بيشتر از كمي شعر
معرفي نامه اي براي دومجموعه «امضاي تازه مي خواهد اين نام » سرودهاي "فرياد شيري"و «يك بسته سيگار در تبعيد» سروده هاي "غلامرضا بروسان".

اين روزها مجموعه شعرهايي كه بتوانند نگاه تو را به خودشان جلب كنند ،زياد نيستند. آنهايي هم كه تو را به خودشان جلب مي كنند،خيلي كم پيش مي آيد كه تاثيرشان ماندگار باشد. يكي از راه هايي كه شاعران سعي مي كنند براي خودشان مخاطب دست و پا كنند ، كارهاي عجيب و غريب و آشفته نويسي به بهانه هاي مختلف است كه خواننده پس از يكبار خواندن اثر،ديگر نه علاقه اي به خواندنش دارد؛ و نه به ديگران توصيه مي كند كه آن را بخوانند. بخش زيادي از صاحبان مجموعه شعرها نيز همچنان در حال تقليد،تكرار و از روي دست ديگران نوشتن هستند. در اين ميان قصه تكراري «لباس پادشاهي كه همه مي بينند جز حرام زاده ها»نيز هم چنان به قوت خود باقي است و عده اي كه به خيال خود دارند براي آينده شعر مي گويند،همچنان بر كار خود پافشاري مي كنند و معتقدند براي مردم شعر نمي گويند،اگر هم مي گويند،براي مردم آينده است و آنچه آنها مي سرايند فراتر از درك مردم امروز است. اما در بين مجموعه ها گاهي آثاري به چشم مي آيد كه جلب نظر مي كند و پس از خواندن دوباره،مي بينيم كه شاعر در حركتي هايي قابل قبول با فاصله گرفتن از مرحله تقليد و رسيدن به نگاه خاص خود و توجه به نو آوري در حال حركت است. اگر گفته آقاي "اشكوري"را بپذيريم ،كه:«شاعرخوب يعني ؛ كسي كه تعداد شعرهاي خوبش از شعرهاي ضعيفش بيشتر است.» بايد گفت اين مجموعه ها نسبت به بقيه بهتر هستند.
در بين كتاب هايي كه در سال 84 خورشيدي منتشر شده اند، چند مجموعه شعر نگاهم را جلب كردند كه اين جلب نگاه در برخي از آنها تنها در همان يكبار خلاصه شد،كه شايد بيشتر بتوان گفت به خاطر كنجكاوي بود كه آنها را براي دومين بار خواندم. اما برخي نيز بودند كه نه تنها خودم براي بار دوم و چندم آنها را خواندم،بلكه به دوستان هم توصيه مي كنم. از بين آنها دو كتاب «امضاي تازه مي خواهد اين نام » سرودهاي "فرياد شيري" نشر "نگيما" و ديگري «يك بسته سيگار در تبعيد» سروده هاي "غلامرضا بروسان" نشر "مؤلف" است.
وقتي اهل مطالعه باشي،گاهي پيش مي آيد كه چيزي را برتر مي دانيد ، اما در همان لحظه نمي توانيد تمام دلايل را براي آن برتري ارايه كنيد. اما پس از مرور و مطالعه بيشتر كم كم به دلايل و رازهاي جلب توجه خود به وسيله آن اثر پي مي بريد.
اين دو كتابي كه نام بردم ، براي من همين فضا را ايجاد كردند. چرا اين دو مجموعه توانسته بودند در بين تمام مجموعه هاي شعري كه خوانده بودم نگاه مرا به خودشان جلب و مرا وادار به دوباره خواني كنند.
اگر بپذيريم كه«تنها صداست كه مي ماند» در اين دو مجموعه صداهايي هستند كه به شكل هاي مختلف در ذهن آدم مي مانند. اين صداها يا بخش هايي از شعر هستند يا واژ هايي كه با تكرار زياد تبديل به "موتيف" شده اند و بار معنايي خاصي را ارايه مي كنند.
...
هيچ قطاري وقتي گنجشكي را زير مي گيرد
از ريل خارج نمي شود.
و من
گوزني كه مي خواست
با شاخ هايش قطاري را نگه دارد.
(يك بسته سيگار در تبعيد،ص25)
من اعتراف دارم ربي!
به نام ديگري صدايت مي زنم
به كفر نسبتم مي دهند!
من كافر كفري تازه ام
....
(امضاي تازه مي خواهد اين نام، ص12 )
من اعتراف دارم ربي!
به نسبت تو از خودم كم مي شوم منهاي ايمانم
(امضاي تازه مي خواهد اين نام، ص15 )
علاوه بر سطر«من اعتراف دارم ربي!» كه در اشعارديگر نيز تكرار مي شود و انسان را دعوت به يك زمزمه و مناجات آرام مي كند،«ربي» به تنهايي در تكرار هاي مختلف به "موتيف"ي تبديل مي شود كه تكرار آن همراه با هدف و باعث ايجاد معناي فراتر از معناي "ربي" مي شود.
اما نكته ديگري كه دراين دو مجموعه قابل توجه است،پايان نا پذيري شعر است كه اين ويژگي در آثار "شيري" بيشتر به چشم مي آيد.شعرهاي شيري به گونه اي است كه خواننده پس از پايان شعر مي تواند به زمزمه ادامه دهد و سطر هاي بعدي را خودش بسرايد. براي پي بردن به اين خصيصه با خواند مجموعه خواهيد ديد كه شما نيز مي توانيد ادامه مناجات هاي شاعر را بسراييد و در ادامه «من اعتراف دارم ربي!» به اعتراف بپردازيد و آنچه كه مي خواهيد بگوييد. البته ما بامناجات هايي سرو كار داريم كه در عين سادگي ، شاعرانه كردن آنها چندان راحت نيست.
نكته ديگر قابل توجه در اين دو مجموعه دوري از تند روي يا گرايش به سنت است. تعادل شعري و زباني نكته اي است كه اين دو مجموعه از آن سود مي برند.اگرچه «در امضاي تازه مي خواهد اين نام» شاعرسعي مي كند با استفاده از هنرها و شگردهايي مانند: طراحي ، نقاشي و تغيير زبان و تركيب انديشه عرفاني با دنياي امروز اقدام به ارايه كاري تازه و نو كند، اما اين حركت ها به هيچ عنوان باعث بي ريشه شدن اشعار او نمي شود. "بروسان " نيز در اشعار خود براي همراه كردن مخاطب دست به دامن تصوير سازي مي شود و سعي مي كند در كوتاه ترين سطر ها انسان رابه تفكر و نگاه دعوت كند.
آبي كه به حفره اي مي ريزد
تنهايي را ترجيح داده است
(يك بسته سيگار در تبعيد،ص64)
بدون ترديد اين نكاتي كه ارايه شد تنها دلايلي نيستند كه مرا به سوي اين دو كتاب جلب كردند،بلكه بخشي از نگاه كلي است كه من نيز در شكلي كلي آنها را ارايه مي كنم. بدون شك براي بررسي بيشتر اين دو مجموعه تقريباً سه راه وجود دارد كه هر سه راه نياز به زمان و مكان (صفحه زوزنامه) كافي دارد.راه نخست نگاه به كل مجموعه بدون جدا سازي اجزا است.راه دوم قطعه قطعه كردن اشعار و پرداختن به جزء جزء آن،و راه سوم روشي تركيبي.بدون ترديد اين يادداشت كوتاه هيچ يك از اين سه روش را در بر نگرفته و بيشتر معرفي نامه ي دو مجموعه شعر است كه خواندن آنها به دوستان توصيه مي شود. بايد پذيرفت كه هيچ كتابي خالي از اشكال نيست و همه تيرهايي كه شاعر پرتاب مي كند به هدف نمي خورد و اين كتابها نيز تركيبي از ويژگي هاي مثبت و منفي هستند؛اما،بايد گفت تعداد شعرهاي قابل توجه در اين دو مجموعه بيشتر از شعرهاي ضعيف آن است.
پايان
نام مجموعه:با صدای بلند به تو فکر می کنم