دانه تسبیح شیخ از گلوله بود


دانه تسبیح شیخ از گلوله بود

هر چقدر دعا كرد

ما بيشتر مُردیم

 

كاش جنگل بودی وطن!


طوفان که می‌شود
در جنگل
هیچ درختی تنها نیست
در پشت هر درخت،درختی‌ست
 
در جنگل
درخت‌ها
         یا ایستاده می‌میرند
         یا روی شانه‌ی هم

 كاش جنگل بودی وطن!
 تا برای مُردن
                دنبال شانه نگردم

كاش جنگ بودی!
......

 

 

چه سرنوشت غم انگیزی

تو را از آب آفریدند
مرا از آتش
چه سرنوشت غم انگیزی
در آسمان به این بزرگی
ابرها
یك بار بیشتر نمی‌توانند همدیگر را در آغوش بگیرند