به سلامتی دانشور و به احترام بیمارستان پارس

 


اهالی ادبیات؛ كلاه‌‌شان را از سر بردارند

سیمین دانشورساعت 40/16 روز دوشنبه 22 مردادماه پس ازحدود یك ماه بستری در بیمارستان پارس تهران به خوشحالی مرخص و راهی منزل شد.

این نویسنده نامدار ایرانی كه روز 28 تیرماه 1386 در حالت اغما راهی بیمارستان شده بود، به دلیل ناراحتی ریه در بخش «آی سی یو» بستری و مورد مداوا قرار گرفت.

ادامه نوشته

مرا با صدای بلند دوست داشته باش آیلی

 اين شعر رو به مناسبت تولد " آيلي" كه من عموش حساب مي شم گفتم . اول مرداد امسال(۸۶) يك ساله شده .
 

 

  

خوش آمدی " آیلی"
دختر امروز
زن فردا


گریه‌های تولد،نشان بی‌مرگی انسان است
اما،تو بخند
بخند،تا شاید خدا دوباره ما را به یاد آورد

بخند به نام پرودگاری كه به تو لب داد
تا آنكه را بیشتر دوست داری ببوسی

 

اگر چه از گوشت و خون مایی
نه تو زبان ما را می‌فهمی
نه ما زبان تو را

سال‌هاست كه ما بزرگ‌ترها هم زبان هم دیگر را نمی‌فهمیم
به دروغ به هم لبخند می‌زنیم
و گاهی هم سری تنكان می‌دهیم

ما در عصر جاهلیت مدرن به سر می‌بریم آیلی
بت تراشی شغل نخستین ماست
پادشاه

پیشوا
و...


پدران‌ِمان ساختند
ما می‌شكنیم
ما می‌سازیم
پسران‌ِمان می‌شكنند

 

ما برهنه متولد می‌شویم
و این حقیقت است
كه هیچ چیز بین ما و مادران‌ِمان پنهان نبود
اما

انسان هیچ‌وقت ظرفیت دیدن حقیقت را نداشت!
حقیقت همیشه آن چیزی نیست كه می‌بینیم!
شاید حقیقت جرأت دیدن باشد

یا سكوت بلند یك مرد پای چوبه‌ی دار 
حقیقت می‌تواند تمام حرف‌های نگفته باشد

یا فریاد آنكه خودش را از روی پل به درون رودخانه پرت می‌كند

پسران قابیل
حقیقت را در خاك پنهان كردند
چنانكه پدرشان خیانت را
و ما
از آن پس
پشت پرده ها حرف زدیم
پشت پرده‌ها زیستیم

پشت پرده‌ها عاشق شدیم
پشت پرده‌ها مُردیم

عصر،عصر یخ بندان انسان است آیلی

دست‌های تو را نمی‌گیرند

گُلی به سرت نمی‌زنند

در ثبت اسناد دولتی نامت را ثبت نمی‌كنند

ازدواج كه كردی

دیگر هیچ‌كس تو را با نام خانواده‌گی‌ات نمی‌خواند

حالا تو زنی

یادت باشد كه تو هیچ وقت دختر نبوده‌ای

حالا توبه كن

           از عشق

توبه كن
          از دوست داشتن
توبه كن
 از خدای مردانه‌ای كه ما برایت ساختیم و تو نپرستیدی‌اش

تو زنی
كنیزی

كلفتی
و در بزرگ‌ترین دروغ قرن خلاصه می‌شوی
تو «خانم خانه»‌ای
دایره‌ی پادشاهی‌ات تمام آشپزخانه‌ها و اتاق خواب‌های زمین است

می‌گویند:«كلید بهشت زیر پای توست»

اما از آستانه عبور نمی‌کنی

به هزاره‌ی عشق نمی‌رسی

و در ابتدای آرزوهایت

 سنگ می‌شوی

 

گریه نكن آیلی
گریه نكن
شیون

مرام قبیله‌ی من نیست

کاش می‌دانستم

پدرانَم دوست داشتن را چگونه می‌‌رقصیدند

تا تمام زندگی‌ام را بِرَقصم‌ات


از پستی‌ها نترس آیلی
در سرزمین پست‌ها

كوه‌ها بلندتر دید می‌شوند

بخند آیلی

آیلی بخند
و مرا با صدای بلند دوست داشته باش آیلی

 

 

 

در خدمت و خيانت پسر شاملو

«قطعاتی كه درین كتاب جمع آوری شده است ، نوشته‌هائیست كه در حقیقت میبایستی سوزانده شده باشد. نوشته‌هائیست كه باید دور ریخته شده باشد. نوشته‌هائیست كه بهتر بود اصلاً نوشته نشده باشد! – اینمطلب پیش از چاپ كتاب برای من روشن بود.

نوشته‌های این كتاب آهنگهائیست كه خیلی زود از یاد میرود. جرقه‌هائیست كه تا میجهد در هوا خاموش میشود. از جمله‌ی نوشته‌هائیست كه گذشت زمان زود پیرشان می‌كند،- گمشان میكند،- نابودشان میكند... این قطعه‌ها بیك چهره‌ی زیبا و دلنشین شباهت ندارد كه در نخستین نظر با همه‌ی ریزه كاریهای خود روی مغز نقاشی بشود ؛ اینها شبیه قیافه‌های عادی و پیش پا افتاده‌ایست كه آدم حتی برای یكبار هم میل نمی‌كند برضا در آن بنگرد این نوشته‌ها مثل لرزش یك سیم تار از برخورد ببال یك حشره ، یامثل یك نفس كوتاه نسیم در یك شب گرم تابستان ، فقط در وجود خود زنده است؛ یعنی نقش نمی‌بنددد،باقی نمیماند، زود از بین میرود و فراموش میشود و تا باز تكرار نشود بیاد نمیآید و تا هنگامیكه مجدداً‌خودش را نشان نداده است ، مرده است!‌... »

 

ادامه نوشته

لحظه‌‌به‌لحظه‌با"دانشور"؛بیمارستان پارس،36/23 دقیقه يكشنبه31 تیرماه،وضعيت بدون تغيير

وضعیت «بالا بلند نجیب قصه‌های ایرانی»، سیمین دانشور، هیچ تغییری نكرده است و همچنان به شكل شب گذشته  از دستگاه‌های تنفسی استفاده می‌كند. مشكلات ریه ،‌ سابقه سكته و سن بالا از دلایل بیماری دانشور عنوان شده است.


خبر مرتبط:

- ساعت 50/12 دقیقه‌ی 31 تیرماه 86 ، همچنان در وضعیت آرام
- ساعت 30/10 دقیقه‌ی 31 تیرماه 86 ، همچنان در وضعیت آرام
- ساعت 30/21 دقيقه‌ي 30 تيرماه 1386 خورشيدي