بسی رنج بردم در این سال سی  <br></a></p><p align=

در دنيا انساني هايي وجود دارند که بزرگ تر از خود و سرزميني هستند که در آن زيسته اند . مردان بزرگي که انديشه هاي آنها در يک شهر يا کشور نمي گنجند و گاهي بزرگي شان تا اندازه اي است که آنها را تبديل به انساني فرا زميني مي کند. از اين ميان مي توان به ابوالقاسم "فردوسي" خالق"شاهنامه " - که به گفته بسياري شناسنامه ايرانيان به حساب مي آيد- نام برد؛ مردي که متاسفانه در زادگاهش ايران و در ميان انبوه آسمان خراش ها هيچ ساختماني به نام او نيست.

 

فردوسي با خلق اثر بزرگ خود «شاهنامه » نه تنها دست به کاري شگفت زد ، بلکه تاريخ و سرگذشت ايران و ايرانيان را در اثري مکتوب جاودان کرد و زبان اصيل فارسي را از محو شدن در هجوم زبان هاي بيگانه نجات داد . کار او آنقدر بزرگ و وسيع بود که سال هاست ايرانيان در سرتاسر جهان از آبشخور زبان و انديشه هاي او سيراب مي شوند و جهانيان بيش از آنکه فردوسي را با ايران بشناسند ، ايران را با شاهنامه فردوسي مي شناسند. اکنون اين سئوال پيش مي آيد که فردوسي در طول زندگي خود ايران را به جهان هديه کرد و نام ايراني را در تاريخ ادبيات جهان به ثبت رساند ،اما ما براي معرفي بهتر فردوسي و سرزمين خود چه کرده ايم ؟

ديگران فيلم و داستان هاي بسياري از شاهنامه را ساختند و به نام خود به ثبت رساندند ، اما ما چه کرده ايم ؟

براي معرفي بهتر شاهنامه به جهان و جهانيان و حتي نسل هاي آينده و يا حفظ آنچه به مارسيده است و يا تصحيح آن چه حرکت انجام داده ايم؟

به نظر مي آيد تنها کاري که ما انجام داده ايم ، پر کردن اوراق و تشکيل انجمن و گروه و کانون براي ساختن يک مکان به نام فردوسي در خراسان و يا برگزاري بزرگداشتي بوده است که گاهي بيشتر در آن به فخر فروشي و دادن اطلاعاتي پرداخته ايم که از تصيحيح شاهنامه هاي فردوسي به وسيله غربي ها سوده برده ايم .يعني ، حتي تا امروز نتوانسته ايم يک تصحيح کامل از شناسنامه خود ارايه کنيم .

ما حتي نتوانسته ايم يک مکان را به نام فردوسي در خراسان بنا کنيم تا محققان و پژوهش گران ايراني و خارجي بدانند براي تحقيق و مطالعه درباره اين اثر بزرگ به کجا بايد مراجعه کنند.البته نه تنها مکاني را بنا نکرده ايم بلکه در سال هاي اخير مکان هايي را هم که به پژوهش در مورد فردوسي مي پرداختند تعطيل کرديم.

سخن بسيار است و درد بي خويشتني فراوان و چه دردي از اين بسيار تر که هنوز پس از سال ها هيچ مکاني در خراسان با نام فردوسي بزرگ بنا نشده است. برج ها ساختيم و نام خود را بر روي آن حک کرديم بي آنکه يک ساختمان به نام فردوسي در خراسان بنا کنيم. اکنون به بررسي کوتاه سه حرکت نا کام يا نا هماهنگ براي بزرگداشت مقام فردوسي را که دو حرکت آن با سابقه اي چندين ساله و يک حرکت آن به تازه راه اندازي شده با عناوين: «ايرانسراي فردوسي»، « بنياد نيشابور» و « فرهنگسراي فردوسي » بررسي مي کنيم.

 

1-ايرانسراي فردوسي

محمد علي اسلامي ندوشن ، استاد دانشگاه و مدير عامل «ايرانسراي فردوسي» و فعال ترين عضو آن در مورد هدف خود و همراهانش چنين مي گويد :«ما قصد داريم در نزديکي آرامگاه فردوسي با کمک و همکاري مردم مکاني فرهنگي شامل کتابخانه ، موزه و سالن سخنراني درست کنيم . در اين مرکز فرهنگي نه تنها مسايل مربوط به شاهنامه و فردوسي ، بلکه کل مسايل ايران درآن مورد بررسي قرار مي گيرد . ايرانسراي فردوسي يک مرکز فرهنگي غير دولتي است . بنايي است که نشانه قدرشناسي مردم ايران به سراينده شاهنامه و متصدي آن نيز خود مردم خواهد بود ».

زماني که نخستين جلسه «ايرانسراي فردوسي» در تاريخ 2ارديبهشت 1371 با حضور چهره هاي شناخته شده اي چون احمد آرام (مولف و مترجم)، دکترمحمد علي اسلامي ندوشن (نويسنده ، استاد پيشين دانشگاه )، بهروز افشار(حقوقدان )، غلامحسين امير خاني( رئيس شورايعالي انجمن خوشنويسان ايران) ، علي باقر زاده (شاعر)،دکترعبدالحسين زرين کوب (محقق ، استاد دانشگاه) ،دکتر محمد رضا شفيعي کدکني ( شاعر ، استاد دانشگاه) ، دکتر حسن شهيدي ( استاد و رئيس پيشين دانشکده پزشکي دانشگاه فردوسي مشهد)، فريدون مشيري (شاعر) ، خانم ملک ملک (عضو هيات مديره کتابخانه ملک، وابسه به آستان قدس ) تشگيل شد، به نظر مي آمد در آينده اي نه چندان دور حداقل مکان اين طرح مشخص و با حمايت هاي مردمي بخشي از کار صورت بگيرد. اما اين طور نشد و متاسفانه با در گذشت تعدادي از موسسين ايرانسرا ،بازماندگان نيز هنوز کسي را جايگزين آنها نکرده اند و در سالهاي اخير تنها کار صورت گرفته از طرف ايرانسرا انتشار نشريه «هستي» است که زمان انتشار آن نيز چندان منظم به نظر نمي آيد. علاوه بر اين مسايل اطلاع رساني در مورد اين طرح نيز چندان موفق به نظر نمي رسد .ندوشن در اين مورد مي گويد:« اوايل کار در مورد ايرانسراي فردوسي مطالبي در روزنامه ها منتشر شد و اطلاع رساني کرديم . اما در ادامه بيشتر مشغول آماده کردن مقدمات کار بوديم تا بعد از آن با عنوان کردن ايرانسراي فردوسي کارهاي اساسي را آغاز کنيم . ما منتظر هستيم زمينه هاي مساعدتري براي انجام اين کار فراهم شود . کاري که قرار است انجام گيرد يک کار بزرگ ومهم است . نمي توان بدون برنامه اقدام کرد. از طرفي سه چهار نفر از اعضاي هيات امناي ايرانسرا فوت کرده اند و ما ابتدا بايد جانشينان آنها را اتخاب کنيم . وقتي هيات امنا تکميل شود اين کار را دوباره شروع مي کنيم . از طرف ديگر ، مهم اين است که هر وقت اين کار را شروع کنيم دير نمي شود و مهم تر اين است ؛ کاري که قرار است انجام گيرد يک کار بزرگ و مهم است و نمي توان بدون برنامه و فضاي مساعد اقدام به انجام آن نمود».

مسئله ايرانسراي فردوسي خاص يک عده خاص نيست. اين طرح به تمام ايرانيان و علاقه مندان به فرهنگ و ادب ايران و عموم مردم مربوط مي شود. دکتر ندوشن اين سخن را قبول دارد و در مورد پايان اين طرح مي گويد :«ما اکنون نشريه «هستي» را که مربوط به ايرانسراي فردوسي است منتشر مي کنيم و در حال پاسخ گويي به کساني هستيم که سوالي در اين باره داشته باشند . همچنين در حال تکميل هيات امناي خود هستيم و قصد داريم که يک هيات اجرايي نيز تعيين کنيم . به هرحال ما هم اکنون مشغول هستيم و بايد بگويم ، اين طرح کاري نيست که بتوان آن را با تبليغ پيش برد . فقط مي توانيم مردم را در جريان بگذارم. ما خيلي آرام و متين حرکت مي کنيم . اين کار براي پايدار بودن و درست انجام شدن لازم است . ما پايه اي گذاشته ايم و نهالي کاشته ايم که مردم ايران و نسلهاي آينده آن را پي گيري خواهند کرد».

اما، حقيقت اين است که با گذشت دوازده سال از تاسيس « ايرانسراي فردوسي » به نظر مي آيد ندوشن در اين راه تنها مانده است و همراهان قديمي او که هنوز در قيد حيات هستند و از استادان به نام عرصه هاي ادبي و هنري به حساب مي آيند، چندان با وي همراهي نمي کنند و دليل اين سخن را ، مي توان عدم حضور آنها در پيشبرد اين هدف دانست . ندوشن امروز تنها و اميدوار در حال فعاليت در ايرانسراي فردوسي است و آنچه در توان دارد براي تحقق آروزي ديرين خود و دوستانش به کار گرفته است.

 

2- بنياد نيشابور

دکتر فريدون جنيدي (استاد زبان هاي ايراني باستان و شاهنامه پژوه)بنيانگذار بنياد نيشابور در سال 1358 هدف اين بنياد را اينگونه بيان مي کند :« ايجاد بنياد نيشابور بر مبناي اين انديشه صورت گرفت که براي کشوري چون ايران با آن دور کرانگي تاريخي و گستردگي فرهنگ ، مي بايد سازمانهايي ملي پديد آيند ، نظر به کوششهاي دراز آهنگ فرهنگي داشته باشند تا بهره آن به آينده کشور برسد».

به نظر مي آيد اين بنياد قصد دارد در نيشابور زميني ده هکتاري را که گويا متعلق به دکتر جنيدي است، تبديل به مکاني فرهنگي و هنري و در آن اقدام به آموزش و تربيت جوانان ايراني نمايد . ايجاد دانشکده آموزش تاريخ و زبان هاي ايراني و شاهنامه شناسي از اهداف عمده اين بنياد به حساب مي آيد. بنياد نيشابور که هم اکنون بيش 20 سال از تاسيس آن مي گذرد، هيچ اقدام قابل توجهي در زمينه ساختن محل مورد نظر خود در نيشابورنکرده است . بيشتر کارهاي انجام شده توسط اين بنياد در تهران ، انتشار کتاب هاي مربوط به ايران باستان و شاهنامه است ، که در کنار برگزاري کلاس هاي رايگان براي جوانان علاقه مند در زمينه زبان هاي ايران باستان و شاهنامه خواني صورت مي گيرد.

دکتر جنيدي که خود سال هاست در محل بنياد نيشابور (بين دانشگاه تهران و پارک لاله) ساکن و به طور رايگان به آموزش شاهنامه خواني و زبان هاي ايران باستان مشغول است ، در مورد هدف از ساخت يک بناي فرهنگي در نيشابور مي گويد:«اين بنياد قصد دارد تا با ساخت يک بناي فرهنگي در نيشابور به آموزش فرهنگ و ادبي ايراني به جوانان بپردازد. زماني که ساختمان مورد نظر را در نيشابور بسازيم اين کلاس هايي که هم اکنون در محل بنياد، در تهران برگزار مي کنيم ،گسترش پيدا خواهد کرد و تبديل به دانشگاهي مجهزبراي جوانان علاقه مند و مشتاق مي شود. البته اين کلاس ها توسط استادان توانا و به طور رايگان برگزار خواهد شد ، همانطور که اکنون نيز براي کلاس هايي که برگزار مي کنيم هيچ وجهي دريافت نمي شود. از طرفي توجه به شاهنامه که نتيجه انديشه ها و آزمايش ها و کوشش هاي فراوان نياکان ما در گستره دانش و فرهنگ بشري در طي هزاران سال مي باشد نيز بخشي از برنامه هاي اصلي اين بنياد است ».

در بنياد نيشابور نيز به نظر مي آيد جنيدي تنها عضو فعال است که بيشتر کار او تدريس زبان هاي ايران باستان و شاهنامه به جوانان علاقه مند است. بنياد نيشابور، همانند ايرانسراي فردوسي هنوز کاري چندان قابل توجهي در خراسان انجام نداده است.

 

3- فرهنگسراي فردوسي

فرهنگسراي فردوسي در سال 1383 به وسيله تعدادي از دوستداران فردوسي تاسيس و در اساسنامه هدف و برنامه هاي خود را اينگونه معرفي کرد :
فرهنگسراي فردوسي ، مرکزي است کاملا" علمي ،آزاد ، غيرانتفاعي و غير وابسته به هر سازمان و موسسه ديگر. اهداف آن عبارتند از :1- بررسي مقام و موقعيت فردوسي در تاريخ و ادب ايران و جهان .2- انجام پژوهش هاي بنيادي در زمينه تحولات اجتماعي ، تاريخي ، فرهنگي وادبي ايران تازمان فردوسي و پس از او و نشان دادن نقش برجسته حکيم فرزانه توس در حرکت هاي فرهنگي ، ادبي ، اعتقادي و تاريخي و باز نمودن اهميت آموزش هاي اخلاقي و حکمي شاهنامه درمسير تکامل اجتماعي ايران و تاثيرگذاري اين شاهکار ادبي برديگر آثار پس از وي تازمان حاضر.3- تشکيل موزه فردوسي از طريق گردآوري آثار و مجموعه هاي مختلف در ارتباط با فردوسي ، اعم از آثار هنري ، تجسمي ، نقاشي ، مجالس ، يادمان ها و اشياي مرتبط با فردوسي پژوهي از طريق گردآوري نسخه ها، چاپ ها ، پژوهش هاي ادبي و تاريخي ، اعم از کتاب ، مقاله ، يادداشت ، لوح هاي فشرده و کليه اسناد مکتوب و ملفوظ مربوط به فردوسي . 4- انتشار خبرنامه ونشريه اي تخصصي ويژه انتشار يافته هاي نو محققان بنياد و پژوهشگران آزاد درمورد شاهنامه ، فردوسي ، توس و ديگر موضوعات مرتبط يا حماسه هاي ايراني .

- نکته نخست: در ترکيب هيات موسسين اين فرهنگسرا تعدادي از نام ها ديده مي شوند که ذکر چند نکته در مورد آنها قابل توجه است. دکتر محمد جعفر ياحقي(استاد دانشگاه ومحقق ادبي) ، حسين اديبيان و محمد رضا راشد محصل که هم اکنون در هيات موسسين ديده مي شوند، ازجمله کساني هستند که پس از تاسيس «ايرانسراي فردوسي » در نامه به تاريخ 16شهريور1372 که بيش از 20 نفر از معاريف خراسان آن را امضاء کرده بودند، پس از بيان خشنودي خود ،چنين مي نويسند :«بديهي است که همگي ما از هم اکنون براي تحقق هدف هاي فرهنگي خيرخواهانه «ايرانسرا» آماده ايم و توان و قلم و انديشه خود را صميمانه دراين مسير به کار مي گيرم ». اکنون اين سوال پيش مي آيد ؛ چرا به جاي همکاري و پر کردن جاي افرادي که در ايرانسراي فردوسي حضور ندارند يک فرهنگسرا تاسيس کرده ايد ؟ آيا بهتر نبود به جاي برگشتن به جاي نخست و شروع دوباره ، راه آغاز شده را ادامه مي داديد ؟

- نکته دوم: در اين مکان هاي هنوز تاسيس نشده ، عدم حضور جوانان علاقه مند به فردوسي است . به نظر مي آيد استادان و بنيانگذاران اين گونه کارها گمان کرده اند نسل امروز فردوسي را نمي شناسد و شمشير خويش را براي کشتن گذشته از رو بسته است. متاسفانه اين نگاه از روي غرور و اشتباه پيشکسوتان ادبيات است که گويي از نسل هاي گذشته به نسل کنوني که اکنون سني از آنها گذشته رسيده است. هر نسلي مدعي است که نسل بعداز آنها توجه چنداني به گذشته ندارد و احترام بزرگ ترها را نگه نمي دارد. چرا دراين بنيادها و اماکن هاي تاسيس شده از نام جوانان علاقه مند به فرهنگ وادبيات ايران و محقق درعرصه شاهنامه و ادبيات معاصر خبري نيست؟

- نکته سوم : آيا بهتر نيست اين مردان علاقه مند به فردوسي و فرهنگ ايراني با همکاري و يک دست شدن براي ساختن چنين مکاني و انجام کارهاي آن اقدام کنند. البته در اين ميان وظيفه وزارت فرهنگ و ارشاد و دولت است که در هرچه زودتر به وقوع پيوستن اين مهم آنها را ياري کند . بدون شک يک دست صدا ندارد و نمي توان چنين کار بزرگي را با گرد آوري چند امضا و نام ادبي انجام داد که اگر چنين بود ، مردان بزرگي در ايرانسراي فردوسي حضور داشتند اما دريغ از يک ضربه کلنگ به نام فردوسي در خاک خراسان .


پايان پيام
*****