شهر همان روستاست
شهر همان روستاست
با چند خانهي بیشتر
چند چراغ اضافی
و كمی حیوانات آهنی
به جای سگها ، آدمها كنار خیابان میخوابند
و به جای گرگ ، آدمها از دیوار خانهها بالا میروند
فاضلابها ، همان رودخانهها هستند
رئیس جمهور همان كدخداییست كه از قحطي جان سالم بهدَر برده
شهر همان روستاست
و ما روستائیان شهرنشین هستیم كه شهروند صدایمان میكنند
آسمان خراش محصول شهر است
و ما محصول پدرانی عمله
كه با زنانی ساده در كنار مصالح ساختمانی ازداوج كردند
هیچ عروسی در شهر باكره نیست
چون هیچ جوانی ناكام نمیمیرد
شهر همان روستاست
با كمی تغییر نامها
و كمی تغییر لباس
حالا تو پستانهايت را در سينه بندي پنهان ميكني
كه عشق را شهوتي ميكند
در شهر باغي نيست ليلا
با من به درون اين ساختمان نيمه تمام بيا
پايان شعر
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۶/۱۱/۰۵ ساعت 18:37 توسط پوريا گلمحمدي
|
نام مجموعه:با صدای بلند به تو فکر می کنم