تبليغاتX
ايسيل - هشدار به خبرنگاران ادبی و اهل قلم و هنر

ايسيل

افراد كلاهبردار رسانه‌ای احزاب در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ؛
هشدار به خبرنگاران ادبی و اهل قلم و هنر

"محمد گلزاری" گفت: ما سایت انتخاباتی نیستیم، یك موسسه‌ تازه مجوز گرفته هستیم كه انتخابات را برای شروعی طوفانی انتخاب كرده‌ایم‌؛ ما پس از انتخابات هم كارمان را ادامه می‌دهیم و ماندن یا نماندن ما هیچ ربطی به برنده شدن آقای "رفسنجانی" ندارد. "شاكر" لبخند زد، و "قربانی" با گفتن «دقیقاً همینطور است» آن را تایید كرد. اینطوری شد كه من دروغ‌های آنها را باور كردم و پذیرفتم با پایگاه خبری "هاتف نیوز" به مدیریت مهندس" فیروزان" رئیس كنونی شهركتاب مركزی تهران همكاری كنم.
 
اگر چه می‌گفتند ما بی طرف هستیم و از هیچ كاندیدایی طرفداری نمی‌كنیم، اما واقعیت این بود كه هاتف نیوز داشت از آقای "رفسنجانی" حمایت می‌كرد.البته حمایت كردن از یك كاندیدای انتخاباتی هیچ ایرادی ندارد و بد نیست؛ بلكه بدی آنجایی است كه از نام یك فرد سوء استفاده می‌شود و هرچه دروغ ریز و درشت است به خورد انسان می‌دهند.
 دبیر هاتف نیوز پسر بچه‌ی جوانی به نام "محمد گلزاری" بود كه گفته می‌شد پدرش دكتر گلزاری روانشناس است. مدیریت نیز به عهده آقای فیروزان بود كه،او را چهره‌ای فرهنگی معرفی می‌كردند. فكر نمی‌كردم با حضور فیروزان روزی برسد، پول و حقوق آدم را ندهند و به صداقت آدم هم توهین كنند!
در آغاز كار خبرنگار بخش فرهنگی و ادب بودم، اما با رفتن دبیر به عنوان دبیر بخش فرهنگ و هنر و ادبیات كارم را ادامه دادم.
یكی از كارهای جالب هاتف نیوز این بود كه ما باور كنیم آدم‌های خیلی مهمی شده‌ایم و احتمال دارد به خاطر فعالیت‌هایی كه داریم انجام می‌دهیم از سوی طرفداران رقیب مورد حمله قرار بگیریم. پس مدام از اهیمت كار هاتف و اینكه مقامات دارند مطالب ما را می‌خوانند،حرف می‌زدند. كار به جایی رسید كه یك روز متوجه شدیم در ساختمان كُلنگی دو طبقه محل‌ كارمان، كه اطراف پل سیدخندان بود، دوربین مدار بسته گذاشته‌اند.
جالب بود! به گونه‌ای می‌خواستند به ما بگوید كه حضور رقیب در راس كار بسیار خطرناك است و ما باید با تمام توان پیروز شویم تا دست آنها به ریاست جمهوری نرسد. كارهای خنده دار و به خیال خودشان حرفه‌ای برای جلب توجه ما و خطرناك جلوه دادن پیروزی رقیب انجام می‌دادندكه از گفتن آنها صرف نظر می‌كنم.
آقای "قربانی" نامی كه خودش را عضو شورای سردبیر و دبیر بخش بین الملل معرفی می‌كرد، یك روز رو

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ممكن افرادی از این دست نیروهای خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها را با وعدهای دروغین تحریك كنند كه از محل كار خود استعفا دهید و با سایت ما همراه شوید. نیروی از همه جا بی‌خبر به امید شغل بهتر استعفا می‌دهد و بعد از مدتی كه سایت دعوت كننده تعطیل شد، نیرو از اینجا مانده و از آنجا رانده می‌شود. این افراد خودشان دارای چندیدن شغل هستند كه با تعطیلی سایت هیچ آسیبی به آنها نمی‌رسد.   

كرد به من و با خنده ‌گفت:« شما اهل ادبیات چقدر ساده هستید. هر چه می‌گویند باور می كنید.» آن روز متوجه حرفش نشدم، چون خیلی خودش را ساده نشان می‌داد، اما همین دو سه ماه پیش وقتی زنگ زدم به "یوسف علیخانی" تازه متوجه شدم كه چرا این حرف را زده است. حكایت از این قرار بود كه این آقا با "محمد گلزاری" در نشریه‌ای كه فكر می‌كنم نامش «سپیده دانایی» است و مدیر مسوول آن همان دكتر گلزاری پدر محمد گلزاری است، همكاری می‌كنند. یك روز كه همدیگر را در خیابان دیدیم،گفت: «مرا به خاطر هاتف نیوز به زندان انداختند و تازه آزاد شده‌ام». فكرمی‌كنم آن هم از دروغ‌های به خیال خودش سیاسی بود. و گفت كه گلزاری پول من را هم خورده است. مثل همه آدم‌ها شماره تلفن ردوبدل كردیم و از هم جدا شدیم. تا اینكه یك شب زنگ زد به خانه ما. گفت داریم ویژه نامه‌ای در می‌آوریم در مورد سفر؛ با آقای "یوسف علیخانی" تماس گرفتیم، گفت:«بهترین كسی كه می‌تواند به شما كمك كند گل‌محمدی است كه هم ادبیات خوانده و هم دست به قلم است». تازه فهمیدم  كه دست قربانی با گلزاری در یك كاسه است. گفتم:«اولاً من سفر نامه نویس نیستم. دوماً به شرطی كمك می‌كنم كه یك میلیون تومان پولی را كه از همكاری با هاتف به من بدهكار هستید پرداخت كنید. این هم به خاطر اینكه آقای علیخانی سفارش كرده است.» سعی كرد مرا با همان لحن و لهجه تركی‌اش مسخره كند، كه اینبار اجاز ندادم بیشتر از اندازه‌ی خودش لوس بازی در بیاورد. زنگ زدم به یوسف علیخانی گفتم:«این آدم‌ها را به كسی معرفی نكن و خودت هم مراقب باش، آدم‌های مطمئنی نیستند و سابقه خوبی ندارند. در انتخابات ریاست جمهوری یك میلیون تومان پول مرا بالا كشیدند و كلی هم توهین كردند.»
یوسف با همان زبان رك و بی‌پرده‌اش گفت:« من كه نمی‌شناسمشان. به من زنگ زدند و گفتند پوریا گل‌محمدی شما را به ما معرفی كرده و گفته به ما كمك كنید». گفتم:«‌من همیچین كاری نكردم.دروغ گفته‌اند. تازه، به من زنگ زدند، گفتند كه یوسف شماره تو را به ما داده و گفته اگر بگویید علیخانی گفته، با شما همكاری می‌كند». گفت:«من همیچین كار نمی‌كنم و نكرده‌ام ».
فهمیدم كه قربانی از زبان من به یوسف دروغ گفته است و از زبان یوسف به من. حالا به چندجای دیگر زنگ زده و از زبان من حرف زده خدا می‌داند!    
برگردم به هاتف نیوز. در آن سایت هرگز حاضر نشدم شخصیت‌های ادبی را، كه با من یا خبرگارانَم گفت‌و‌گو می‌كردند وادار به حمایت از كاندیدایی خاص كنم یا حرفی را كه آنها نگفته‌اند از زبانشان چاپ كنند؛ یا اینكه به قول معروف حرف توی دهانشان بگزارم. چندین بار این پیشنهاد داده شده و من خیلی جدی با آن مخالفت كردم.  
بچه‌ها كه متوجه شده بودند، سایت انتخاباتی است و پس از انتخابات تعطیل خواهد شد، به وعده‌های گلزاری اعتراض كردند. اما او با تشكیل جلسه و آوردن مهندس فیروزان از او خواست كه خودش بگوید كه این سایت تعطیل شدنی نیست. مهندس هم گفت كه این یك موسسه است و سایت بخشی از آن است كه تازه فعالیتش شروع شده و به هیچ عنوان تعطیل نمی‌شود.
ما دوباره به كار خود ادامه دادیم. به ما گفته بودند می‌توانید چند نیروی حق التحریر هم داشته باشید. من به برخی دوستان گفتم كه برایم مطلب بنویسند و آنها نوشتند. با توجه به اینك اعلام كردند حق‌التحریرها را با تاخیر پرداخت خواهد شد، من پول دوستانم را از اولین حقوقی كه گرفتم پرداخت كردم‌.

انتخابات برگزار شد و دكتر احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد. همه از شكست آقای رفسنجانی ناراحت بودند و صحبت تعطیل شدن سایت پیش آمد. باز جلسه‌ای تشكلیل شد و مهندس فیروزان اعلام كرد كه:«نگران نباشید، نه تنها سایت تعطیل نمی‌شود، بلكه قرار است روزنامه‌ای به نام كارگزاران راه اندازی شود كه در صورت نیاز شما را به آنجا می‌فرستیم. حقوق شما را هم تا روز آخر پرداخت می‌كنیم». در پایان هم شماره‌ی تلفن خودش را داد به ما داد و گفت:«اگر مشكلی داشتید می‌توانید مستقیم با خودم تماس بگیرید».
سایت بدون تصویه حساب درست و حسابی با نیروها تعطیل شد و ما نه‌تنها به روزنامه كارگزاران فرستاده نشدیم، بلكه پولمان را هم ندادند.
هیچ چیز نگفتم و رفتم. بعد از چند ماه به گلزاری زنگ زدم و حقوقم را خواستم. بعد از كلی دروغ و حرف‌های تكراری كه حقوق خود ما را هم نداده‌اند و من از جیب خودم خرج كرده‌ام، دیگر تلفن‌های مرا جواب نداد. زنگ زدم به فیروزان. گفتم قرار شد حقوق ما را بدهید. یعد از كلی شكوه و شكایت از زمین زمان، گفت:« سعی می‌كنم تا ماه آینده پرداخت كنم.» پرداخت نشد؛ تا اینكه، یك بار كه برای شركت در یك مراسم به شهر كتاب مركزی رفته بود او را دیدم و گفتم من این پول را لازم دارم. بعد از یك سال یكی از نیروهای هاتف نیوز به نام " شاكر" كه خودش را عضو شورای سردبیر هاتف نیوز معرفی می‌كرد، زنگ زد و گفت. بیا پولت را بگیر. خوشحال شدم. گفت 180هزارتومان است با پیك بفرستم. گفتم حقوق حدود سه ماه دبیری من با پول حق التحریرهای دوستان را كه از جیب خودم دادم،

انتخابات برگزار شد و دكتر احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد. همه از شكست آقای رفسنجانی ناراحت بودند و صحبت تعطیل شدن سایت پیش آمد. باز جلسه‌ای تشكلیل شد و فیروزان اعلام كرد كه:«نگران نباشید، نه تنها سایت تعطیل نمی‌شود، بلكه قرار است روزنامه‌ای به نام كارگزاران راه اندازی شود كه در صورت نیاز شما را به آنجا می‌فرستیم. حقوق شما را هم تا روز آخر پرداخت می‌كنیم». در پایان هم شماره‌ی تلفن خودش را داد به ما داد و گفت:«اگر مشكلی داشتید می‌توانید مستقیم با خودم تماس بگیرید».سایت بدون تصویه حساب درست و حسابی با نیروها تعطیل شد و ما نه‌تنها به روزنامه كارگزاران فرستاده نشدیم، بلكه پولمان را هم ندادند.

می‌شود یك میلیون تومان؛ چطور می‌خواهید 180 تومان بدهید. گفت:« همین است. اگرمی‌خواهی بیا بگیر؛ اگرنه، از پول خبری نیست». رفتار بدی داشت و توهین آمیز صحبت كرد. تلفن را قطع كرد و

صحبت ما تمام شد. متوجه شدم با بقیه بچه‌ها هم همین كار را كرده‌اند و پول هیچ كدام از بچه‌ها را كامل نداده‌اند و شاید داده‌اند من خبر ندارم!
دو سال بعد در نمایشگاه مطبوعات "محمد گلزاری" را دیدم، با چاپلوسی شروع كرد به حال و احوال. گفتم : نمی‌خواهی پول مرا بدهی؟ با همان زبان تمسخرآمیز و مدعی، گفت: «پول همه را داده‌یم». گفتم:« خودت می‌دانی پول مرا ندادی». گفت:«اگر مدرك داری می‌توانی شكایت كنی». گفتم:«اگر پول داده باشی باید امضاء من را داشته باشی».
خودش هم می‌دانست كه ندارد. گفتم: دنیای مطبوعات آنقدر بزرگ نیست كه ما دوباره به هم نرسیم. با تمسخر و خنده گفت:«هر كاری می‌توانی بكن!»


قراردادی نبود كه بخواهم شكایت كنم. كاری كه می‌توانسم بكنم این بود كه دیگر در جلسات خانه كتاب كه آقای "محمد خانی" مسوول برگزاری آن بود شركت نكنم، چون دوست نداشتم فیروزان را ببینم.

* نتيجه

1- كالاهبرداری تنها این نیست كه پول شما را ندهند، وقتی حرف شما را تغییر می‌دهند و سخنی را كه شما به عنوان امانت در اختیار آنها قرار می‌دهی و به نفع خود تغییر داده و منتشر می‌كنند، بدترین كلاهبرداری‌هاست.
 
2- اگر كسی با عناوینی چون "گلزاری"، "قربانی"یا "شاكر" زنگ زد و گفت گل‌محمدی شما را به ما معرفی كرده كه با ما همكاری كنید، بگویم دروغ است.  
3- در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ممكن افرادی از این دست نیروهای خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها را با وعدهای دروغین تحریك كنند كه از محل كار خود استعفا دهید و با سایت ما همراه شوید. نیروی از همه جا بی‌خبر به امید شغل بهتر استعفا می‌دهد و بعد از مدتی كه سایت دعوت كننده تعطیل شد، نیرو از اینجا مانده و از آنجا رانده می‌شود. این افراد خودشان دارای چندیدن شغل هستند كه با تعطیلی سایت هیچ آسیبی به آنها نمی‌رسد.   
4- بد نیست كه بعضی از آدم‌ها را دیگران هم بشناسند و احزاب مراقب باشند و بدانند كه این افراد نه تنها برای آنها اعتباری نمی‌آورند، بلكه اعتبار آن را نیز زیر سووال خواهند برد. من معتقدم یكی از دلایل شكست آقای رفسنجانی در انتخابات همان سال استفاده از مهره‌های سوخته سیاسی و افرادی بود كه به آقازاده معروف شده بودند. این افراد اگر چه هیاهوی زیادی راه می‌اندازند اما هیچ اعتباری ندارد و برعكس امتیازی منفی برای یك كاندیدا محسوب می‌شوند. اشتباهات این افراد تا سال‌ها در ذهن مردم صدمه دیده از طرف این گروه می‌ماند و به حساب آن كاندیدا گذاشته می‌شود.
5- افراد، رسانه‌ها و احزابی كه فكر می‌كند می‌توانند با دروغ و فریب و خوردن حقوق خبرنگاران به اهداف خود برسند، یادشان باشد دنیای مطبوعات آنقدر كوچك است كه شما را شناسایی و رسوا كنند.
6- این اتفاق برای من یك تجربه بود كه این روزها ممكن است برای برای هر خبرنگار تازه كاری اتفاق بیفتد. بدون شك افراد زیادی هستند كه طعمه افراد وابسته یه این رسانه‌های انتخاباتی شده‌اند .  
7- خبرنگاران علاقه‌مند به همكاری با این رسانه‌ها بهتر است بدون قرارداد كار نكنند، تا در صورت پیش آمد مشكل بتوانند شكایت كنند.

8- بهتر است انجمن مطبوعات در این مورد فكری بكند تا احزاب نتوانند از خبرنگاران سوء استفاده كنند و به شخصیت خبرنگاران در نزد اهالی قلم و هنر صدمه بزنند.  

نویسندگان‌، شاعران و اهل قلم و هنر فراموش نكنند كه در هر انتخاباتی تعدادی رسانه مانند روزنامه و سایت راه اندازی می‌شوند تا از كاندیدای مورد نظر خود حمایت كنند. متاسفانه گاهی این رسانه از هر وسیله‌ای برای عزیز كردن كاندیدهای خود و تخریب كاندیداهای دیگر استفاده می‌كنند كه در این میان خبرگاران ساده لوح و اهل قلم و هنر بیشترین صدمه را می‌بینند.

9- خبرنگاران دچار جو انتخاباتی نشوند و سعی كنند در انتقال حرف و كلام یك هنرمند یا نویسنده امانت‌داری را رعایت كنند، چرا كه انتخابات تمام خواهد شد و این شما هستیدكه باید در آینده با  نویسنده یا هنرمند ارتباط خبری داشته باشید. پس به قمیت یك انتخابات اعتبار خبری خود را از بین نبرید.
10- نویسندگان‌، شاعران و اهل قلم و هنر فراموش نكنند كه در هر انتخاباتی تعدادی رسانه مانند روزنامه و سایت راه اندازی می‌شوند تا از كاندیدای مورد نظر خود حمایت كنند. متاسفانه گاهی این رسانه از هر وسیله‌ای برای عزیز كردن كاندیدهای خود و تخریب كاندیداهای دیگر استفاده می‌كنند كه در این میان خبرگاران ساده لوح و اهل قلم و هنر بیشترین صدمه را می‌بینند. افراد وابسته به این سایت‌ها سعی می‌كنند در گفت و گو با شخصیت‌های مطرح مانند شاعران، نویسندگان، اساتید دانشگاه، اهالی سینما و غیره برای كاندیدای خود تبلیغ كنند. گفت‌وگو یا حمایت از یك كاندیدا برای اهل هنر و ادبیات هیچ اشكالی ندارد و هر كس می‌تواند نظر شخصی خودش را بگوید؛ اما آنچه مهم است رسانه یا فردی است كه شما با آن گفت و گو می‌كنید. فراموش نكنید كه باید برای اظهار نظر و مطمئن بودن از انتشار بدون كم و كاست نظرتان با خبرنگارانی گفت و گو كنید كه آنها را می‌شناسید و به صداقت آنها اعتماد دارید. وقتی یك خبرنگار ناشناس از رسانه‌ای ناشناس به شما زنگ می‌زند، نباید هر چه در دل دارید به او بگوید و وقتی بدون هماهنگی شما آن را چاپ كرد، بگوید حرف من چیز دیگری بود و من داشتم درد دل می‌كردم. حتا اگر شما بتوانید اثبات كنید كه حرف شما را تغییر داده‌اند فراموش نكنید كه نمی‌توانید مطلبی را كه به دروغ و به نقل از شما منتشر شده است را  از ذهن همه مردم پاك كنید. پس برای حرف زن یا اظهار نظر كردن باید با كسانی گفت‌و‌گو كنید كه آنها را می‌شناسید و به صداقت خبری و توانایی خبر آنها ایمان و اعتقاد دارید.
11- اين مسئله می‌تواند در هر سه كشور فارسی زبان ايران، تاجيكستان و افغانستان اتفاق بيافتند. 
 

پایان پیام
******
- با مشاهده اشتباه از بخش نظر دهندگان خبر دهيد تصحيح شود.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/18ساعت 2:10  توسط پوريا گل‌محمدي  |