پشت پرده توقيف روزنامه شرق!
روزنامه اي كه شايد خودزني كرده است!؟ 
وقتي روزنامه شرق توقيف شد،براي پيدا كردن متهم،بيشتر نگاه ها به سمت رقيبان سياسي و مطبوعاتي اين روزنامه چرخيد؛و كم تر كسي دوست داشت احتمال بدهد ، ممكن است اين متهم خود روزنامه شرق باشد!روزنامه اي كه شايد خود زني كرده است !؟
اين كه اين روزها در ايران هر مشكل داخلي به دولت آقاي "احمدي نژاد" نسبت داده مي شود،يك حركت و شگرد تكراري است كه در كشور ما چندان نا آشنا نيست!اين حركت درست حكايت به وجود آمدن و جدايي احزاب پيش و پس از انتخابات است كه هميشه اتفاق مي ا فتد. براي پي بردن به اين حواث تكراري تنها كافي است نگاهي به تاريخ ايران بيندازيم تا ببينيم كه اين شگردها بارها و بارها در تاريخ و حتا جهان اتفاق افتاد وتازه گي آن براي برخي از ما به اين دليل است كه ؛از گذشته خود ، جامعه و ديگران آگاهي چنداني نداريم.
شكست خوردگان انتخابات گذشته، براي آنكه بتوانند به شكلي اثبات كنند كه رقيب پيروز آنها در هدايت كشور ناتوان است،هر اتفاقي كه مي افتد، به دولت نسبت مي دهند ؛حتا ناتواني خود را! به عنوان مثال سال هاست كه با مشكل شمارگان كتاب و عدم علاقه جامعه به مطالعه روبه رو هستيم . امروز كه اين درد كهنه دارد ناشران را از پا مي اندازد، عده اي از فرصت استفاده كرده وهمه تقصير ها را به گردن دولت امروز مي اندازند. البته نمي خواهم بگويم ، دولت دراين بازار خراب كتاب و كتاب نخواني بي تقصير است، بلكه گناه او چندين برابر ديگران است؛ اما، هدف از اين سخن ، توجه به حركت تكراري پنهان كردن ضعف هاي خود و همه ي گناه ها را به گردن ديگري انداختن است. واقعيت اين است كه در هر اتفاقي، بخشي از تقصير به ما بر مي گردد؛اين تقصير مي تواند، به شكلي مستقيم روي كار تاثير گذاشته باشد ؛يا، در طي زمان وبه شكل غير مستقيم. حالا اينكه عده اي سعي مي كنند همه تقصير ها را به گردن ديگران بياندازند ،از سياست آنهاست. استفاده از سخنان روشنفكران و تحصيل كردگان براي رسيدن به هدف نيز از ديگر كارهاي تكراري اين افراد و احزاب است.
نبايد خيلي سطحي بين و ساده باشيم، به شكلي كه هر كسي بتواند از ما وانديشه هاي ما به شكلي ابزاري سود جويي كند. انسان بايد تمام جوانب كار را در نظر بگيرد و از اظهار نظر سطحي بپرهيزد. بايد حافظه تاريخي خود را مدام مرور كنيم تا از تكرار تجربه هاي غط جلوگيري شود. به شكلي مي توان گفت: كارهاي انسان تكرار به روز شده ي( مدرن) رفتارهاي گذشته است. متاسفانه اين روزها در جامعه ما ، افراد با پيش آمدن هر اتفاقي با پس زمينه ذهني كه دارند ، به شكلي عجولانه جبهه مي گيرند و خواسته يا ناخواسته بازيچه ي دست سياستمداران و احزاب مي شوند. اگر چه عكس العمل سريع نشان دادن نسبت به وقايع بسيار خوب است ، اما اين عكس العمل بايد براساس آگاهي و توانايي باشد تا جامعه را به گمراهي نبرد.
|
هميشه اتفاق آن چيزي نيست كه به وقوع مي پيوندد و حادثه آن چيزي نيست كه ما مي بينيم و خبر هم هميشه آن چيزي نيست كه ما مي شنويم. حالا كه شرق رقيب ديروز حزب حاكم (دولت) ورقيب امروز اوست، آيا هر اتفاقي كه براي او بيفتد بايد دليل آن را رقيب دانست؟ |
شرق نخستين روزنامه اي نيست كه در كشور ما توقيف مي شود و آخرين آن هم نخواهد بود! اگر به گذشته مراجعه كنيم در توقيف آنچه در جامعه ما آگاهي بخش بوده ، يَد طولايي داشته و داريم. تاريخ ما پر است از توقيف نشريه و روزنامه و كشتن روزنامه نگار و غيره! تنها كافي است نگاهي به كتاب « از صبا تا نيما » اثر يحيي آرين پور بيندازيد تا ببيند كه بر مطبوعات و به خصوص آنها كه ادبياتي زنده تر و مبارزتر داشته اند، چه گذشته است.
اما هميشه اتفاق آن چيزي نيست كه به وقوع مي پيوندد و حادثه آن چيزي نيست كه ما مي بينيم و خبر هم هميشه آن چيزي نيست كه ما مي شنويم. حالا كه شرق رقيب ديروز دولت ورقيب امروز اوست، آيا هر اتفاقي كه براي او بيفتد بايد دليل آن را رقيب دانست؟ آيا اين حركت كه ما بدون تفكر و تنها به دليل اينكه دوست نداشته ايم آقاي " احمدي نژاد" رئيس جمهور شود،هر اتفاقي را به گردن دولت و ديگران بيندازيم يك حركت روشنفكرانه محسوب مي شود؟ آيا روشنفكر يعني كسي كه در هرزمينه اي با دولت حاكم مخالف باشد؟ آيا حركت برخلاف يك دولت هميشه نتيجه خوبي خواهد داد؟
در سال هاي اخير دولت از هركسي كه حمايت كند، منفور جامعه تحصيل كرده و هر كسي را كه به زندان بياندازد،اسطوره و نماد مي شود. شايد يكي از دلايل به بيراه رفتن تلاش روشنفكري در جامعه ما اين است كه بيشتركساني اولگوي مقاومت و مبارزه روشنفكري در جامعه قرار گرفته اند كه ؛ به خاطر مخالفت هاي دولت با سرو صداي آنها بزرگ شده اند تا اينكه صاحب اثر يا انديشه بزرگي باشند.
آيا همسو نبودن انديشه رقيب پيروز (دولت) با روزنامه «شرق» نمي تواند بهترين دليل براي اين باشد كه هر اتفاقي كه براي او مي افتد به شكلي دولت و انديشه هاي دولت امروز را مقصر عنوان كند؟ البته اين به معناي اين نيست كه اگر دولت مقصر است،آن را ناديده بگيريم! بدون شك در توقيف ناحق نشريات در هر دوره اي،دولت حاكم نيز مقصر خواهد بود! اما هدف اصلي سخن ما در اينجا، توقيف روزنامه نيست ؛ بلكه توجه به اين نكته است كه صاحبان فكر و انديشه به چه قيمتي در حمايت يا رد يك اتفاق اظهار نظر مي كنند؟
روزنامه شرق به شكلي موفق در جامعه حضور پيدا كردو توانست بهترين جايگاه را در ميان قشر تحصيل كرده پيدا كند. آيا اين جايگاه نمي تواند به عنوان سلاحي براي ديگر رقيبان و فريب افكار عمومي قرار بگيرد؟ اگر بپذيريم كه مبارزه انتخاباتي حزبي كه روزنامه شرق از آن حمايت كرد،هنوز با حزب حاكم ادامه دارد، آيا نمي شود گفت؛ اين توقيف شايد ساختگي باشد تا حزب شكسته خورده براي جامعه بيشتر عزيز شود؟ و از طرفي حزب حاكم به دليل توقيف يك روزنامه مورد قبول جامعه مورد انتقاد قرار بگيرد؟
آيا تمام حوادث منفي جامعه به عهده دولت است، يا بايد به اين هم شك كرد كه عده اي كه سال ها قدرت را در دست داشته اند،به دليل از دست دادن قدرت ؛ به هر وسيله اي و به هر قيمتي در حال گرفتن انتقام از جامعه و مردم و حزب حاكم هستند؟ آيا برخي از مشكلات حاضر نمي تواند به دليل كوتاهي احزاب حاكم گذشته باشد، كه امروز شكست خورده و از قدرت دوره مانده اند؟
نبايد فراموش كردكه برخي از احزاب و افراد تنها به قدرت مي انديشند ، نه جامعه و مردم؟
طرح اين پرسش هاو احتمالات تعطيل شدن شرق به معناي حمايت از حزب حاكم (دولت) كنوني،يا ديگر رقيبان شرق و يا محكوم كردن انديشه هاي دست اندركاران آن نيست؛ بلكه در نظر گرفتن همه احتمالات و حمايت از روشنفكر و اهل تفكراست. اهل تفكر و انديشه اي كه گاهي به دلايل داشتن اطلاعات غلط و كوتاهي در به دست آوردن اطلاعات صحيح ،در دامي مي افتند كه از پيش براي آنها پهن شده است؛ و به راحتي ابزار دست ديگران واقع مي شوند. دراين جا نه قصد حمايت از كسي است و نه حمله به كسي ؛ تنها ارايه برخي احتمالات پيش آمدن يك حادثه و اجازه دادن به مخاطب براي تصميم گيري.
|
طرح اين پرسش هاو احتمالات تعطيل شدن شرق به معناي حمايت از حزب حاكم (دولت) كنوني،يا ديگر رقيبان شرق و يا محكوم كردن انديشه هاي دست اندركاران آن نيست؛ بلكه در نظر گرفتن همه احتمالات و حمايت از روشنفكر و اهل تفكراست. اهل تفكر و انديشه اي كه گاهي به دلايل داشتن اطلاعات غلط و كوتاهي در به دست آوردن اطلاعات صحيح ،در دامي مي افتند كه از پيش براي آنها پهن شده است |
آنچه در ادامه مي آيد ، احتمالاتي است كه مي تواند دليل توقيف يا تعطيلي شرق باشد. حالا هركسي مي تواند با توجه به اين احتمالات و بررسي آنها و احتمالاتي كه خود در ذهن دارد، نگاهي منطقي تر به اين حادثه داشته باشد. باز هم تاكيد مي كنم كه هدف از اين كار ، جلب توجه مخاطب و جامعه به اين نكته است كه نبايد با اطلاعات غلط و يا ساخته گي و يا نا كافي نسبت به هر چيزي عكس العمل سريع نشان دهيم و اقدام به اظهار نظر كنيم! همانقدر كه كوتاهي و بي توجهي به جامعه و مردم اشتباه است،اظهار نظر عجولانه و حمايت هاي عجولانه نيز اشتباه است و جامعه را به نابودي مي كشد. اظهار نظر يك انسان روشنفكر كه چشم جامعه به حرف هاي اوست،بسيار مهم و خطرناك است!گفتن يك حرف چندان دشوار نيست اما هدايت كردن آن حرف ياتصحيح و پس گرفتن آن بسيار دشوار و گاهي غير ممكن است.
*****
و اما احتمالات تعطيل شدن روزنامه شرق:
1- تخلفات مطبوعاتي و بي توجهي به هشدار : دادگاه مطبوعات به روزنامه شرق دستور مي دهد به دليل تخلفات زياد كه گفته مي شود صد مورد بوده است ، مدير مسوول خود را طي يك ماه آينده تغيير دهد.اين روزنامه نمي تواند درطول اين مدت كوتاه مدير مسوول جديد خود را معرفي كند به همين دليل توقيف مي شود. شرق به دليل كوتاه بودن زمان تعيين شده ،نمي تواند مدير مسول جديد خود را معرفي كند به همين دليل توقيف مي شود. اين چيزي است كه صاحبان شرق نيز تاييد كرده اند.
2- توهين :شرق به دليل كشيدن يك كاركاتور كه توهين آميزه محسوب شده ،توقيف شده است.
3- خستگي نيروها: شرق به دنبال بهانه اي بوده است كه بتواند مدتي روزنامه را تعطيل كند تا نيرو هاي او كه باتلاش هاي زياد در سال هاي اخير خسته شده بودند ،استراحت كنندو با تجديد قوا به كار خود را ادامه دهند. پس تعطيل شدن روزنامه از طرف ديگران ،نه تنها نمره منفي براي روزنامه محسوب نمي شود ،بلكه با توجه به اينكه از طرف دولت متهم شده است، يك نمره مثبت نيز خواهد بود.
4- پايين آمدن كيفيت : به گفته بسياري از مخا طبان جدي روزنامه شرق، اين روزنامه در سال هاي اخير دچار اُفت كيفيت شده بوده و نمي توانست مانند سال هاي نخستين فعاليت خود ،مخاطبان را راضي كند ؛ پس براي فرار از اين اتهام نياز به يك وقفه براي برطرف كردن ضعف هاي خود داشت ، پس چه چيزي بهتر از توقيف....
5- غيبت به نفع "اعتماد ملي" : نبود شرق به نفع روزنامه "اعتماد ملي" است كه نمي توانست خود را به "شرق" برساند. اين روزنامه مي تواند با دريافت امتيازاتي از صاحبان روزنامه اعتماد ملي ، به هر بهانه اي از كار دست بكشد تا اين روزنامه بتواند در جامعه براي خود جايگاهي بهتر دست و پا كند. فروش روزنامه اعتماد ملي پس از تعطيلي روزنامه شرق به اعتقاد بسياري از روزنامه فروشان به بيش از سه برابر رسيده است. از طرفي قيمت روزنامه نيز از 100 تومان به 150 تومان افزايش يافته . پرسش اين است ، اگر روزنامه شرق منتشر مي شد ، اعتماد ملي مي توانست دست به چنين اقداماتي بزند و فروشش به سه برابر برسد؟
6- ضربه اي به رقيب : توقف روزنامه شرق به هردليلي ، به زيان رقيب انتخاباتي آنهاست. اگر بپذيريم كه رقابت حزبي براي به قدرت رسيدن هنوز ادامه دارد ، تعطيلي شرق يك نمره منفي براي حزب رقيب،كه هم اكنون دولت در اختيار اوست ،محسوب مي شود.
7- بهانه اي براي سانسور: توقيف شدن شرق يكي از بهترين راه ها براي فرار از انتشار برخي مطالب ناهماهنگ با سياست هاي روزنامه است. روزنامه شرق با توجه به جايگاهي كه در ميان جامعه تحصيل كرده و روشنفكر دارد ، و با توجه به شكلي كه از خود نشان داده بود، مجبور بود براي از دست ندادن جايگاهش برخي از مطالبي را هم كه با سياست هاي او هماهنگ نبود منتشر كند. اما حالا به اين بهانه كه اگر اين مطلب را منتشر كنيم روزنامه توقيف مي شود ، مي تواند به راحتي ، مطالبي را كه با سايت هاي او هماهنگ نيست سانسور يا حذف كند.
8- فرار از وعده هاي داده شده. اگر روزنامه وعده هايي داده باشد كه قصد اجراي آنها را نداشته ، امروز مي تواند به راحتي از اجراي آنها فرار كند. براي مثال اگر به برخي خبرنگاران وعده كرده باشد كه پس از مدتي شما را بيمه و يا استخدام مي كنيم ، امروز به بهانه اينكه با مشكل مواجه شده است،مي تواند تا چندين سال ديگر از زير بار اين مسووليت شانه خالي كند بدون آنكه به اعتبارش در جامعه مطبوعاتي صدمه وارد شود. حتا مي تواند برخي از نيروهاي خود را نيز اخراج كند!
احتمالات ديگري نيز وجو دارد كه توجه به آنها را به عهده خود خواننده مي سپارم . نبايد از يادبرد كه ذكر احتمال نشان تاييد و صحت آن نيست ،بلكه هدف توجه به آن است. بايد هميشه به اين فكر كنيم كه افراد هنگام مبارزه از هر سلاحي كه در دست داشته باشند استفاده مي كنند و دراين ميان استفاده ازمخاطبان چندان دوراز ذهن نيست. به راستي احتمال خود زني روزنامه شرق براي برحق نشان دادن خود و گرفتن امتياز از روشنفكران چقدراست؟ شرق چقدر براي حزب پيروز خطرناك بود كه حاضر باشد به هر قيمتي آن را تعطيل كند؟ بسياري از روشنفكران با شرق يا بدون شرق با حزب پيروزي كه دولت را به دست گرفته مخالف هستند ، سود و زيان تعطيلي شرق براي حزب حاكم چقدر است؟ آيا تعطيلي شرق باعث آن خواهد شد كه مردم روزنامه "كيهان" بخوانند و يا با حزب پيروز همراه شوند؟ به راستي سهم دولت در تعطيلي روزنامه شرق چقدر است ؟ و يا سهم خود شرق ؟
*******
با مشاهده اشتباه ، از بخش تماس خبر دهيد .
نام مجموعه:با صدای بلند به تو فکر می کنم