مرا بی اجازه دفن كنید

 

                      برای بچه‌هایی كه این روزها نرسيده به آزادی شهید می‌شوند

مرا بی اجازه دفن كنید

مرا بی اجازه دفن كنید
مرا بی اجازه‌ی شهردار
مرا بی اجازه‌ی فرماندار

مرا، بی اجازه‌ی هیچ‌كس

                             دفن كنید!

چشم‌هایم را نبندید
هیچ چیز زیباتر از مرگ شاعری با چشمان باز نیست
می‌خواهم برای مرگ خودم هم شعر بگویم

اگر مسلمانید
درگوش جنازه‌ام هیچ چیز نخوانید
من پیش از مرگ برای خودم شعر خوانده‌ام

 

نگذارید مرا بشویند
تمام تنم پر از خاطره است
پاك می‌شود

شاعرم
مثل یك شهید با لباس دفنم كنید
روی سنگ قبرم چیزی ننویسید
من هنوز برای نوشتن حرف دارم
 
همیشه حرف‌هایی هست
كه برای گفتنَش، باید مُرد

اگر در سرزمین‌ام قبری برایم نبود
جنازه‌ام را بسوزانید


بی اجازه آمده بودم 

بی اجازه زیستم
بی اجازه خواهم رفت! 

بی اجازه دفن‌َم كنید

 

خداوند اين کشور را از دشمن خشکسالی و دروغ محفوظ دارد

                                            
بين كانديدهاي موجود، برای دور كردن دروغ از سرزمین ایران، با احترام به كروبی و یارانش به میرحسین موسوی رای می‌دهم. چون:

۱- بايد به مردی رای ‌داد كه از گرفتن دست زنش خجالت نمی‌كشد و زن را جهاز یا ابزار آشپزخانه نمی‌داند.
2- دشمن دانا به از  دروغ‌گوی نادان بود.

3- میر حسین اگر بد هم باشد بدتر و فاجعه نیست.  

4- و...

 

من به خروس همسایه رای می‌دهم


تهران، دوشنبه ، كابل
 

اینجا تهران است

اینجا ایران

ایران عصر زرتشت

خراسانِ عصر فردوسی

شیرازِ عصر حافظ

نیشابورِ عصر خیام

قونیهِ عصر مولانا

 

اینجا تهران است

تمام عصرهای آفتابی شعر

زادگاه چوپان شعرهای فردا

زادگاه زنی كه حتا همخوابِگی‌اش شعر بود

آرامگاه غول‌های زیبای حماسه و عشق

 

اینجا پایتخت شعر زمین است

تهران
شهر شانه و شمشیر

شهر بوسه و تكفیر


دیگر

نه به وزن سكه‌های شما شعر می‌گویم

نه به وزن دختران ترك هرجایی

نه به پای پادشاه خواجه‌ی زن باز

 

بگذار این آقا كه می‌خواهد رئیس جمهور شود، شعار بدهد

- « به من رای بدهید تا بهشت را به شما ببخشم»

من رأی به لبخند تو می‌دهم

من رأی به شعری می‌دهم كه پشت یك كامیون نوشته است

به مادرم رأی می‌دهم

« رفیق بی كلك مادر»

به پدرم رأی می‌دهم

كه به من نان داد

من به چارلی چاپلین رأی می‌دهم

كه مرا به درد می‌خنداند

 

شهر كه شلوغ شد

قورباغه‌‌ها هم هفت تیر می‌كشند!


بگذار این آقا كه می‌خواهد رئیس جمهور شود
شعار بدهد
من به خروس همسایه رأی می‌دهم

بی‌پرده‌ترین عشق باز كوچه‌های شهر

 

خروس!

سربازی  كه سحرگاه شهادتش 
با صدایی رسا

         سلاخش را بیدار می‌كند

من به مرغ رای می‌دهم

تخم دارد
و جهان از گرسنگی نخواهد مُرد

 

اینجا تهران است
تمام چشم‌های شعر من

مال دختری ست كه شیشه‌های ماشین تو را پاك می‌كرد

و تمام مادران پاك شعرهای من

زنانی خیابانی هستند كه كنار تو خوابیده‌اند

با كودكانی كه در حمام زندانی شدند

تا لولویی كه آن شب

به جای آنها داشت مادرشان را می‌خورد، نبینند

 

خوب یا بد
اینجا تهران است

فقیر بی‌آبرو
گوشت همسایه را می‌خورد

فقیر با آبرو

خودش را
من هم حاشیه‌های ناخُن‌هایم را می‌جوم

اینجا تهران است

اینجا كابل
اینجا دوشنبه

اینجا دهلی
هر روز یك نفر خدا می‌شود
و برای برگرداندن خلافت جهان به خدا

چه انسان‌ها كه كشته نمی‌شوند

 

مردمی كه خداشان در مسیر ما كشیدن گاوهاست
عاشق زنگوله‌های طلایی‌اند

 

شهر پر از برج‌های زنگوله دار است

كارخانه‌ها تیرو كمان می‌سازند

كودكی كه چراغ را نشانه رفته

هیچ وقت نمی‌فهمد

نورها هم می‌میرند

و در تاریكی
خفاش‌ها بهتر می‌بینند

 

اینجا تهران است

یك نفر در میدان، آزادی را جر داده

مردم دارند دورش می‌چرخند
بچه‌ها بی‌آنكه چیزی از آزادی بدانند

لای پای جر خورده‌ی آزادی فوتبال بازی می‌كنند

شهردار برجی بلند‌تر از آزادی می‌سازد
تا هیچ كس نفهمد كه آزادی شهر جر خورده

 

راستی‌ها معتقدند:

هیچ آزادیی مطلق نیست

چپی‌ها می‌گویند:

آزادی شرط ندارد

و در میانه

هیچ‌، اسبی در غم سوارش شیهه نمی‌كشد

 

من معتقدم

تهران رودی‌ست كه به دریا نرسیده

تمام شاعران خود را خواهد خورد

 

اینجا تهران است
من به هیچ حزبی وابسته نیستم

به مذهب شناسنامه یی‌ام

به اندازِیی كه همسایه‌ها ناراحت نشود احترام می‌گذارم

با صدای زنگ كلیسا كمی مكث می‌كنم

با صدای اذان صدای موسیقی را پایین می‌آورم

با دیدن مغ‌های زرتشتی لبخند می‌زنم

برای خاخام‌های یهودی دست تكان می‌دهم

هیچ اجباری نمی‌بینم كه شعرهایم مذهبی باشند

 

من به تمام حیوانات احترام می‌گذارم

و معتقدم به جای قربانی كردن گوسفندها

باید كبوترهای سفید را آزاد كرد

 

اینجا تهران است

اینجا كابل
اینجا دوشنبه

با درصد بالای زنان خیابانی
دختران تهران زیباتر از همیشه‌اند