وقتی كه آرزوی هیچ كسی نیستی


جهان پر است از آدم‌هایی با آرزوهای بی شمار
وقتی كه آرزوی هیچ كسی نیستی
آیا غمگین‌تر از تو كسی هست!؟

بیدار شد در آغوش آنكه دوستت دارد
حس عظیمی‌ست
كه تنها می‌توان در بستر زنی
كه صبح با صدایی آرام
تو را به نام كوچكت صدا می‌زند احساس كرد

هیچ انسانی كامل نیست
هیچ مردی نمی‌تواند فقط خوب باشد
هیچ شاعری فقط عاشق زنش نیست
می‌گویند:
عصر اینكه فقط زن‌ها معشوق باشند به پایان رسیده است
آیا زنی هست كه مرا دوست داشته باشد!؟

من كبوتر حرم نبودم
كه تمام عمر را در طواف یك گنبد به سر ببرم
من عقابی هستم
كه روزی هزار بار به امید رسیدن به انتهای آسمان از زمین دل می‌كند

هیچ كس چگونه دل كندم را ندید
همه گفتند
          چه زود دل می‌بندی

وقتی كه آرزوی هیچ كسی نیستی
آیا غمگین‌تر از تو كسی هست!؟


پس از تو

پس از تو

ما با لَگد درهای خانه را باز كردیم
و به همه چیز و همه كس فُحش دادیم

پس از تو
سرمان را روی قاب عكست گذاشتیم
نعره كشیدیم و
با مشت بر دیوار كوبیدیم

و با صدایی بلند گریه كردیم

پس از تو
خاك گورت را چنگ زدیم

و دوباره بر زمین پاشیدیم

پس ازتو
دیگر نماز نخوانیدم
تا از خدا انتقام گرفته باشیم

پس از تو
همسر زیبایت را صیغه كردیم
تا انقلابمان به بی راهه نرود