خبرنگارتكاني درخبرگزاري كار "ايلنا"
نشايد كه نامت نهند آدمي

ادبيات فارسي سراسر پند و اندرز و مثل است كه لبريز از درس انسانيت براي ماست . اما متاسفانه به نظر مي رسد :« گوش اگر گوش تو و نا له اگر ناله من / آنچه البته با جايي نرسد ،فرياد است ». به گفته اي كه شايد زياد هم نتوان آن را سند قرار داد،خارجي ها از ادبيات ما بيشتر از خود ما سود مي برند ؛ چه در زمينه علمي و چه در زمينه هاي اخلاقي و غيره. به نظر مي آيد ، ما از ادبيات ايراني تنها خواندن آن را ياد گرفته ايم و شجاعت نوشتن و بيان و عمل كردنش را از ياد برده ايم. ادبيات ايراني پُراست از مسايل سياسي و اجتماعي و اقتصادي و حتا ورزشي كه نويسندگان امروز به بهانه هاي مختلف نويسندگان از توجه به آنها غافل شده اند. به همين دليل شايد نوشتن از مسئله اخراج خبرنگاران به وسيله يك خبرگزاري ،از نظر عده اي عجيب باشد. اما به نظر من نمي توانيم با اين بهانه كه ما يك خبرنگارعرصه فرهنگ وادب هستيم ، بگوييم خبرنگاران اخراجي متعلق به بخش ادبيات نبوده و يا مسئله بيشتربه خبرنگاران مربوط مي شود نه ادبيات. به گفته سارتر: « ادبيات ، اگر همه چيز نباشد ،هيچ چيز نيست »و سعدي شاعر بلند آواز ايران نيز كه ترجمه شعرش بر سر در سازمان ملل نقش بسته، مي گويد : :
بني آدم اعضاي يك پيكرند كه در آفرينش زيك گوهرند
چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضو ها را نباشد قرار
تو كز محنت ديگران بي غمي نشايد كه نامت نهند آدمي
پس ما هم به عنوان يك خبرنگار و اهل ادبيات نسبت به روشنگري درمورد اين اتفاقات وظيفه اي داريم.
وقتي شنيدم كه تعدادي از خبرنگاران خبرگزاري كار ايران « ايلنا» به بهانه كاهش نيرو اخراج شده اند، با خودم گفتم بيكاري مثل هميشه خبرنگاران را قرباني كرد، و گناه را به گردن بيكاري انداختم. ازطرفي شنيده شد كه اين خبرگزاري در بخش هايي ، نيروي جديد گرفته است. البته ممكن است بگويند نه ،اين نيروها اين طور يا آن طور هستند و ما نيرو نگرفته ايم .اما اين دلايل به هيچ عنوان نمي تواند دليل مناسبي براي اخراج حدود20 نيروي خبري باشد. واقعيت اين است كه؛ گويا عده اي دارند با خبرنگاران بازي مي كنند.
شايد بهتر باشد با اين ضرب المثل ادامه بدهم :
هرچه بگندد نمكش مي زنند، واي به روزي كه بگندد نمك.
اگر براي كار گران مشكل ايجاد شود،اين خبر گزاري و روزنامه كار و كارگر است كه آن را پوشش مي دهد و از آنها حمايت مي كند ؛ حالا اگر خود خبرگزاري به خبر نگاران نارو زد،چه بايد كرد. جالب تر اينكه اين اتفاق مبارك اخراج خبرنگاران در آستانه روز جهاني كارو كاگر ، كه مقامات كارگري در حال تبليغ و تحويل گرفتن كارگران و زحمت كشان هستند صورت مي گيرد. چه زيبا شكوه مي كند "فروغ ":
« و اين جهان پر از صداي حركت پاهاي مردميست
كه همچنان كه ترا مي بوسند
در ذهن خود طناب دار ترا مي بافند»
البته اين حركت در خبرگزاري "ايلنا" اتفاق تازه اي نيست.
روزي با يك خانم اهل حقوق و آشنا با حزب هاي ملي گرا صحبت مي كردم و مي گفتم: من دوست دارم وارد اين حزب ها بشوم . فكر مي كنم اينها بيشتر به انسان ها احترام مي گذارند. حرف به اينجا كشيد كه به نظر رفتار آنها با زن در خانواده ها شان خيلي بهتراز رفتار آدم هاي مذهبي با زن باشد . گفت:« اشتباه مي كني . گاهي بعضي از از اين آقايان بدترين رفتار را با زن دارند. بايد به آنها نزديك شوي تا ببيني ».
حالا "ايلنا" به عنوان يك خبرگزاري حامي كار و كارگر كه به نظر مي آيد؛ بيشتر به جناح چپ سياسي كشور ايران گرايش دارد ، چنين وضعيتي دارد. اگر چه عده اي از بيرون آن را مي پسندند، اما درون آن اتفاقاتي مي افتد كه نشان مي دهد اين خبرگزاري در دست عده اي غير متخصص و نا آشنا با عرصه خبرنگاري هدايت مي شود كه خبرنگار و كارگر براي آنها تنها شكل يك ابزار را دارند. خبرگزاري كه بيشتر اعتبارش را از نام خبرنگارانش گرفته است تا مسئولانش . بايد وارد اين خبرگزاري شويم، آن وقت مي فهميم كه وضعيت خبرنگاران اين خبرگزاري بدتراز كارگران معدن است. اينجا به دليل وضعيت نابسامان كاري در عرصه خبري ، كه متاسفانه هر چند وقت يكبار گريبان جامعه خبري را مي گريد ، « به مرگ مي گيرند تا به تب راضي شوي».
چطور خبرگزاري كه قصد حمايت از كار و كارگر رادارد ، به مدت چندين سال در يك زير زمين تاريك و بدون نور گير از خبرنگاران خود، با دادن كم ترين حقوق ، كار مي كشد و امروز هم كه به ساختمان تازه خود رفته هنوز خبرنگاران آن بيمه ندارند. تازه ، هيچ رسانه اي يا شخصي هم به اين آقايان نمي گويد كه اين وضعيت درستي نيست . اگر هم كسي حرف بزند تهديد به تعصيل كردن مي كنند و اينكه خبرنگاران بيكار مي شوند. درست مثل فيلم هاي خارجي كه در آن كارخانه داران فرانسوي يا انگليسي از كارگران خود با كم ترين حقوق كار مي كشند و زماني كه آنها اعتراض مي كنند ، مي گويند: « در آمد ما كم است ، نمي خواهيد برويد جايي ديگر . تازه ما در حال تعطيل كردن كارخانه هستيم . ما داريم از جيب خودمان خرج مي كنيم و ... ».
همانطور كه گفتم ، اخراج و رفتن خبرنگاران توانا از ايلنا اتفاق تازه اي نيست؛ اما ،چرا آقاي « محجوب » به عنوان كسي كه مدعي پرچمداري دفاع ازكار و كارگر است ، اجازه چنين برخوردي را با خبرنگاران مي دهد (البته اگر خودشان دراين كار دست نداشته باشند). شايد خود ايشان نيز دارند خبرنگاران را فداي بازي هاي سياسي خود و يا دوست بازي هاي معمول در اين خبرگزاري مي كنند. چطور مي توان پذيرفت كسي كه هنوز توانايي خبرنگار شدن ندارد در سمت دبير سرويس به كار مشغول شود و آن وقت كارشناس و متخصصي كه به خوبي توانسه براي "ايلنا" اعتبار و نام بياورد از آنجا اخراج شود و يا به شكلي واداربه رفتن شود و به بهانه هاي مختلف كسي ديگر جاي او را بگيرد كه هنوز در تنظيم خبر توانايي ندارد؛ به اين بهانه كه ما دبيران سرويس را از نيروهاي خودمان انتخاب مي كنيم! شايد عده اي دوست ندارند سرمايه هاي مردمي به شكل صحيح استفاده شود ، به همين دليل با استفاده نام واعتبار ديگران دست به كارهايي مي زنند كه تنها و تنها به سود خودشان است. اگر مردم به نام كارگر به اين خبرگزاري توجه مي كنند و در بدترين شرايط توانسته اند با كمك آن بهترين حمايت را از كارهاي خود بكنند ، نبايد با خبرنگار آن به شكلي ابزاري برخورد كرد. به نظر مي آيد ،كساني هستند كه مي گويند ما باشيم حالا هراتفاقي هم كه افتاد و يا هركسي هركجا كه قرار گرفت مهم نيست! متاسفانه مشكل خبرنگاران اين است كه مي توانند مشكل همه را مطرح كنند و مسئولان بالاي رسانه هاي مختلف هم آنها را حمايت مي كنند . اما وقتي قرار است مشكل خودشان را و يك رسانه را مطرح كنند ، در بيشتر مواقع ناگهان پشت پرده اتفاقي مي افتد و همه چيز فراموش مي شود. به شكلي كه ، انگارنه انگار اتفاقي افتاده است.
در هر صورت خبرگزاري ايلنا يك خبرگزاري قابل احترام است كه نبايد كسي به خودش اجازه بدهد با خبرنگاران آن هر طوري كه دلش خواست برخورد كند. جايي كه مدعي قانون كارگري است ، نبايد خبرنگار و كارمند آن سال ها بدون بيمه فعاليت كند و پس از مدتي كه از آنجا اخراج شد « دستش به باد هوا هم بند باشد ».
البته نبايد ازاين نكته هم قافل شده كه دراين خبرگزاري دبيران سرويس ها بيمه هستند ، اما نيروها نه! البته شايد يك يا دو نيرو بيمه باشند ،اما 40 يا 50 نيروي ديگر چطور؟ شايد همين امر باعث شود كه دبيران از پيگري اين مسئله كه چرا خبرنگاران بيمه نيستند و چرا حقوق آنها مناسب نيست و ... غافل شوند !
در پايان بازهم به ادبيات پناه مي برم و به كساني كه دارند با خبرنگاران به شكل ابزاري برخورد مي گويم ، يادمان باشد فرداي نيز وجود دارد؛«هركه باد بكارد ، طوفان درو مي كند» و « هرچه بكاري همان را درو مي كني ».
نام مجموعه:با صدای بلند به تو فکر می کنم