راهبه مقدس Bernadette Soubirous

راهبه‌ی سیاه پوش من
حجابت را دوست ندارم

وقتی اندام عاشقت را زیر چادري مشكی  پنهان می‌كنی
از سیاهی چشم‌هایم متنفر می‌شوم

شاعری خیال است
برای كشف زیبایی
از هر در بسته‌ای عبور می‌كند
حتا چادر سیاه تو

تو در معبد سیاهت
جز دست‌های خودت
هیچ دستی را نمی‌گیری

من در خیال شاعرانه‌ام
هر شب كنار تو می‌خوابم

و به چشم‌های بسته‌ات نگاه می‌كنم

پس كی چشم‌های تو باز می‌شود