راهبهی سیاه پوش

راهبهی سیاه پوش من
حجابت را دوست ندارم
وقتی اندام عاشقت را زیر چادري مشكی پنهان میكنی
از سیاهی چشمهایم متنفر میشوم
شاعری خیال است
برای كشف زیبایی
از هر در بستهای عبور میكند
حتا چادر سیاه تو
تو در معبد سیاهت
جز دستهای خودت
هیچ دستی را نمیگیری
من در خیال شاعرانهام
هر شب كنار تو میخوابم
و به چشمهای بستهات نگاه میكنم
پس كی چشمهای تو باز میشود
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۷/۰۸/۰۳ ساعت 12:57 توسط پوريا گلمحمدي
|
نام مجموعه:با صدای بلند به تو فکر می کنم