تبليغاتX
ايسيل

ايسيل

سيمين دانشور" بانوی داستان ایران، از روز پنج‌شنبه 28 تیرماه 1386 خورشیدی به بیمارستان پارس تهران منتقل و تاكنون (ساعت 30/۱۰ دقیقه‌ی 3۱ تیرماه) در این بیمارستان بستری است.

 نویسنده نامدار ایرانی پس از انتقال به بیمارستان در بخش مراقبت‌های ویژه بستری و هم اكنون نیز به وسیله‌ی دستگاه‌های مخصوص تنفس می‌كند.
دلیل این بستری نویسنده رمان مشهور «سووشون» كه به 17زبان دنیا ترجمه شده است ، عفونت ریه و مشكل كلیه عنوان شده است .


 دکتر سیمین دانشور متولد8 اریبهشت 1300 هجری شمسی در شهر شیراز به دنیا آمد.پدرش دکتر محمد علی دانشور (احیاالسلطنه) بود؛ همان كسی كه سیمین در رمان سووشون از او با  نام دكتر عبدالله خان یاد می كند. مادر سیمین ،قمرالسلطنه حکمت نام داشت، بانوی هنرمندی كه نقاشی می کرد. دانشور دوره مقدماتی  تحصیلات رابه مدرسه مهر آیین شیراز رفت.سپس به تهران آمد و وارد رشته ادبیات دانشگاه تهران شد. در سال 1329با دفاع از رساله خود در مورد «زیبایی شناسی » موفق به كسب درجه دكترا از این دانشگاه شد . او یكی از نخستین زنانی است كه در ایران دست به قلم برد و در عرصه داستان‌نویسی بخت خود را آزمود. در سال 1329 خورشیدی با جلال آل احمد از نویسندگان مطرح ادبیات ایران آشنا شد و ازدواج كرد و تا سال 1348 كه جلال به طور ناگهانی در اسالم نقاب خاك بر چهره پوشید، با وی همراه بود . دكتر دانشور تا سال 1359 كه به درخواست خود از دانشگاه بازنشسته شد به تدریس در دانشگاه هنر و ادبیات مشغول بود. از او مجموعه داستان‌ها و رمان‌هایی به چاپ رسیده است كه عبارتند از  آتش خاموش ، شهری چون بهشت ، به كی سلام كنم ،از پرنده های مهاجر بپرس ، سووشون و دو جلد از رمان «جزیره سرگردانی» با عناوین «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» («كوه سرگردان» قسمت سوم این رمان هنوز منتشر نشده است).کتاب«غروب جلال» نیز اثری از دانشور است که در آن به مرگ نابهنگام جلال اشاره می كند. آخرین آثار  منتشر شده از دانشور « نامه های سیمین به جلال» است».

پايان پيام
****

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت 11:36  توسط پوريا گل‌محمدي  | 

عصر روز سه شنبه 19 تیرماه 1386 خورشیدی،ساختمان دایرة المعارف اسلامی در شهر تهران، شاهد یكی از به یادماندنی‌ترین برنامه‌هایی بود كه تا امروز در خود،برگزار كرده است؛رونمایی‌ی شاهنامه فردوسی باتصحیح دكتر "جلال خالقی مطلق" پس از چهل سال تلاش. 

در این مراسم كه با استقبال بزرگان اهل ادب، چون :بدرالزمان غریب، شفیعی كندكنی، هوشنگ ابتهاج، ایرج افشار، علی اشرف صادق، توفیق سبحانی، هوشنگ مرادی كرمانی، محقق داماد، بلوكباشی، بجنوردی، مهدی محقق و .... برگزارشد، آرزوی چندین ساله ایرانیان به وقوع پیوست و عاقبت شاهنامه فردوسی كه به شناسنامه ایرانیان نیز شهرت یافته، به دست یك ایرانی توانا تصحیح و پس از چاپ نخست آن در كشور آمریكا ، در كشور ایران منتشر شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 2:33  توسط پوريا گل‌محمدي  | 

 

نمی‌توانم برایت بخندم

نمی‌توانم دنبالت بیایم
نمی‌توانم برایت دست تكان دهم

اما

هر وقت كه بیایی

برای در آغوش گرفتنت
دست‌هایم  باز است

                              مترسك

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 0:39  توسط پوريا گل‌محمدي  | 

  

 

اگر چه یكی از معناهای انتفاد « نشان دادن عیب‌های  اثر» است، اما در معنای دیگر گفته می‌شود « بحث كردن درباره‌ی مقاله یا كتاب به طوری كه خوبی‌ها و بدی هایش آشكار شود». واقعیت هم این است كه، در تكامل و تغییر معنایی واژه‌ها ،‌انتقاد و نقد در جامعه امروز ما با از دست دادن معنای حقیقی خود به معنای «حمله و عیب جویی» و به شكلی « گرفتن حال»‌ ِ صاحب اثر تعبیر می شود. اگر چه این تعبیر بیشتر در بین عوام و به دلیل كم دانشی آنهاست ، اما عده‌ای نیز با استفاده از پایین بودن آگاهی جامعه ، از نقد به عنوان سلاحی برای تصویه حساب‌های شخصی سود می‌برند. اما انسان خلاق، تحصیل كرده و زیرك به هیچ عنوان اسیر تعاریف تحمیل شده از طرف عوام و غیر عوام به یك واژه نمی شود و سعی می‌كند هر چیزی را در معنای واقعی و شایسته آن بكار برد؛ و این می تواند یكی از ملاك های تشخیص انسان تحصیل كرده و انسان عامی باشد. البته، تحصیلات به معنای داشتن مدرك نیست، بلكه به معنای توانایی در عمل و پاسخ گویی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/13ساعت 18:59  توسط پوريا گل‌محمدي  |