قول الفزاعة

ترجمه شعرهاي خودم را به زبان عربي به شكلي ناگهاني در يك سايت عربي پيدا كردم . اين شعرهاي مترسكي را در نشريه نافه منتشر كرده بودم. من مترجم اين اشعار  آقاي سامي داوود را نمي شناسم اما از او سپاسگذارم. فارسي اين شعرها رو هم به زودي همينجا منتشر مي كنم. اين عكس هم فكر مي كنم متعلق به مترجم است.


شعر : ﭘوريا ﮔل محمدي

الترجمة عن الفارسية : سامي داوود

 

* قول الفزاعة

 

1

إلهي

أهطِل أمطارك

و ابعث غربانك

وجودٌ مع العدوِ

خير من الوحدة

            فزاعة    

     

2

أحبكَ

حتى

 بقلبي المحشو....

قشاً

             فزاعة       

 

3 

و إن كنت واقفة بقدم واحدة

لكن

حتى النهاية.....

واقفة

             فزاعة        

 

 4

 لا يمكنني الابتسام لك

تذهب ....

لا يمكنني اللحاق بك

لا يمكنني أن ألوح لك

لكن...

في أي وقت تأتي

لاحتضانك

يدايَّ منبسطتان

            فزاعة         

 

5

حينما يصبح الناس كلهم

غربانا

لا بدّ أن تصير

فزاعة 

 

6

حينما لا تستطيع الذهاب

فهذه الساق أيضا

زائدة

           فزاعة        

 

7

 الفزاعة واقفة بقبعتها السوداء...

على ساق واحدة

تؤرجحها الرياح

 

بيدرُ مترعُ بسمفونية الموت

 

الآن

تعلم الغربان أيضا

لا أرنب

تحت هذه القبعة.

 

8

لا القمح أكلت

لا الطير قتلت

فلماذا صرت

خشباً...!؟

             فزاعة          

 

9

إلهي.....

لا فمَّ لي أمدحك به

لكن

لتعلم الآن كم أحبك

بالأذرعة المنبسطة

أقف بقدمٍ واحدة

و للأبدِ

أصمت

             فزاعة           

 

10

لأن بذرت المزرعة كلها قمحا

تبقى فزاعة

قلبكَ

لا يمكنه أن

يحلق.

 

 

المصدر:

مجلة: " نافه " أي سرة الغزال  . السنة السابعة. العدد  34 ـ آذار. 1385 ايراني. 2006.م

مقاطع من مجموعة شعرية صدرت للشاعرة عام 2007

 

* استنبطت هذا العنوان من المقاطع الشعرية التي نشرت في النص الأصلي بعنوان : " عشرة مقاطع شعرية قصيرة

 

 منبع:http://www.tirej.de/Seite17.htm

نشاني سايت عربي:http://www.tirej.de/index.3.alshir.htm

 

قرآن خواندن يك چيز است؛ چرا و چگونه خواندن هزار چيز

 جايگاه بالای كتاب‌های آسمانی همچون قرآن در نزد شاعران و نويسندگان تمام دنيا بزرگ‌ترين درس برای هر انسانيست كه اهل خواندن و نوشتن باشد؛ اين درس بزرگ و ساده چيزی نيست، جز اينكه اگر می‌خواهيد نويسنده يا شاعری بزرگ شويد، محکوم به خواندن و درك رازهای كتاب‌های مقدس و آسمانی هستيد.

 يكی از مشكلات ما در عرصه كتاب و كتا‌بخوانی، نبود اطلاع از روش خواندن و توجه به نيازهای اساسی خواننده بودن است. انتخاب كتاب و روش خواندن كتاب يك هنر است كه بدون آگاهی از آن بخش عمده تلاش‌های ما از بين خواهد رفت.

با توجه به گسترش تكنولوژی و پيشرفت در فن‌آوری چاپ و افزايش انتشار كتاب‌ها شناخت كتاب خوب و روش مطالعه آن بيش از هر زمان ديگری دشوار به نظر می‌رسد.

در مورد انتخاب كتاب، خواننده ابتدا بايد بداند كه به چه چيزی نياز دارد، پس از آن كتاب مورد نياز خود را در آن زمينه انتخاب و بهترين ترجمه، تأليف يا ويرايش را خريده و بخواند. اين دقت در تهيه و خواندن كتاب برای كسی كه می‌خواهد نويسنده شود، صدها برابر مهم‌تر است.

قصد ندارم در مورد اينكه ويژگی كتاب خوب چيست و بايد چگونه كتاب‌ را شناخت و خريد حرف بزنم؛ بلكه می‌خواهم به كتاب‌هايی كه حتماً بايد خواند و در كتابخانه خانه خود داشت اشاره كنم.

«قرآن» پُرتاثيرترين كتاب مقدس بر ادبيات فارسی است. البته كتاب‌های ديگر نيز بی‌تاثير بر ادبيات فارسی نيستند، اما كتابی كه توانست برگی تازه در ادبيات ايرانيان باز كند، قرآن است. شاعران بزرگی چون حافظ، مولانا، سعدی، نظامی، بيدل و حتا شاعران معاصر يكی از رازهای بزرگی‌شان خواندن و درك انديشه‌های قرآنی است.

كتاب‌هايی كه بسياری از افراد بزرگ در عرصه ادبيات، سياست، اقتصاد و هزار كار ديگر با خواندنشان جهشی عظيم داشته‌اند. به شكلی اين كتاب‌ها را بايد ستون هر كتاب‌خانه‌ای دانست. كتاب‌هايی كه توانسته‌اند تاريخ را تغيير دهند و سرنوشت انسان را به خود وابسته كنند.

كتاب‌هايی كه به واقع تمامی ويژگی‌های يك كتاب خوب و موفق را دارا هستند و در طول تاريخ هميشه از پُرفروش‌ترين و پر‌خواننده‌ترين آثار به حساب آمده‌اند. هر شاعر يا نويسنده‌ای برای آن‌كه از رقيبان خود عقب نماند بايد اين كتاب‌ها را خوانده باشد. البته نه خوانده باشد، بلكه فهميده باشد.

اين كتاب‌ها نه تنها راز موفقيت بزرگ‌ترين نويسندگان و شاعران جهان هستند، بلكه بزرگ‌ترين سياستمداران و هنرمندان و ديگر افراد هم از آن‌ها بی‌نياز نبوده‌اند.

اين كتاب‌های شگفت‌انگيز آنقدر جذابيت داشته‌اند كه در طول تاريخ نه‌تنها انسان‌های با سواد را به سوی خود كشيده‌اند، بلكه انسان‌های بی‌سواد نيز به شنيدن سطرهای آن از زبان ديگران گرايش پيدا كرده‌اند.

پس كتابی كه بتواند بر ميليون‌ها انسان از هر دسته و گروهی تأثير بگذارد، بدون شك رازی را با خود دارد و تنها آن‌ها كه با تأثير از او در بلندترين مرتبه‌ها قرار گرفته‌اند، می‌توانند دركش كنند.

اين كتاب‌ها كه تعداد آن‌ها از تعداد انگشتان دست هم كم‌تر‌ند، همان كتاب‌های آسمانی هستند كه ما آنها را با نام‌های «قرآن»،«اوستا»، «تورات» و «انجيل» می‌شناسيم.

از بين اين چند كتاب مقدس «قرآن كريم» ارزشمندترين و پُرتأثيرترين كتاب مقدس بر ادبيات فارسی است. البته كتاب‌های ديگر نيز بی‌تاثير بر ادبيات فارسی نيستند، اما كتابی كه توانست برگی تازه در ادبيات ايرانيان باز كند، قرآن است. شاعران بزرگی چون حافظ، مولانا، سعدی، نظامی، بيدل و حتی شاعران معاصر يكی از مهمترين رازهای بزرگی‌شان خواندن و درك انديشه‌های قرآنی است.

قرآن را نبايد تنها يك كتاب دينی دانست كه در كلاس‌های دينی خوانده می‌شود، چرا كه قرآن كتابی است با رمز و راز‌های بسيار كه هنوز ناشناخته‌اند و تا زمان ظهور انسان كامل ناشناخته خواهند ماند. قرآن كتابی‌ست كه می‌تواند بهترين مدرس نويسندگی، چگونه انديشيدن و گفت‌وگو با مخاطب باشد.

البته نبايد فراموش كرد كه تأثير از كتاب آسمانی تنها ويژه شاعران و نويسندگان بزرگ ايرانی يا مسلمان نيست، بلكه نويسندگان اديان ديگر هم متاثر از كتاب مقدس خود و ديگر اديان هستند و اين تأثير را يكی از رازهای موفقيت خود می‌دانند.

جايگاه بالای كتاب‌های آسمانی در نزد شاعران و نويسندگان تمام دنيا بزرگ‌ترين درس برای هر انسانی‌ست كه اهل خواندن كتاب باشد و يا بخواهد به عرصه نويسندگی وارد شود؛ و اين درس بزرگ و ساده چيزی نيست جز اينكه اگر قرار است مخاطبی خوب باشی، يا قصد داری نويسنده و شاعری بزرگ باشی، بايد كتاب مقدس خود را بخوانی و بفهمی

جايگاه بالای كتاب‌های آسمانی در نزد شاعران و نويسندگان تمام دنيا بزرگ‌ترين درس برای هر انسانی‌ است كه اهل خواندن كتاب باشد و يا بخواهد به عرصه نويسندگی وارد شود؛ و اين درس بزرگ و ساده چيزی نيست جز اينكه اگر قرار است مخاطبی خوب باشی، يا قصد داری نويسنده و شاعری بزرگ باشی، بايد كتاب مقدس خود را بخوانی و بفهمی.

نبايد فراموش كنيم كه اين كتاب‌های آسمانی بخش بزرگی از زندگی مردم را تشكيل می‌دهند و نويسنده بدون خواندن و درك آنها از ارتباط كامل با مخاطب عاجز خواهد ماند.

ساده‌ترين درسی كه يك شاعر يا نويسنده می‌تواند از قرآن كريم بگيرد اين است كه چه رازی باعث شده قرآن بتواند در طول قر‌ن‌ها دست به دست بگردد و كاتبان آن را از روی دست هم بنويسند و مردم با اشتياق به آن گوش فرا دهند؟

چه رازی در قرآن پنهان است كه اين كتاب توانسته تا اين اندازه بر مردم، از دانشمند گرفته تا بی‌سواد، تأثير بگذارد؟ چرا كمتر اثری تا اين حد تاثيرگذار بوده است؟ چرا ديگر آثار نتوانسته‌اند در حد و اندازه قرآن ظاهر شوند؟ چرا قرآن مانند ديگر آثار مكتوب علی رغم گذشت قرنها دچار بحران مخاطب نشده است و همچنان پويا و با طراوت برای مخاطبانش باقی مانده است؟

اگر نويسنده سعی كند همين درس را از قرآن بياموزد و تلاش كند اثری خلق كند كه همه مردم بتوانند از آن استفاده كنند، و بر زندگی آنها تاثيرگذار باشد، اثرش با ارزش خواهدبود. كشف برخی رازهای قرآنی كاری است كه مردانی چون حافظ و مولانا تا حدی موفق به درك و انجامش شدند كه نتيجه آن خلق آثاری جهانی است.

                                                                                            ‌پوريا گل‌محمدی