چقدر شبیه آنها شدهای
آنها که
تنها، انتظار شعرهای مرا میکشند
تنها، شعرهایم را میخوانند
تنها، شعرهایم را بغل میگیرند
تنها، شعرهایم را میبوسند
خیالی نیست !
تو، شبیه آنها باش
من هم
تنها
شبها
کنار عکس تو میخوابم
چقدر شبیه آنها شدهای
آنها که
تنها، انتظار شعرهای مرا میکشند
تنها، شعرهایم را میخوانند
تنها، شعرهایم را بغل میگیرند
تنها، شعرهایم را میبوسند
خیالی نیست !
تو، شبیه آنها باش
من هم
تنها
شبها
کنار عکس تو میخوابم
اعتراف كن راهبه
اعتراف كن راهبه
تو از عشق میترسی
اعتراف كن
تو از اینكه دست كسی را بگیری میترسی
اعتراف كن
تو از صدای بوسهی خودت میترسی
اعتراف كن
زانو بزن راهبه
اعتراف كن كه تو هم عاشق شدهای
اعتراف كن كه دوستش داری
اعتراف كه دلت برای كسی تنگ شده
بی عشقی مرگ زودرس میآورد
اعتراف كن
كه راز عمر طولانی پیامبرت عشق است
اعتراف كه خدا لب را برای بوسیدن آفرید
و دست را برای در آغوش گرفتن
و تن را برای تن
زانو بزن راهبه
اعتراف كن
سیاهی تنها رنگ جهان نیست
و خدا هیچ كس را تنهایی به بهشت نمیبرد
شبها خوابم نمیبَرد
به جای گوسفند
دختران همسایه را میشُمارم
لیلا
سارا
مریم
مینا
سحر
کاش میدانستم که قلبم برای کدامِشان بیشتر میتپد
یا اینکه دروغ عاشقانه كدامِشان را بیشتر دوست دارم
شبها خوابم نمیبرد
این روزها
آنقدر سعی کردهام بَد نباشم
که حالم از هرچه خوبیست به هم میخورد
با ظهور سفیدی ریشهایم
کسی از سفیدی موهایم تعجب نمیكند
و این یعنی بزرگ شدهام
سالهاست دیگر مادرم مرا به حمام نمیبرد
دیگر زنان تازه عروس مرا نمیبوسند
و دختران همسایه حق ندارند با من بازی کنند
نگاه آنها با همیشه فرق دارد
مادرم بیشتر از همیشه خودش را از من پنهان میکند
نمیدانم به خاطر تغییر حكومت است
یا برنامههای تلویزیون؟!
این روزها كتابهای تاریخی را بیشتر میخوانم
شاید من از نوادِگان كورش باشم!
یا محصول تجاوز اسكندر به ایران!
و اسكندر محصول تجاوز كورش به یونان
چه كسی میتواند این را ثابت كند ؟
بیشتر از همیشه به آزادی قلم فكر میكنم
از شما چه پنهان
میخواهم رئیس جمهور شوم
باید دل دختر همسایه را كه با من دوست نشد بشكنم
شاید برای اینكه بتوانم بروم كشورهای خارجی
یا اینكه در خیابان كه راه میروم مردم نگاهم كنند
شاید برای اینكه این روزها بیكار هستم
باید رئیس جمهور شوم
شعر را بیشتر از رئیس جمهور دوست دارم
حاضرم وزیر فرهنگ را با یك شعر عوض كنم
خوابم نمیبرد
نام دختر همسایه شما چیست؟