نه اينكه باتو قهرم
دهانم را پر از سکوت می کنم
نه اینکه با تو قهرم ، نه
دارم به صداي تو مي انديشم
به صداي سرخ سكوت
- « ما ازنسل ذهن هاي كورماليده شده ايم
پيله ي سكوتي كه به فرياد مي انديشد
ما صدایمام را گم کرديم
ما از صدای خودمان می ترسيدم
ما
سوخته ي بي خاكستر« من»
كه مي خواست نور باشد! »
(صدا مثل پُتك
صدا ، سردِ پررنگ)
- « کدام نسل ؟
کدام صدا ؟
تو آن هيچ بزرگي
كه فريب بزرگي را خورده اي! »
دهانم را پر از سکوت می کنم
گفتم که
نه اینکه با تو قهرم ، نه
با سکوت صدا بلندتر می شود
صدایی که کلمه است
کلمه ای که خداست
خدایی که صداست
اما هر صدایی که خدا نیست!
صدایم را پر از سکوت می کنم
نه
این بی صدایی نیست
سکوت، تمام صداهاست
سکوت، آري نيست
سكوت، نه نيست
سكوت، سكوت است
سكوت، هيچ چيز نيست
سكوت، همه چيز هست!
سكوت، فرياد منتخب است
سكوت كن!
□
در ابتدا كلمه نبود
سكوت بود
و سكوت تمام كلمه ها بود
و خدا درسكوت بود
□
دهانم را پر از سکوت می کنم
نه اینکه از صداشان بترسم ، نه
«صداي سوخته» كه خاكستر ندارد
من از صدای خودم می ترسم
نام مجموعه:با صدای بلند به تو فکر می کنم