1

دریا هم که باشی
  باز                 
  اسیر دست زمینی

 

 

2

سايه ها هم دل دارند

سايه
      عاشق همراهيست

سايه
       هيچ وقت تنها نيست

 

 

3

حالا که رفته ای

گریه نمی کنم

مباد

 در اشکهایم تو باشی

  و از چشمم بیفتی

 

 

4

اگر چه دارش زده بودند
هنوز
ایستاده بود

 

5

ماه
همیشه
و همه جا  ماه است

حتا

 در سیاهی شب
 درکف مرداب

 

 

6
يک سرو گردن بلند تر از هميشه
 
به روي چهار پايه دار

از کساني که دارش مي زدند

 

 

7
يک جعبه مداد رنگي
تنها
«مداد سياه تمام شده »

 

 

8
ميوه اش را چيدند
دوباره گل کرد
  
شاخه اش را شکستند