در مراسم اهدای نخستین دوره جایزه شعر خبرنگاران که عصرروز سه شنبه 15  اسفند ماه 1385 خورشیدی در تهران برگزار شد؛"غلامرضا بروسان" توانست با كتاب «یك بسته سیگار درتبعید» نخستین جایزه را به خراسان ببرد.

به گزاش خبرنگار "آتی بان":در این مراسم كه در محل نشر ثالث با اجرای علیرضا بهرامی - شاعر و خبرنگار- آغاز شد، نخستین سخنرانش محمد شمس لنگرودی – شاعر و محقق ادبی – بود.
متن كامل سخنان شمس لنگرودی به این شرح است:

                                

           « مهم‌تریناین جوایز ،جایزه‌ای است كه مطبوعات می‌دهند»

در خاطراتهمسر رضاشاه جمله ای  آمده است ، که نوشته:«روزی که رضا، شاه شد،شب كه برگشت خانه دیدیم می خندد. از او پرسیدم چرا می خندی ؟ گفت: اگر می دانستم شاه شدن این قدر راحت است،زودتر شاه می شدم. بعد از مدتی دیدم كم كم غمگین تر می شود و ناراحت است. گفتم: آن شادی اولیه را درتو نمی بینم. گفت: شاه شدن راحت بود، ولینگه داشتنش زیاد آسان نیست؛ به ویژه  اگر مطبوعاتی ها بگذارند»

شاه تصمیم گرفت مطبوعات را تعطیل كند.آقای" جهانسوز" در بزرگ داشت رضا شاه ،كتابی در آورده و از جمله كارهایی مهمی كه معتقد است رضا شاه انجام داده ،‌ این است كه همه نشریات را تعطیل كرد. در دفاع از بزرگی اش- از رضا شاه- این است كه حتا نشریاتی كه از خودش هم تعریف می كردند ،تعطیل كرده است. اما،مدتی كه گذشت دچار دوگانگی شد. دلیلش این بودكه می خواست ایران را وارد مدرنیته کند. از وجوه مدرنیته یكی این است كه روزنامه و مطبوعات آزاد باشند.همانطور كه می دانید،مدرنیته دو وجه دارد؛ یك مدنیزاسیون كه وجه مادی امر است ومدرنیزم كه وجه معنوی آن است. وجه مادی دست خودش بود و باساختن جاده و بیمارستان و.... خوب پیش می رفت. اما دید این حوزه معنوی بدجوری است ؛ همه نشریات تعطیل شده است. اما یك اتفاقی افتاد، كه خیلی خوشحال شد. بعد از چندی كه مستقر شد و در حال سرو سامان گرفتن بود،متوجه شد  بقیه روئسای قوم هم كه بعد از مشروطیت به قدرت رسیده اند،‌بی میل نیستند كه نشریات تعطیل شود. آنها از اینكه این فرهنگ مدرن شكل بگیرد خوششان نمی آمد. در یک شب نشینی باشکوهتصمیم گرفتند كه اصلاً‌ ضرورت ندارد این ها حضور داشته باشند؛ و آن را قطعیت بخشیدند كه به قانون 1310معروف است.

حالا چرا آنها مخالف بودند؟ كسانی كه به قدرت رسیدند به شكلی از اشراف بودند.همانطور كه می دانید فرهنگ پیش از مدرنیته برای اشراف بود. برای آنها نوشته می شد. مردم عادی كه سواد نداشتند.شما می دانیدكه ،واژه ی«رمان» از « رم » گرفته شده است و « رم »در اروپای قبل از مدنیته به «مردم كوچه و بازار» می گفتند. رمی ها یعنی آدم های بی سرو پا. رمان یعنی، ادبیاتی كه برای این مردم است . یعنی این نام ،به تمسخر به كار می رفته. در ایران هم یكی از این رمان ها «شمس و طغرا» نوشته "خسروی"  است . در مقدمه آن چیز با مزه ای نوشته است ،كه به صحبت های ما مربوط می شود. نوشته: «خواننده ی عزیز- كه منظورش اشراف بوده - من خیلی عذر می خواهم كه وقت شما را می گیرم و شما وقت گران بها ی خود را می گذارید تا این داستان مرا بخوانید،كه از ذهن خودم ساخته ام. جنگ است و همه جا خراب شده و نشسته ام دارم می نویسم . امیدوارم از كار من ناراحت نشوید.» از آنها عذر خواهی می كند چون رمان را برای آدم های عامی نوشته است. در تمام دنیا این شكلی بود. بی‌دلیل نبوده كه "دهخدا" نام كتابش را «چرند و پرند»گذاشت؛ چون از نگاه اشراف،درباره‌ی مردم عادی و كوچه‌ و بازار نوشتن چرندو پرند بود . قبل از آنكه آن ها چیزی بگویند خودش نامش را چرند و پرند گذاشت.رضا شاه دید در مخالفت با فرهنگ تنها نیست. آنهایی هم كه حامی او هستند،موافق نیستند،ادبیاتی وارد میدان شود كه از زندگی مردم صحبت كند، و اساساً سطح فرهنگ مردم بالا برود. برای همین بودكه نیما وقتی پیدا شد خنجر می بست. صاق هدایت همین 500 جلد كتابش را هم نمی توانست پیدا كند.می خواهم نتیجه بگیرمكه اگرچه رضاشاه و همنوعانش مخالف مطبوعات بودند، ولی مخالفتشان صرفاً سیاسی نبود؛ بلكه در مجموع

از همان بعد از مشروطیت سه جریان پیدا شد. جریان اولنوشته هایی بود که اذهان سطحی را تغذیه می کرد. جریان دوم  كسانی بودند كه تازه با جریان غرب آشنا شده بودند و دوست  داشتند جریان های غربی را خیلی زود در كشور راه بیندازند. یعنی جریان دستپاچه هنر غربی.یكی هم جریانی بود كه می خواست همه دستاوردهای ادبیات جهان را ایرانیزه كند. نیما و هدایت از این دسته بودند.

از ترس ارتقای فرهنگی من و شمای مردم  بوده است. دست به دست هم دادند و جلوی مطبوعات جدی را گرفتند. یعنی چی جدی؟از همان بعد از مشروطیت سه جریان پیدا شد. جریان اولنوشته هایی بود که اذهان سطحی را تغذیه می کرد. جریان دوم  كسانی بودند كه تازه با جریان غرب آشنا شده بودند و دوست  داشتند جریان های غربی را خیلی زود در كشور راه بیندازند. یعنی جریان دستپاچه هنر غربی.یكی هم جریانی بود كه می خواست همه دستاوردهای ادبیات جهان را ایرانیزه كند. نیما و هدایت از این دسته بودند.وقتی به تاریخ نگاه می كنیم ، آن دو جریان مشكلی نداشتند . اگر كتاب "داستان نویسی در ایران " آقای "حسن عابدینی" رانگاه كنید می بینید كتاب های زیادی در آن زمان منتشر شده كه پر فروش هم بودند. رضاشاه و دست های حاكمه با آنها مشكل نداشتند.آنهایی هم كه عجله داشتند خیلی زود خودشان را پیشگام نشان دهند،كم تر دچار مشكل می شدند.نیما و هدایت و بزرگ علوی و جمالزاده بودند كه برای حكومت مشكل ساز بودند،‌چون باعث ارتقاي فرهنگی می شدند.فقط سیاست نبود و این مسئله هم بود؛تا سال 1320 خورشیدی.نمی خوام تاریخ بگم ، می خوام به  یك هسته ای بپردازم و بیام جلو. آن هسته این است كه مدرنیته ما ناقص الخلقه بار آمد. یعنی در یك حوزه هایی گسترش پیدا كرد. اما در حوزه فرهنگی  كه پشتوانه و موتور مدرنیزه بود، از همان اول با مشكل هایی مثل سانسور روبه رو شد.حتا در آندوره نظام رضاشاه وقتی دید نمی‌تواند جلوی تاریخ را بگیرد،خودش مجله‌ی «موسیقی» راهانداخت كه مال اداره شهربانی بود. نیما و هدایت و دهخدا كه عاقل بودند گفتند ما می آییم این جام مطلب چاپ می كنیم. رفتند و مطالب‌شان را آنجا چاپ كردند. جالب این است كه همین هم سه شماره بیش‌تر منتشر نشد، این ترس از ارتقای فرهنگی وجود داشت تا آن جریان 1320 پیش آمد و رضا شاه را از ایران بردند. تا دو سال مردم از ترس چیزی نمی گفتند،می ترسیدند او برگردد. پس از دو سال وقتی مطمئن شدند دیگر رضا شاه بر نمی گردد و همه چیز عادی شده و شاه هم در خارج از كشور درس خوانده و ادعاهایی هم دارد؛آرام‌آرام نشریه‌هایی منتشر شدند،كه به شكلی از زیر سلطه‌ی حكومت خارج بودند. از سال1320  تا 1332 خورشیدی بهترین دوره شكل‌گیری یا ارتقای فرهنگی مدرن ماست،كه الان ما در این جایگاههستیم؛چون حاكمیت متزلزل بود. نه شاه قدرت داشت كه حاكمیت را مستقر كند ؛‌نه كشور های غربی كه درگیر كشورهای خودشان بودند.كشور ول شد. برای همین، اسمش دموكراسی ناقص است. این سال ها فرهنگ مردم شكل گرفت. سه جریان كه نام بردم با هم حركت كردند ، اما آن جریان اصلی،كه از فرهنگ جهانی تغزیه كند و اینجا ایرانیزه شود و به درد فرهنگ ما بخورد فرصت رشد پیدا كرد.نیما،هدایت،آل احمد ، بزرگ علوی ، فریدوتوللی و نادر پور پیدا شدند و این فرهنگ شكل گرفت.در دهه سی آن فرهنگ ایرانیزه شده مترقی كه تقریباً‌ جاافتاده بود،یك جوری با فرهنگ عامیانه تداخل پیدا كرد كه بهترین شاعر هایی كه آن سالها مطرح بودند "كارو" بود. الان را نگاه نكنید. یعنی،آن سالها هنوز این فرهنگ شكل نگرفته بود. از سال 1339 قرار می شود جامعه شتاب بیشتری برای مدرنیزه شدن پیدا كند. دهه ی چهل آن قشر نازكی كه تحت تاثیر فرهنگ غرب می خواست هرچه زودتر پش گام جلوه كند، مسلط می شود. چهره های فرا وانی پیدا می شود و نام های فراوانی پیدا می شوند كه مثل دهه های قبل از آنها نامی نماند. چون آن‌ها مثل نیما،شاملو و هدایت نبودند.اكثر اینها در كتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» هست . همه حضور دارند ، حیات دارند و كتاب هایشان هست؛اما مردم دیگر استقبالی نشان ندادند. این وضعیت وقتی  پیدامی‌شود، این جایزه‌هایی كه الآن شاهدیم، ایجاد می‌شوند. نه حاكمیت، بلكه خود مردمشروع می‌كنند به پرداختن هزینه اش تا جایزه داده شود و  تداوم پیدا كند.نخستین جمع شدن نویسندگان بر می گردد به گرد همآیی "كنگره ی نویسندگان" كه متعلق به سال 1325خورشیدی  است كه نویسندگان ایران به كمك "اتحاد جماهیر شوروی" آن موقع در یكی از سالن های سفارت روسیه آن موقع برگزار كردند،كه نیما،هدایت و دهخدا هم بود.اینگونه برنامه ها برای نخستین بار از دست حكومت در آمده بود. آرام آرام شكل می گیرد و دومین آن هم متعلق به  "سخن" بود. پیش می آید،تا دهه 50 ،مثل خیلی چیزهای دیگر سطحی می‌شود. اما با انقلاب، داستان عوض می‌شود. در واقع انقلاب یك جوری ادامه انقلاب مشروطیت بود و قرار بود چیزهایی كه اتفاق افتاده بود تكمیل شود به سرانجام برسد. متاسفانه ما با بی هویتی  بیشتر مواجه شدیم! این سال ها خیلی طول كشید تا مابه خودمان برسیم. این جایزه‌ها در دهه‌ی 60 نمی‌توانستند وجود داشته باشند،؛ چونارزش‌ها و تعریف‌ها به‌هم ریختند. مثلاً قبل از انقلاب «شهامت» یك معنایی داشت و ما بعد از انقلاب نمی دانستیم شهامت یعنی چه؟ اخلاق یك معنایی داشت و بعد از انقلاب ما می بینیم كه انگار معنی اش یك چیزهای دیگر هم هست .در تمام سال‌های دهه‌ی شصت و یواش یواش هفتاد این درگیری باخود وجود داشت و از اواخر دهه‌ی 70 بود كه كمی به خودمان آمدیم. دهه 70 خیلی ها پیدا می شوند كه مدعی جریان سازی هستند؛ خوب یا بد بودن آن را كاری نداریم . چرا این جوری است؟ برای اینكه می خواهند تعریف تازه ای از شعر و داستان بدهند. ضدقهرمان و ضد درستكاری معنا پیدا می‌كند. شاملو زیر سؤال می‌رود!برایاین‌كه حماسه زیر سووال می رود. تعاریف عوض می‌شود و هر كسی و هر گروهی مدعی می شود تعریف تازه ای ارایه كرده است. برای همین جریان های متعددی شكل می گیرد با اسم های مختلف.این‌هاهركدام سعی می كنند برای چیزی كه ابداع كرده اند نفر خودشان را معرفی كنند؛ به عنوان كسی كه به این تعریف جدید دست پیدا كرده

اما به‌نظر من، با این توضیح ها كه دادم ، مهم‌تریناین جوایز - بدون این‌كه ارزش هیچ‌كدام را كم ‌كنم- جایزه‌ای است كه مطبوعاتمی‌دهند؛ همان چیزی كه رضاشاه و اشراف از آن می‌ترسیدند. آنها به حق می ترسیدند،برای اینكه مطبوعات چند آدم كوچولو هستند؛بیست ساله ، سی ساله ، چهل ساله و هیچ ادعای ندارند. كار خودشان را می كنند.اما مثل آبی كه پشت سد مانند؛اما یك دفعه سد را می ریزد.

است.به نظر من،خود این امر كه خود جوش است بسیار با ارزش است. اما به‌نظر من، با این توضیح ها كه دادم ، مهم‌تریناین جوایز - بدون این‌كه ارزش هیچ‌كدام را كم ‌كنم- جایزه‌ای است كه مطبوعاتمی‌دهند؛ همان چیزی كه رضاشاه و اشراف از آن می‌ترسیدند. آنها به حق می ترسیدند،برای اینكه مطبوعات چند آدم كوچولو هستند؛بیست ساله ، سی ساله ، چهل ساله و هیچ ادعای ندارند. كار خودشان را می كنند.اما مثل آبی كه پشت سد مانند؛اما یك دفعه سد را می ریزد. آن‌ها كه دارای منافعی هستند، متوجه این امر هستند كه این آب سرانجام چه خواهد كرد. با این گذشته تاریخی وقتی خبر جایزه شعر خبرگاران را شنیدم ،خود اینامر،فی‌نفسه برایم بسیار جذاب بوده است. وقت دوستان برای این جلسه مرا دعوت كردند، با مسرت پذیرفتم.؛ به این دلایل كه گفتم. دلیل دیگرم این است كه ، وقتی می گوئیم مطبوعات،یعنی طیف های گسترده ای از زیباییشناسی. وقتی  یك جا یا مركز یا نهاد جایزه می دهد،یك زیبایی شناسی دارد. یعنی معیار های خودشان و بر اساس آن معیار جایزه می دهند؛ هیچ ایرادی ندارد؛ خوب هم هست. اما، یك زیبایی شناسی واحدی پشت آن است.اما وقتی می گوییم مطبوعات، حزب نیست كه،طیف‌های مختلفی از زیبایی شناسی اند، كه تضارب آرا باعث پیدایش یك منتخب می شود.به این دلایل كه عرض كردم خوشحالم . اگر چه ،خیلی‌ها نمی‌خواهند این جایزه‌ها داده شوند، اماامیدوارم این جایزه‌ تداوم پیدا كند؛ هرچند هیچ چیز در این مملكت تداومپیدا نمی‌كند.آقای رضاشاه  تشریف ندارد،متوجه بشود كه نمی شود جلوی تاریخ را بگیریم! برای این كه صادق هدایت برود اصفهان دیگر پاسپورت نمی خواهد.در پایان سخنانم ؛ من به برنده یا برندگان هم تبریك می گویم .

علیرضا بهرامی (مجری ) شعری از مجموعه ی « از من فقط النگویی مي مانده  »، سروده "فرزانه قوامی" را خواند و مراسم با شعر خوانی تعدادی از نامزدهای راه‌یافته به مرحله‌ی پایانی این جایزهادامه پیدا كرد. "مهرنوش قربانعلی" از مجموعه‌ی «تبصره»، "غلامرضا بروسان" از مجموعه‌ی« یك بسته سیگار در تبعید»، و "علیرضا بهنام" از طرف "پگاه احمدی" كه برای مجموعه‌ی «اینروزهایم گلوست»، نامزد این جایزه شده بود، شعرهایی خواندند. مجری برنامه ، شعری نیز از مجموعه شعر « نه چهچی نه جیك جیكی » سروده ی " فهیمه غنی نژاد" خواند و از دیگر راه یافتگان به مرحله دوم جایزه شعر خبرنگاران یادكرد.شعری را هم از «باغبان جهنم شمس لنگرودی» و «حبسیه‌های یك ماهی كه دل به دریا زد» اثر " علیرضا بدیع" خواند و از "فریاد شیری" با مجموعه «امضای تازه می‌خواهد این نام» اسم برد و از "عبدالحمید انصاری‌نسب» صاحب مجموعه «تا سیدسلیمان» كه ساكن یكی از روستاهای اطراف بندرعباس است. در ضمن "بهرامي " عنوان كرد كه حدود نیمی از نامزدهای نهایی جایزه از شهرستانها هستند.

وی بابیان این مطلب كه: یكی از مجموعه شعرهایی كه در این دوره به دلیل حضور شاعرش از رقابت كنار گذاشته شد ، «نیم غبار دلخوشی» سرود محمد هاشم اكبریانی ، از وی دعوت كرد تا جهت ارایه گزارش و خواند بیانیه داوران به جایگاه بیاید.

                                  

                                      «ایجاد جایزه شعر خبرنگاران»

محمدهاشم اكبریانی - دبیر جایزه - درگزارشی از شكل‌گیری جایزه شعر خبرگاران، گفت:
اواخر تابستان سال 1384 بود، كه با همین دوستان جمع
شدیم، تا ببینیم به عنوان خبرگارانی كه درعرصه شعر هم فعالیت داریم،برای این‌كه كمكی كنیم تا شعر از وضعیت كم و بیش راكدی كه دارد، بیرون رود، چكار می شود انجام داد.پیش نهادهای مختلفی هم وجود داشت.بحث هاو طرح های مختلفی هم مطرح می شد. بحث بر سر این بود كه برنامه های منظمی در زمینه شعر خوانی داشته باشیم،یا اینكه جلسات نقد كتاب های شعر داشته باشیم . یكی هم،ایجاد جایزه شعر خبرنگاران بود،كه دوستان همگی با آن موافقت كردند.از همان ابتدا هم بر چند نكته تاكید و اسرار داشتیم . مستقل بودن این جریان،كه وابسته به نهاد ها و ارگان های دولتی یا جریان های شعری نباشد و بتواند از آن استقلالش برای انتخاب شدن شعر مناسب بهره ببرد. طبیعتاً‌ مستقل عمل كردن هم مشكلات خاص خودش را دارد از مسایل مالی گرفته تا تهیه جا برای برگزاری مراسم . همه این مشكلات راتحمل كردیم تا استقلال جمع و استقلال حركت از بین نرود. نكته بعدی این بود كه جریان داوری را به گونه ای پیش ببریم كه نگاه های مختلف در آن حضور داشته باشد. یعنی به گونه ای نباشد كه یك جریان خاصی از خبرنگاران كه دیدگاه  خاصی به شعر دارند انتخاب شوند و آنها با سلیقه ای كه دارند كتاب را انتخاب كنند.سعی بر این بود كه تنوع سلیقه در نگاه داوران وجود داشته باشد،‌و پس از اعلام ده كتاب راه یافته به مرحله دوم،نشان داده شد كه این تنوع دیدگاه وجود دارد. از جریانات مختلف شعری،از غزل گرفته تاشعر سپید و شعرهایی كه دارند در حوزه زبان كار می كنند، وجود دارند. این نشان می داد كه آن تنوعی كه ما می خواستیم خودش را نشان داد. به این شكل جایزه شعر خبرنگاران شكل گرفت. بسیاری از بزرگان شعر هم ما را تشویق می كردند و این به ما انگیزه می داد. پس از اعلام فراخوان جایزه ، تعدادی كتاب به دبیرخانه رسید. از تمام نقاط كشور مجموعه شعر به دست ما رسید؛ از جنوب ترین نقطه تا شمالی ترین . متوجه شدیم برخی از شاعران و مجموعه شعر ها در این فراخوان شركت نكرده اند،با ناشران و صاحبان آنها تماس گرفتیم كه در نهایت بیش از 60 مجموعه شعر به دبیرخانه رسید كه همگی آنها به وسیله، همه داوران مورد بررسی قرار گرفت.10 اثر به مرحله بعدی راه یافتند كه اعلام شد. هدف اصلی ما،مستقل عمل كردن بودكه،این خواه ناخواه مشكلاتی داشت ،خصوصاً در بخش مادی . در تهیه جایزه این مسابقه دوستانی كمك كردند كه جا دارد از این دوستان تشكر كنم . سركار خانم "پونه ندایی" نشر امرود، آقای "حسن زاده" نشر مروارید، آقای "رئیس دانا" انتشارات نگاه ، آقای " شمس مستوفی" نشر آمیتیس و آقای "جعفری" برای در اختیار گذاشتن محل برگزاری مراسم و از آقای "اسدالله امرایی" به خاطر تشویق و كمك هایشان سپاسگذاریم . به هر تقدیر این جایزه شكل گرفت و امیدوارم كه ما هم توانسته باشیم فضای شعر را به سمتی خوب تر از آنچه هست پیش ببریم . من بیایه هیات داوران اولین دوره جایزه شعر خبرنگاران را هم می خوانم:

 

                بیانیه هیات داوران نخستین دوره جایزه شعر خبرنگاران

شعر در جامعه امروز ما با موضوعات و مسائل خاصی مواجه است، از یك سو وضع انتشار مجموعه‌های شعر و چگونگی صدور مجوز،شعر را بیش از پیش با مشكل مواجه ساخته است و از سوی دیگر شعر نتوانسته است آنچنان كه باید مخاطبان را راضی نگه دارد. جایزه شعر خبرنگاران در چنین شرایطی پا به عرصه گذاشت.دست‌اندركاران این جایزه بر این اندیشه هستند كه وجود خلاهای گوناگون از جمله فقدان نهادهای خودجوش و غیر دولتی، مانع از آن شده است كه شعر بتواند به شكل مطلوبی خود را به جامعه عرضه نماید. برگزاری جایزه شعر خبرنگاران در حد مقدورات و توان خود سعی دارد با معرفی شاعران و شعرهای برگزیده، جامعه را در جریان شعر امروز قرار دهد. در اولین دوره جایزه شعر خبرنگاران كه به همت جمعی از شاعران و خبرنگاران حوزه شعر، پا گرفت بیش از 60 عنوان كتاب شعر بررسی شد كه همگی در سال 1384 منتشر و یا اعلام وصول شده‌اند. هیئت داوران متشكل از محمد هاشم‌اكبریانی، علیرضا بهرامی،سپیده جدیری، محمدحسین عابدی و پوریا گل‌محمدی با معیار قرار دادن شاعرانگی متن و ارائه تجربیات جدید در شكل و مضمون و پس از داوری‌های اولیه 10 مجموعه شعر را نامزدهای این جایزه معرفی كرد كه عبارتند از :باغبان جهنم (شمس لنگرودی)، امضای تازه می‌خواهد این نام (فریاد شیری)،یك بسته سیگار در تبعید (غلامرضا بروسان)، این روزهایم گلوست (پگاه احمدی)، حبسیه‌های یك ماهی (علیرضا بدیع)،منظومه افسانه هو (احمد فریدمند، الف - روز)،تا سید سلیمان (عبدالحمید انصاری‌نسب)،نه چهچهی نه جیك‌جیكی (فهیمه غنی‌نژاد)،تبصره (مهرنوش قربانعلی) و از من فقط النگویی می‌ماند (فرزانه قوامی). از میان 10 شاعر و آثار آنها، جناب آقای شمس لنگرودی با مجموعه شعر «باغبان جهنم» و به منظور فراهم آمدن فضا برای مطرح شدن شاعران جوان، انصراف خود را از داوری نهایی اعلام داشتند. از میان 9 اثر باقیمانده، سه مجموعه شعر «یك بسته سیگار در تبعید»،«این روزهایم گلوست» و «امضای تازه می‌خواهد این نام» مورد توجه بیشتر هیات داوران قرار گرفت كه مجموعه «یك بسته سیگار در تبعید» از "غلامرضا بروسان" با اكثریت نسبی آرا به عنوان كتاب برگزیده اولین دوره جایزه شعر خبرنگاران معرفی می‌شود.در پایان از انتشارات امرود ، انتشارات مرواید ، انتشارات نگاه و انتشارات آمیتیس به خاطر حمایت های مالی در تهیه جوایز و نیز نشر ثالث به خاطر در اختیار گذاشتن امكانات لازم برای برگزاری مراسم قدردانی می نماید .

        

                          

 

                            مراسم اهدای جایزهو شعر خوانی

در ادامه برنامه ،"غلامرضا بروسان" كه جایزه‌ی خود را از دستان "محمد شمس لنگرودی" دریافت كرد،درسخنی كوتاه،گفت: این صادقانه‌ترین و بزرگ‌ترین تشویقی بود كه در طول 10 – 12 سال كار درحوزه‌ی شعر داشتم.  او ترجیح داد به جای صحبت شعر بخواند و خواند:‌

«شاعر»
به:رضا ضیایی

حرف كه می زنی انگار
سوسنی در صدایت راه می رود
حرف بزن

می خواهم صدایت را بشنوم
تو باغبان صدایت بودی
و خنده ات
دسته ی كبوتران سفیدی
كه به یكباره پرواز می كنند.

تو را دوست دارم
چون صدای اذان در سپیده دم
چون راهی كه به خواب منتهی می شود
ترا دوست دارم
چون آخرین بسته ی سیگاری در تبعید.

تو نیستی
و هنوز مورچه ها
شیار گندم را دوست دارند
و چرا غ هواپیما
در شب دیده می شود

عزیزم
هیچ قطاری وقتی گنجشكی را زیر می گیرد
از ریل خا رج نمی شود.

و من
گوزنی كه می خواست
با شاخ هایش قطاری را نگه دارد.


        

                              

 

از جمله مهمانان این مراسم كه در فضای دوستانه و شایسته و زیبا برگزار شد،می توان به دوستانی چون: علی‌اصغر رمضانپور، احمد پوری،حافظ موسوی، اسدالله امرایی، فرخندهحاجی‌زاده، شهاب مقربین، یونس تراكمه،علی عبداللهی، رسول یونان ،رسول آباديان، سعید آذین،احسان عابدی، یاسین نمكچیان،فرزین شیرزادی،علیرضا بهنام، رضا حیرانی ، سپیده جدیری،، مهری شاه حسينی، شبنم آذر، جواد ماه زاده  و...  اشاره كرد. " و "محمود دولت آبادی" نیز در پایان برنامه به این مراسم رسیدند.


*****
در حاشیه:

* به دلیل استقبال خوب،برخی از شركت كنندگان به دلیل نبود جایی برای نشستن مجبور شدند،ایستاده برنامه را دنبال كنند.
* "غلامرضا بروسان " تازمانی كه جایزه را دریافت نكرده بود ، گویا،هنوز باور نداشت ، جایزه ای وجود داردكه بدون در نظر گرفتن شهر و گروه و دسته و غیره اهدا می شود. او از نواحی اطراف خراسان با كتاب كه خودش چاپ كرده بود، برگزیده این جایزه شد.
* در بخشی از شعر خوانی "بروسان" كه با بغض و اشك شاعر همراه بود، حاضران تحت تاثیر قرار گرفته اشك هایشان جاری شد.
* اهدای كتاب «یك بسته سیگار در تبعید» برگزیده جایزه شعر خبرنگاران و «به سمت رود خانه استوكس» گزیده شعر شاعران آزاد مشهدو «بر بال مرغان مهاجر» (سوگ سروده‌هایی برای خبرنگاران شهید سقوط هواپیمای سی 130 )در پایان مراسم ، از نكات شرین برنامه بود.
* اگرچه محموددولت آبادی دیر آمد،اما این باعث نشد كه علاقه مندان به ادبیات با او و لنگرودی عكس نگیرند. حتا اگر این كار در خیابان باشد.
* بی پاسخ ترین پرسش مراسم،این بودكه،این كتاب را از كجا می شود تهیه كرد؟ اگر كسی می دانددر بخش نظر دهندگان بنویسد.

 پایان پیام
*******
اخبارمر تبط:
- گزارش تصويري جايزه شعر خبرنگاران