آن روي سكه كتاب سال سانسور و داوران بي اختيار
آن روي سكه كتاب سال سانسور و داوران بي اختيار

اين اشتباه را در ذهن مردم نيندازيم كه اعتبار جوايز ادبي به داوران آن است. درست است كه داوران مهم هستند،اما نبايد فراموش كرد كه مهم تر از خود داوران وجود شرايط مساوي براي شركت كنندگان و فضاي سالم و آزاد براي داوري است؛ كه ،به نظر نمي آيد چنين شرايطي در جايزه كتاب سال ايران وجود داشته باشد!
دولتي بودن جايزه كتاب سال ، اين را به ذهن مي رساند كه حتا با وجود بهترين منتقدان ادبي خوب و با وارد كردن نام آنها درليست داوران ، چطور مي توان به بي طرف بودن آن اميدي داشت.جايي كه در يك حركت « بَرَ رِِ اي » اين وزير حرف آن وزير را رد مي كند و كتاب هاي چاپ شده در سال هاي گذشته بايد براي چاپ دوباره مجوز بگيرند، چگونه مي توان قبول كرد كه تنها دليل انتخاب آثار به وسيله هر داوري ادبيت متن است . به احتمال زياد قرار گرفتن در ليست داوران اين جايزه مساوي است با از دست دادن اعتبار بي طرفانه در داوري آثار ادبي . حقيقت اين است كه در جوايز دولتي اين داوران نيستند كه تصميم نهايي را مي گيرند ، بلكه تصميم با حذف بسياري از آثار به دلاليل مختلف،از قبل گرفته مي شود . اگر وزارت ارشاد در اين جايزه دست داشته باشد ، آنجا كه كتاب ها سانسور و يا جلوي چاپ آنها گرفته مي شود ،تصميم گرفته شده است.بدون شك وزارتي كه با آثار ادبي بيشتر اخلاقي و سياسي برخورد مي كند ،چطور مي تواند در دادن جايزه نگاه ادبي را رعايت كند. اگر داوران كتابي را به خاطر ادبيت آن انتخاب كنند و آن كتاب با ديدگاه هاي وزارتخانه هماهنگ نباشد، چه كسي به آن جايزه مي دهد؟
به دليل وجود سانسور در عرصه كنوني ،حقيقت انتخاب جوايز ادبي غير دولتي هم زير سئوال است . اگر اجازه انتشار همه آثار بدون سانسور وجود داشت؛ آيا ،همين آثار برگزيده مي شدند و الگوي نويسندگان جوان قرار مي گرفتند؟
متاسفانه آنچه بيشتر در جوايز دولتي به چشم مي خورد و آنها را از اهميت انداخته است ، حضور نگاه مصلحتي و سياسي و اخلاقيِ گروهي خاص به ادبيات است. نبايد فراموش كرد كه ممكن است اين نگاه در مراحل ابتدايي براي جذب مخاطب و جلب توجه به چشم نخورد ؛ اما، به ناگهان پس از جاكردن خودش آن روي سكه را نشان دهد و با دادن جوايز به ادبياتي كه با سياست و يا ... همراه است ، عمل كند. اين جايزه اگر خدماتي دارد ،صدماتي نيز دارد كه بيشتر از خدمات آن است. براي مثال اگر قرار بود ماركز با صد سال تنهايي ، احمد محمود با همسايه ها ، سعدي و ايرج ميرزا با ديوان اشعار در اين جايزه شركت كنند چه اتفاقي مي افتد. نخست اينكه اجازه شركت داده نمي شد . اگرهم اجازه مي دادند ، داوران هرگز حق انتخاب آنها را نداشتند.
وقتي يك داور با حضور آثار بهتر دست به معرفي يك اثر به شكل مصلحتي مي زند ،يعني خيانت به ادبيات و مخاطب را پش گرفته است.يعني چشم بستن بر روي آثار خوب و تاييد آثاري كه به مزاج بعضي ها خوش مي آيد. حقيقت اين است كه در چنين جوايزي كه شرايط براي شركت كردن همه يكسان نيست جايزه فاقد اعتبار است،حتي اگر بهترين منتقدان يك جامعه در آن داوري كنند. اين جوايز تنها مخاطبان را به سمتي كه خود مي خواهند سوق مي دهند . پس داوران در حقيقت يك مترسك بيشتر نيستند. از طرفي برگزاري اين جايزه و تشويق به شركت در آن حمايت از سيستم انتشارات و نظارت هاي غير ادبي است.
متاسفانه وقتي خبرنگار هيچ سابقه و اطلاعي از جوايز ادبي و انگيزه و كليت آن نداشته باشد ، مي آيد اصل را فراموش مي كند و براي آنكه بگويد من هم كاري كرده ام ،سر و صدا راه مي اندازد كه چرا داوران معرفي نمي شوند ؟ چرا به شعر و داستان جايزه نمي دهند؟
فكر نمي كنيم كه جايزه دادن به ادبيات در جايي كه ادبيات حقيقي دچار سانسور است ،يك نوع خيانت به ادبيات است . بامعرفي داوران و انتخاب بهترين مجموعه شعر و داستان در جايزه كتاب سال ، شك نكنيد كه صدمات به ادبيات و گمراهي مخاطبان بيشتر از سود آن است. اين جايزه به دليل محدوديت هاي موجود در آن و نگاه بسته برگزار كنندگان آن با انتخاب هاي مصلحتي مي تواند صدماتي به شعر و داستان بزند كه جبران آن سال ها طول بكشد.
براي انتخاب آثار برجسته ادبي ، داور خوب شرط لازم است ،اما كافي نيست. پس سر و صداي بعضي رسانه ها درمورد اينكه چرا داوران را معرفي نمي كنيد و چرا به شعر و داستان جايزه نمي دهيد يك حركت غير حرفه اي است كه باعث مي شود برگزار كنندگان بودجه هاي بيشتري براي اين مسابقات غبر حرفه اي بگيرند تا به آنها كه دوست دارند جايزه بدهند و آنها را كه دوست دارند تشويق كنند.طرح اين مسئله از طرف هركس يا هر رسانه اي يك حركت خبري است كه بدون توجه به ادبيت آن اتفاق افتاده و مي توان گفت باب ميل برگزار كنندگان بوده است . اينكه انسان چيزي را متوجه شود، خوب است ؛ اما ، هرچيزي را بايد در بوق كرد و سرصدا راه انداخت؟ البته شايد اين خود برگزار كنندگان بوده اند كه براي داغ كردن بازار جايزه كتاب سال مسئله داوران را مطرح كرده اند تا روز نشست مطبوعاتي حرفي براي گفتن داشته باشند و بعد بگويندكه ما حرف رسانه ها و اهالي ادبيات را گوش داديم و از سال بعد داوران را معرفي مي كنيم ؛ پس جايزه ما داراي اعتبار است.
البته آنچه در اين يادداشت آمد بيشتر شعر و داستان را شامل مي شود .
پايان پيام
*******
نام مجموعه:با صدای بلند به تو فکر می کنم