شبها خوابم نمیبَرد
به جای گوسفند
دختران همسایه را میشُمارم
لیلا
سارا
مریم
مینا
سحر
کاش میدانستم که قلبم برای کدامِشان بیشتر میتپد
یا اینکه دروغ عاشقانه كدامِشان را بیشتر دوست دارم
شبها خوابم نمیبرد
این روزها
آنقدر سعی کردهام بَد نباشم
که حالم از هرچه خوبیست به هم میخورد
با ظهور سفیدی ریشهایم
کسی از سفیدی موهایم تعجب نمیكند
و این یعنی بزرگ شدهام
سالهاست دیگر مادرم مرا به حمام نمیبرد
دیگر زنان تازه عروس مرا نمیبوسند
و دختران همسایه حق ندارند با من بازی کنند
نگاه آنها با همیشه فرق دارد
مادرم بیشتر از همیشه خودش را از من پنهان میکند
نمیدانم به خاطر تغییر حكومت است
یا برنامههای تلویزیون؟!
این روزها كتابهای تاریخی را بیشتر میخوانم
شاید من از نوادِگان كورش باشم!
یا محصول تجاوز اسكندر به ایران!
و اسكندر محصول تجاوز كورش به یونان
چه كسی میتواند این را ثابت كند ؟
بیشتر از همیشه به آزادی قلم فكر میكنم
از شما چه پنهان
میخواهم رئیس جمهور شوم
باید دل دختر همسایه را كه با من دوست نشد بشكنم
شاید برای اینكه بتوانم بروم كشورهای خارجی
یا اینكه در خیابان كه راه میروم مردم نگاهم كنند
شاید برای اینكه این روزها بیكار هستم
باید رئیس جمهور شوم
شعر را بیشتر از رئیس جمهور دوست دارم
حاضرم وزیر فرهنگ را با یك شعر عوض كنم
خوابم نمیبرد
نام دختر همسایه شما چیست؟
