سال نومبارك . شايد اين شعر (اينجا كجاست؟) را در مجموعه شعري كه براي چاپ آماده كرده ام بياورم.


 

 

اینجا کجاست پدر ؟
اینجا کجاست که من آنجایی‌ام!

زمین اینجا سیاه و سخت است
زمین اینجا با من غریبی می‌کند پدر
گفته بودی:
« زادگاه من درخت‌های آلوست»
گفته بودی :
« من با درخت‌های گردو  قد کشیده‌ام
با جریان رود
پا به پای ماهی‌ها »

می‌خواهم ریشه کنم!
اینجا که خاک ندارد
می خواهم ماهی‌شوم!
اینجا كه رود ندارد

 

اینجا کجاست ؟

 که این همه بی ریشه‌گی
شکسته در خودش  قَد می‌کشد

اینجا کجاست پدر؟
چرا اینها به سمت تفنگ‌هاشان نماز می‌خوانند؟