شمارش معكوس برای تعطيلي «انتشارات ویستار»

مگر "فتوحي" به داد انتشارات ويستار برسد!
آیا حاجی زاده كتاب‌هایش را به آتش می كشد؟!
تا ساعاتی دیگر (ساعت11دوشنبه 23مهر) دارندگان حكم تخیله «انتشارات ویستار» با حضور در این محل اقدام به تخلیه آن می نماید و این در حالی است كه حاجی زاده(مدیر مسوول نشر)  تهدید كرده در صورتی كه این اتفاق بیفتد، كتاب هایش را در خیابان به آتش می كشد.

مدیر مسئول انتشارات ویستار با اشاره به حكم تخلیه كتابفروشی گفته است: بسیاری از كارشناسان حقوقی با بررسی پرونده نشر ویستار اعتقاد دارند كه دادن حكم تخلیه از سوی مقامات قضایی درست نیست . ما  حاضر نمی شویم و قادر نخواهیم بود كتاب فروشی را تخلیه كنیم.
"پژمان سلطانی" مدیر كتاب فروشی نشر ویستار نیز در گفت وگو با خبرگزاری كتاب ایران (ایبنا)، حادثه را چنین شرح داده است: سال 1362 سرقفلی مغازه را از مالك خریداری كردیم . اما در سال 1376 قانونی وضع شد كه بر طبق آن مالكانی كه از واگذاری سر قفلی خود ناراضی هستند می توانند با واریز مبلغی به صندوق دولت، پس از انجام مراحل قانونی،  سرقفلی را پس بگیرند. 
وی با طرح این ادعا كه "این قانون شامل حال سرقفلی كتاب فروشی ویستار نمی شود"، افزود: مالك براساس طرح شكایتی در دادگستری، سرقفلی كتاب فروشی ویستار را با واریز 600 میلیون ریال علی الحساب و پرداخت باقی مبلغ به تدریج پس گرفته است.
مدیر كتاب فروشی ویستار ادامه داد: براساس این شكایت و حكم قاضی كه به نشر ویستار ابلاغ شده ما باید كتاب فروشی را طی سه  روز تخلیه كنیم. در حالی كه این كار ممكن نیست.

ادامه نوشته

"اژدهاكُشان" نویسنده‌ی قزوینی

"یوسف علیخانی" نویسنده قزوینیِ ساكن تهران ، تازه‌ترین اثر داستانی خود را با نام «اژدها‌كُشان » به وسیله «انتشارات نگاه» روانه بازار كتاب كرد.

قشقابل، نسترنه، دیولنگه و كوكبه، گورچال، اژدهاكشان، ملخ‌های میلك، شُول و شیون، سیامرگ و میر،اوشانان، تعارفی، كَل‌گاو، آه‌دود،الله‌بداشت سفیانی، آب میلك سنگین است و ظلمات عناوین 15 داستان منتشر شده در این كتاب است .

داستان‌های این مجموعه نیز، همانند اثر پیشین علیخانی (قدم بخیرمادر بزرك من بود) بیشتر در فضاهایی روستایی اتفاق می‌افتد كه متاثر از آداب و رسوم و اندیشه‌ و عقاید مردم آنجاست.مخاطب این داستان‌ها پس از خواندن هر اثر به خوبی درك خواهد كرد كه با نویسنده‌ای آشنا به فرهنگ مردم روبه‌رو ست؛ كسی كه با لهجه و گویش مردم ناحیه‌ای كه دارد آنها را در واژه به تصویر می‌كشد ، به خوبی حرف می‌زند و خواننده با كمی دقت و درك گویش و  لهجه‌ی شخصیت‌ها می‌تواند وارد دنیایی روستایی شود كه یكی به دیگر می‌گوید:« - ها. بشنیده بودین مشدی خیری ، قصد بكرده بود باغستانش ره بفروشه، بره قزوین؟ »(ص131).

 علیخانی داستان‌ها را با نگاهی به زادگاهش قزوین و روایات مردم آن نواحی به نگارش در آورده است كه تجربه مستقیم برخورد با مردم آن نواحی و دیدار از مكان‌ها و فضا‌های اشاره شده در داستان‌ها،باعث شده‌اند نویسنده در بیان روایات خود موفق‌تر عمل كند. به روایتی می‌توان گفت علیخانی از اندیشه‌ها و دنیای مردمی حكایت می‌كند كه توانسته ضمن ارتباط برقرار كردن ، با آنها زندگی كند.

برای آشنای با قلم اين نویسنده بخشی از داستان «اژدها كُشان» كه عنوان كتاب را نیز به خود اختصاص داده است، می‌خوانیم:« حضرتقلی وقتی فهمیده اژدها ، قصد میلك كرده و می‌تازد تا آنجا را با خاك یكسان بكند، سوار قاطر شده و یك راست از قزوین كوبیده و از باراجین رفته و نرسیده به زرشك، ازجلوش در آمده. اژدها وقتی دیده حضرتقلی ،شمشیرش را برق انداخته و روی سرش تكان می‌دهد، كمی عقب نشسته و سعی كرده كوه را پایین بیاید تا دور بزند و از یك طرف دیگر برود بالا تا برسد به گدوك و بعد از گردنه فلار ببیند كه میلك ، آن طرف شاه رود، نشسته توی ایوان البرز كوه،‌ اما حضرتقلی آمده توی دره و اینجا جنگ شان شروع شده .... »


«اژدهاكُشان» نوشته "یوسف علیخانی"را موسسه انتشارات نگاه منتشر و با قیمت 1500تومان روانه بازار كتاب كرده است.


نشانی‌های ناشر :

- دفتر مركزی:خیابان انقلاب،‌خیابان شهدای ژاندارمری،‌بین فخر رازی‌ و دانشگاه‌،‌پلاك 139‌،‌طبقه 5،‌تلفكس 66975707

- فروشگاه:خیابان 12 فروردین،‌شماره 21،طبقه همكف،‌تلفن 66480379


اخبار مرتبط:

-داستان (فارسی - انگلیسی)آن كه دست تكان می داد، زن نبود

-It was not a lady who was waving!!


پایان پیام

 

شبیه هیچ کس نیستی

window

این روزها شبیه هیچ کس نیستی
حتا شبیه خودت

خوب می‌شناسمت
وقتی به نقشه جهان نگاه می‌کنی
حتما"
یک نقشه در سرت داری

بگو
نوبت غرور کدام تمدن کهنسال است
مصر
روم
یا، یونان
اینجا که غروری برای شکستن نمانده است

حالا
تمام کودکان، بدون غرور متولد می‌شوند
و دخترانِ بدون بلوغ
نبودنت را احساس می‌کنند

 
پایان پیام
*****