترين  گفت و گوي "پوريا گل محمدي" با دكتر"جلال خالقي مطلق"
به زودي در "آتي بان"منتشر مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/01ساعت 19:48  توسط پوريا گل‌محمدي  |