زمزمههاي مترسكی
شعرها براي زبان عربي از نشريه نافه ترجمه شده اند و با توجه به اينكه من براي قرار دادن در مجموعه شعر در دست انتشار، آنها را بازنگري كرده ام ممكن است سطرهايي تغيير كرده باشد.اين تغيير شايد در يك يا دو شعر باشد كه هنوز فرصت نكرده ام آنها را مقايسه كنم.
زمزمههاي مترسكی
1
وقتی مَردُم
همه کلاغ میشوند
باید مترسک شد!
2
وقتی كه نمیشود رفت
همین یك پا هم اضافیست!
مترسك
3
اگرچه روی یك پا ایستادهام
اما
تا آخر ایستادهام !
مترسك
دوستت دارم
حتا
با قلبی از پوشال
مترسك
5
نه گندمی را خوردهام
نه پرندهای را كشتهام
چرا چوب شدم!؟
مترسك
6
تمام مزرعه را هم كه گندم بكاری
باز هم مترسكی
قلبت پرنده ندارد!
7
نمیتوانم برایت بخندم
نمیتوانم دنبالت بیایم
نمیتوانم برایت دست تكان دهم
اما
هر وقت كه بیایی
برای در آغوش گرفتنت
دستهایم باز است
مترسك
8
مترسك
پینوكیویی كه هیچ وقت آدم نشد!
9
دهانی برای ستایشات ندارم
اما
برای آنكه بدانی چقدر دوستت دارم
با دستانی باز
روی یك پا میایستم
و تا قیامت سكوت میكنم
مترسك
10
خدایا،باران را بباران
وكلاغهایت را بفرست
با دشمن بودن
بهتر از تنهاییست
مترسك
نام مجموعه:با صدای بلند به تو فکر می کنم